نظرسنجی‌های اینترنتی: کم‌‌هزینه و کم‌کیفیت

اهمیت آمارهای ملی در سنجش کیفیت نظرسنجی‌ها

شماره روزنامه: ۲۶۸۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۵۰۷۸ اندیشه-اقتصاد

میثم هاشم‌خانی*<br>اشاره: <br>اجازه بدهید این نوشته کوتاه را با چند پرسش آغاز کنیم: <br>در شرایطی که فقط ۲/۵۷ درصد از مردان بالای ۲۵ سال کشور دارای تحصیلاتی بالاتر از راهنمایی هستند و این رقم برای زنان بالای ۲۵ سال کشور به ۱/۳۹ درصد می‌رسد (منبع: آمارهای منتشره در چارچوب گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰)، آیا می‌توان نظرسنجی اینترنتی را ملاکی برای برآورد ویژگی‌های اقتصادی_اجتماعی کل جامعه ایران در نظر گرفت؟

میثم هاشم‌خانی*
اشاره:
اجازه بدهید این نوشته کوتاه را با چند پرسش آغاز کنیم:
در شرایطی که فقط ۲/۵۷ درصد از مردان بالای ۲۵ سال کشور دارای تحصیلاتی بالاتر از راهنمایی هستند و این رقم برای زنان بالای ۲۵ سال کشور به ۱/۳۹ درصد می‌رسد (منبع: آمارهای منتشره در چارچوب گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۰)، آیا می‌توان نظرسنجی اینترنتی را ملاکی برای برآورد ویژگی‌های اقتصادی_اجتماعی کل جامعه ایران در نظر گرفت؟

در شرایطی که بنابر آخرین آمارهای رسمی داخلی ۱۲ درصد از جمعیت شاغل کشور بی‌سواد، ۲۷ درصد دارای تحصیلات ابتدایی و ۲۰ درصد دارای تحصیلات راهنمایی هستند (منبع: سالنامه آماری کشور که در سال ۱۳۸۸ توسط مرکز آمار ایران منتشر شده)، جامعه نمونه نظرسنجی‌های اینترنتی و تلفنی انجام‌شده در کشور، تا چه حد با چنین توزیعی سازگار است؟
آیا کارآیی نظرسنجی اینترنتی در جامعه‌ای مانند نروژ که حدودا ۹۶ درصد از مردان و ۹۷ درصد از زنان بالای ۲۵ ساله آن دارای سطح تحصیلات حداقل دیپلم بوده و تقریبا همه جمعیت آن از سواد اینترنتی بالا برخوردارند، با جامعه‌ای مانند ایران قابل مقایسه است؟


