رافائل کوریا: دومین رییسجمهور با دکترای اقتصاد
احتمال میرود در دور دوم انتخابات پیشاروی اکوادور، رافائل کوریا رییسجمهور شود. اگر وی به ریاست جمهوری انتخاب شود دومین رییسجمهور دارای مدرک دکتری اقتصاد در آمریکای لاتین خواهد بود. ارنستو زدیلو، رییسجمهور مکزیک در ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۰ نخستین رییسجمهور این قاره بود که در سال ۱۹۸۱ از دانشگاه ییل دکتری اقتصاد گرفت.
احتمال میرود در دور دوم انتخابات پیشاروی اکوادور، رافائل کوریا رییسجمهور شود. اگر وی به ریاست جمهوری انتخاب شود دومین رییسجمهور دارای مدرک دکتری اقتصاد در آمریکای لاتین خواهد بود. ارنستو زدیلو، رییسجمهور مکزیک در ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۰ نخستین رییسجمهور این قاره بود که در سال ۱۹۸۱ از دانشگاه ییل دکتری اقتصاد گرفت. همه جا شایع است که این نامزد ریاست جمهوری گرایشهای چپ دارد و از دوستان نزدیک هوگو چاوز است. با اینکه وی اقتصاددان تحصیلکرده در آمریکا بوده و از دانشگاه الینویز در سال ۲۰۰۱ فارغ التحصیل شده و سابقه تحصیل در بلژیک را دارد، استراتژی وی برای پیروزی این است که زیر شعارهای چپروانه و ضد غربی ظاهر شود. در غیر این صورت سایر نامزدهای چپ افراطی به راحتی به وی حمله کرده و پیشینه تحصیلی وی در آمریکا را چماقی علیه او میسازند.
ورنر بائر، استاد سابق وی که کارشناس مسائل آمریکای لاتین است با این نوع کلکها خیلی خوب آشنا است. وی میگوید: «حدس من این است که برخی موضعگیریهای کنونی رافائل به این خاطر است که برای انتخاب شدن و رای جمع کردن چارهای جز این ندارد. من تردید دارم که به محض انتخاب شدن مانند هوگو چاوز با آمریکا رفتار کند.» بائر معتقد است اگر کوریا پیروز شود به احتمال زیاد از لولا سیلوا، رییسجمهور برزیل پیروی میکند که در هنگام نامزد شدن با ارائه گفتمانی رادیکال، سرمایهگذاران را وحشتزده کرد اما به محض در دست گرفتن قدرت، طرفدار سیاستهای متعارف و معقول اقتصادی شد.
کوریا در آوریل ۲۰۰۵ وزیر اقتصاد شد اما پس از چهار ماه وزارت مجبور به استعفا شد چون قبل از انتقاد علنی از بانک جهانی به خاطر محروم کردن اکوادور از دریافت وام ۱۰۰میلیون دلاری، با رییسجمهور مشورت نکرده بود. او حالا چهره یک «چپگرای مسیحی» را به خود گرفته و با حملات چاوز به بوش هم عقیده بوده و میافزاید: «ابلیس نامیدن بوش، بیاحترامی به ابلیس است.» و اینکه «این ابلیس، همان ابلیس است به جز اینکه هوشمندی آن را ندارد.»
بر زبان آوردن چنین سخنانی تماما قابل درک و پیشبینی است. آیا استراتژی آسانتری سراغ دارید که بتوان با این سرعت سرمایه و اعتبار سیاسی در آمریکای لاتین کسب کرد؟
پروفسور بائر در توصیف کوریا، او را اقتصاددان بینظیری نامید. اما برای قضاوت در این باره باید منتظر ماند و دید. کوریا در توضیح فعالیتهای تحقیقاتی خود فقط به شرح پایاننامه خویش اکتفا میکند که جای تامل دارد. «پایان نامه دکتری و علایق تحقیقاتی من توسعه اقتصادی و اقتصاد بینالملل است. بخش نخست پایاننامهام به ارزیابی اثرات آزادسازی و جهانی شدن بر رشد اقتصادی، سرمایهگذاری و بهرهوری آمریکای لاتین اختصاص یافته است. من از تکنیکهای پیشرفته در متغیرهای ابزاری و مدلهای پویای دادههای پانل استفاده کردم. این پانل شامل ۱۹ کشور آمریکای لاتین است. بخش دوم پایان نامه به بررسی مطلوببودن اقتصادی اتحادیه پولی برای کشورهای آند میپردازد. در این بررسی از مدلهای اتورگرسیون برداری و قطریسازی اختلالات استفاده کردم. بخش سوم پایاننامه به ارزیابی تاثیر اصلاحات ساختاری بر رشد، توسعه انسانی و فقر در آمریکای لاتین اختصاص یافته است.»
حداقل نتیجهای که میگیریم این است که او به طور قطع چپگرا نیست. او صرفا یک فرصتطلب سیاسی است. آینده این موضوع را هم روشن خواهد ساخت.