بهانه نوشتن این یادداشت کوتاه، مقاله ارزشمند دوست خوبم سهیل پورصادقی بود، مطلبی با عنوان «دغدغه‌های اقتصادی - اجتماعی مردم شهرهای مختلف ایران» که سعی کرده است ضمن معرفی ابزار مفید سایت گوگل با عنوان
Google Insights، روشی کلی برای استفاده از این ابزار به منظور ارزیابی ویژگی‌های مختلف اجتماعی_اقتصادی (Socioeconomic) جامعه ایران ارائه کند. مطالعه این مقاله ارزشمند، قطعا می‌تواند ایده‌های جالبی در اختیار علاقه‌مندان به تحقیق در حوزه‌های جامعه‌شناسی و علوم سیاسی و اقتصاد و نیز صاحبان کسب و کار قرار دهد تا بتوانند بدون متحمل شدن هزینه سنگین برگزاری نظرسنجی فراگیر (و حتی بدون نیاز به صرف هزینه نچندان بالای نظرسنجی اینترنتی)، به گمانه‌زنی‌هایی کلی در مورد ویژگی‌های اجتماعی_اقتصادی جامعه افراد مقیم هر یک از مناطق کشور بپردازند.
اما به بهانه مقاله سهیل، قصد دارم در متن پیش‌رو، بر وجود نوعی بده_بستان (Trade Off) بین کیفیت نظرسنجی و هزینه برگزاری آن تاکید کنم. ابتدا باید توجه کنیم که انتخاب مجموعه‌ای تصادفی و کوچک از اعضای یک جامعه و برگزاری نظرسنجی بین آنها با هدف تخمین ویژگی‌ها و روحیات و ترجیحات جامعه اصلی، روشی رایج است که شالوده اصلی آن صرفه‌جویی در هزینه است. برای مثال وقتی که می‌خواهیم تغییرات میزان محبوبیت یک کاندیدای انتخاباتی در یک منطقه خاص را به صورت هفتگی بررسی کنیم، مناسب‌ترین و باکیفیت‌ترین روش آن است که هر هفته از تک تک افراد مقیم آن منطقه نظرسنجی کنیم. اما طبیعتا مراجعه به تک تک افراد مقیم آن ایالت بسیار پرهزینه خواهد بود و لذا استراتژی نمونه‌گیری تصادفی مورد استفاده قرار می‌گیرد که صرفه‌جویی در هزینه را موجب می‌شود، ولی این صرفه‌جویی در ازای بروز خطای بیشتر در تخمین نظرات شهروندان ایالات مذکور رخ می‌دهد.
با این توضیحات، یکی از اهداف مهم متخصصین در طراحی نظرسنجی، آن است که تلاش کنند تا حد ممکن جامعه نمونه تصادفی انتخابی را به گونه‌ای انتخاب کنند که نماینده مناسبی از جامعه اصلی باشد. برای مثال اگر ۵۰ درصد از اعضای جامعه‌ای را زنان تشکیل دهند، ولی فقط ۱۰ درصد از نمونه تصادفی انتخاب‌شده برای نظرسنجی زن باشند، طبیعتا نتیجه نظرسنجی را نمی‌توان به جامعه مورد نظر تعمیم داد. پس از این توضیحات اجازه بدهید به نظرسنجی‌های اینترنتی بپردازیم؛ نظرسنجی‌هایی که مهم‌ترین مزیت آنها به هزینه پایین‌شان مربوط می‌شود: اگر هدف از چنین نظرسنجی‌هایی صرفا تخمین نظرات و ویژگی‌های اجتماعی_اقتصادی کاربران فعال اینترنت باشد، طبیعتا هیچ ایرادی بر آنها وارد نیست. اما اگر فقط و فقط به اختلاف شدید بین میانگین سطح سواد کاربران فعال اینترنتی با میانگین سطح سواد در کل جامعه ایران توجه کنیم، به وضوح مشاهده می‌شود که تعمیم نتایج نظرسنجی‌های اینترنتی به کل جامعه ایران، خطایی بسیار فاحش است و اگر چنین نظرسنجی‌هایی را ملاک تخمین ویژگی‌های کل جامعه ایران قرار دهیم، با خطای قابل توجهی در تخمین ویژگی‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی و سیاسی جامعه ایرانی مواجه خواهیم شد. البته قطعا نظرسنجی اینترنتی برای سنجش موضوعی مانند محبوبیت گوشی‌های موبایل گران‌قیمت (که اکثریت متقاضیان آنها کاربران اینترنت هم هستند) کارآمد خواهد بود. اما اگر از نظرسنجی اینترنتی برای سنجش موضوعات جامعی مانند محبوبیت سیاست‌های اقتصاد کلان یا میزان محبوبیت سیاستمداران ارشد کشور استفاده شود، بدون تردید به خطای قابل توجهی منجر خواهد شد.
برای فهم بهتر این خطا، احتمالا ملاحظه دو نمودار زیر، بدون هیچ توضیح اضافی کفایت خواهد نمود؛ نمودارهایی که هر دو از آخرین سالنامه آماری رسمی مرکز آمار ایران استخراج شده و به بررسی توزیع سطح تحصیلات در میان شاغلان و بیکاران ایرانی می‌پردازند.
* m.hashemkhany@gmail.com

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن