گفت‌وگوی «دنیای اقتصاد» با رضا طلایی نیک، نماینده مردم کبودرآهنگ در مجلس شورای اسلامی درباره

اولویت‌های مصرف گاز در ایران

شماره روزنامه: ۱۰۸۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۹۹۲۰ خبر

برخی کشورها مانند روسیه منافع ملی خود را در بحرانی ماندن پرونده هسته‌ای ایران و عدم خاتمه یافتن این پرونده و در واقع موفق نشدن هیچ یک از طرفین جست‌وجو می‌کنند

اولویت‌های مصرف گاز در ایران

برخی کشورها مانند روسیه منافع ملی خود را در بحرانی ماندن پرونده هسته‌ای ایران و عدم خاتمه یافتن این پرونده و در واقع موفق نشدن هیچ یک از طرفین جست‌وجو می‌کنند نسیم محمدی - رضا طلایی‌نیک شاید جزو آن دسته از مردان سیاسی نباشد که بر صادرات گاز تاکید داشته و محقق نشدن آن را امری نگران‌کننده برای کشور بداند. وی که عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است از دست دادن بازار گاز در صورت اولویت دادن به مصارف داخلی و عمومی را نگران کننده نمی‌داند. چرا که معتقد است با وجود نیاز داخل، به فکر بازار دیگران بودن منطقی جلوه نمی‌کند. هر چند که با سرمایه‌گذاری و تمرکز بیشتر جهت توسعه میادین گازی ظرف مدت کوتاهی می‌توانیم زمانی را که از بازار گاز عقب مانده‌ایم، جبران کنیم. پس جای نگرانی نیست.

طلایی‌نیک که با رای مردم کبودرآهنگ به مجلس راه یافته، تزریق گاز به میادین نفتی در حال افول و بالا بردن تولید نفت از چاه‌هایی که دچار افت فشار شده‌اند را یکی از ضروری‌ترین مصارف گاز می‌داند. چرا که به عقیده او منابع محدودند و صادرات نفت نیز به سایر کشورها دیگر عمر چندان طولانی نخواهد داشت.

همچنین اکثر کشورهای دنیا به سمت جایگزینی گاز به جای نفت پیش رفته و همین حساب‌های سرانگشتی می‌تواند نگرانی آن دسته از مردان مملکتی را که صادرات گاز را در اولویت قرار می‌دهند، برطرف کند.

به همین مناسبت گفت‌وگویی با وی انجام داده‌ایم که در زیر می‌‌خوانید.

آقای طلایی‌نیک اگر موافق باشید از صادرات گاز آغاز کنیم. شما چه اولویتی برای صدور گاز به دیگر کشورها تعیین می‌کنید و آیا اساسا با این امر موافق هستید؟

به طور حتم باید تامین گاز مصرفی کشور در داخل به صادرات اولویت داده شود. اما مساله‌ای که در اینجا مطرح می‌شود ابهام‌هایی در زمینه سرمایه‌گذاری و استحصال منابع گاز است که در صورت شفاف شدن این امر می‌توان میزان صادرات کشور را تنظیم و عملیاتی کرد. هر چند که ابهام‌های مطرح شده نسبت به میزان سرمایه‌گذاری و امکان استحصال گاز در کشور ممکن است موجب محدودیت جدی در صادرات شود.

در این زمینه آیا در مجلس مصوبه‌ای وجود دارد؟

بله، اما با توجه به افزایش میزان مصرف داخل و نیازهای مصرفی جدید و تاسیسات و مصارف عمومی و مصوبات مجلس برای توسعه گازرسانی به همه شهرها و روستاهای کشور با سیاست گسترش صنعت گاز در میان‌مدت هم‌خوانی ندارد اما در بلندمدت در صورت شفاف شدن میزان سرمایه‌گذاری در استحصال و تولید انرژی گاز و نیز خطوط انتقال، می‌توان نسبت به صادرات برنامه‌ریزی جامع‌تری انجام داد.

در حال حاضر کمیسیون امنیت ملی و انرژی مجلس نسبت به صادرات گاز ایران به برخی از کشورهای جدید سوالاتی را از دولت مطرح کرده‌اند که هنوز متاسفانه پاسخ دولت شفاف نیست.

البته در این راستا هنوز نیازهای بسیار زیادی در حوزه‌های صنعت، نیروگاه‌ها، تاسیسات عمومی، خودروها و مصارف عمومی در شهرها و روستا وجود دارد که از سوی دولت پاسخ داده نشده، ضمن اینکه از زمان دولت قبل نیز، توقف صادرات گاز برای پاسخ دادن به نیاز داخلی، مورد انتقاد قرار گرفته است.

به عنوان یک عضو کمیسیون امنیت ملی هم از همین بعد به صادرات گاز نگاه می‌کنید؟

به نکته بسیار ظریفی اشاره کردید. با توجه به ره‌آوردهای اقتصادی و سیاسی و امنیتی در صادرات گاز یا هرگونه کالای ایرانی به کشورهای منطقه، ابعاد مثبت آن را نباید از نظر دور داشت.

در واقع بسیاری از خطوط انتقال برق و گاز به عنوان شاهراه‌های صلح و حقیقت تلقی می‌شوند.

اما در صورت عدم رعایت تناسب و توازن در تامین نیازهای مصرف داخلی و ترجیح دادن صادرات، به طور حتم در بعد امنیت ملی چالش‌برانگیز خواهد بود.

بنابراین با صادرات گاز موافقم به شرطی که طبق برنامه‌ریزی باشد. هر چند که به نظر می‌رسد در تامین نیازهای داخل به دلیل تاخیر و کند بودن سرمایه‌گذاری در بخش گاز با محدودیت‌های خاصی مواجه هستیم.

... یعنی چه محدودیت‌هایی؟

به عنوان مثال تنها ۲۰درصد منابع پیش‌بینی شده در قانون بودجه سال‌های ۸۴ و ۸۵ برای استفاده از تسهیلات خارجی مانند بیع متقابل محقق شده و این در حالی است که بیش از ۸۰درصد تسهیلات مصوب در قانون بودجه دو سال اخیر جهت سرمایه‌گذاری در بخش گاز کشور اختصاص یافته است.اما تاکنون تعهدات دولت برای گازرسانی به بخش‌های صنعتی، روستاها و شهرها با اهداف قانون بودجه فاصله دارد.

البته یکی از دلایل این فاصله شاید زمان تلف شده ۶ماه شورای نگهبان در رفع ایراد قانون بودجه مجلس باشد که شرکت ملی گاز طی ۶ماهه اول پارسال یکی از بهترین فرصت‌ها را در استفاده از منابع خارجی از دست داد.

به طور معمول در این گونه موارد از صندوق ذخیره ارزی استفاده می‌شود.

با توجه به برخی محدودیت‌ها در استفاده از منابع خارجی شاید استفاده از صندوق ذخیره ارزی به جای مصارف جاری و غیرمولد، باید به سرمایه‌گذاری مجدد در بخش نفت و گاز اختصاص یابد. بنابراین انحراف جدی در استفاده از منابع صندوق ذخیره ارزی برای آینده کشور جای نگرانی دارد و موجب می‌شود تا اقتصاد کشور بیش از گذشته به نفت وابسته شود.

در حالی که باید درآمدهای نفت به سرمایه‌گذاری مجدد در بخش نفت و گاز اختصاص یابد.

البته برخی نمایندگان پیشنهاد استفاده از منابع صندوق ذخیره ارزی را برای سرمایه‌گذاری در بخش گاز مطرح کرده‌اند که امیدواریم دولت به جای ارائه لوایح متمم بودجه در جهت استفاده از صندوق ذخیره ارزی در زمینه سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز اهتمام داشته باشد.

در ابتدای صحبت خود به ابهاماتی در زمینه میزان سرمایه‌گذاری اشاره کردید. در واقع چه ابهاماتی مدنظر شما است؟

استفاده از منابع خارجی در قالب روش‌های فاینانس و بیع متقابل مورد ایراد شورای نگهبان بود که برای رفع این ابهامات دولت ناگزیر به ارجاع مصوبات رد شده از سوی شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت شد و به علت برخی ابهامات مجدد چندین ماه تایید مصوبه قانون بودجه مجلس در بند مربوط به استفاده از منابع خارجی در بخش گاز با تاخیر مواجه شد.

به عقیده شما به چه میزان سرمایه‌گذاری نیاز داریم تا بتوانیم به آن هدفی که مدنظر است دست پیدا کنیم؟

برای رسیدن به شکوفایی و هدف تعیین شده بیش از ۵۰۰میلیون دلار مورد نیاز است که متناسب با بازاریابی داخلی و صادراتی باید ایران برای استحصال و عرضه انرژی گاز سرمایه‌گذاری کند.

ایران باید فوریت‌های تولید و استفاده از انرژی گاز را در اولویت اقتصاد کشور قرار دهد که به نظر می‌رسد هنوز میزان سرمایه‌گذاری بسیار محدود است.

همچنین غفلت در سرمایه‌گذاری به هیچ وجه جایز نیست. همانند غفلت در ساخت نیروگاه هسته‌ای. بنابراین غفلت در سرمایه‌گذاری به استحصال و استفاده بهینه از انرژی گاز می‌تواند در آینده اقتصاد کشور عوارض جبران‌ناپذیری داشته باشد، به ویژه آن که گاز قابل ذخیره‌سازی نیست و در واقع انرژی گاز باید با فرآیند‌های فنی، به صورت‌ جاری و مستمر به مصرف برسد.

آقای طلایی‌نیک، جدای از مساله گاز از دیدگاه امنیت بین‌‌المللی مسائل هسته‌ای ایران وارد فاز تازه‌ای شده است. همان‌طور که می‌دانید علاوه بر مباحث شورای امنیت سازمان ملل و گفت‌وگوهای اخیر با اروپا رفت و آمد بازرسان به ایران زیاد شده است، تحلیل شما چیست؟

حضور بازرسان همواره به طور معمول انجام می‌شود و موضوع ویژه‌ای نیست که مطابق با دو سند عضویت ایران در معاهده NPT و پادمان مصوب سال ۱۳۵۲، مجوز بازرسی و نظارت‌های فنی آژانس بر تاسیسات هسته‌ای وجود دارد. البته با توجه به تلاش آمریکا برای امنیتی کردن پرونده هسته‌ای ایران احتمال محدودیت‌های جدید برای بازرسی‌ها از تاسیسات هسته‌ای قابل پیش‌بینی است.لذا بازرسان هدف ویژه‌ای ندارند. طبق وظایف عادی آژانس برای نظارت، این بازرسی‌ها انجام می‌شود. البته با توجه به قرائن جدید به ویژه قطعنامه شورای امنیت و امنیتی شدن پرونده هسته‌ای ایران به احتمال زیاد مجلس و دولت محدودیت‌های جدیدی برای بازرسان آژانس اعمال خواهند کرد، چون احتمال سوء‌استفاده آمریکا و برخی از کشورها از بازرسی‌ها در جهت اهداف امنیتی وجود دارد. بنابراین به هر نسبتی که آمریکا و غرب از طریق شورای امنیت برای امنیتی کردن پرونده ایران تلاش کنند، به همان نسبت نیز ایران محدودیت‌های بیشتری برای بازرسی‌های آژانس اعمال خواهد کرد. چون در چنین شرایطی امکان بهره‌برداری‌های نظامی و امنیتی از بازرسی‌ها و اطلاعات داخلی ایران وجود دارد. طبق توافقات مقطعی بین مسوولان اجرایی ایران و آژانس در حد پروتکل الحاقی، بازرسی‌هایی در چند سال اخیر طبق روال معمول انجام شده است. اما طبق مصوبه مجلس در صورت قرار گرفتن پرونده ایران در دستور کار شورای امنیت همکاری‌های داوطلبانه ایران مانند دادن مجوز برای بازرسی‌های بیشتر در چارچوب پروتکل الحاقی که شامل تاسیسات نظامی و غیره هم می‌شود متوقف خواهد شد، چون همکاری‌های ما داوطلبانه و مجوز بازرسی‌ها، بیش از حدود معاهده NPT و در سطح توافقات پروتکل الحاقی منوط به امنیتی نشدن و قرار نگرفتن پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت بود که با توجه به این مساله دولت بر طبق مصوبه مجلس اختیار قانونی برای دادن مجوز بازرسی از تاسیسات نظامی را نخواهد داشت و در صورتی که شورای امنیت به دنبال فرایند تکمیلی قطعنامه اخیر باشد به طور حتم احتمال تجدیدنظر در همکاری با آژانس و حتی احتمال خارج شدن از معاهده NPT نیز وجود دارد. چون همکاری و عضویت ایران در معاهده NPT باید تعهدات و دستاوردهای متقابل را دربرگیرد، یعنی در صورتی که ایران با عضویت در معاهده NPT و اجرای پادمان مصوب سال ۵۲ مجلس اجازه بازرسی‌ها و نظارت‌های گسترده به آژانس را می‌دهد در مقابل باید تحت نظارت آژانس و بازرسی‌های آژانس امکان فعالیت غنی‌سازی را برای مصارف صلح‌آمیز داشته باشد. در صورتی که اصل انجام فعالیت غنی‌سازی برای مصارف صلح‌آمیز با اعمال فشار آمریکا یا شورای امنیت منتفی شود به‌خودی خود موضوعیتی برای بازرسی‌های آژانس وجود نخواهد داشت و در واقع نوعی قانون‌شکنی و پیمان‌شکنی و نقض معاهدات بین‌المللی در رویکردهای اخیر شورای امنیت دیده می‌شود. البته قطعنامه شورای امنیت بیشتر ماهیت سیاسی دارد، برخلاف اینکه از یک جایگاه حقوقی بین‌المللی مانند شورای امنیت برای صدور این قطعنامه استفاده شده است. اما محتوا و جهت‌گیری قطعنامه به دلیل فقدان استنادات لازم حقوقی و داشتن گزارش مستند قابل قبول مبنی بر انحراف‌آمیز بودن و یا تهدیدآمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران برای امنیت هر کشوری، فاقد وجاهت منطقی است. بنابراین به هر نسبتی که شورای امنیت تحت فشار آمریکا و غرب به دنبال ایجاد محدودیت بیشتر برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و امنیتی کردن پرونده هسته‌ای ایران باشد به همان نسبت ایران همکاری‌ها، روابط و تعهدات خود را نسبت به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای کاهش خواهد داد.

به عقیده شما این تجدید نظر در روابط با آژانس هزینه‌هایی را به کشور تحمیل نخواهد کرد؟

احتمال تحمیل هزینه‌های سنگین اقتصادی یا امنیتی در صورت استقامت ایران برای داشتن چرخه سوخت هسته‌ای صلح‌آمیز بسیار کم است، چون آمریکا و غرب در شرایطی نیستند که بتوانند ابزارهای قهری و فشارهای بین‌المللی را نسبت به ایران درحد بالایی اعمال کنند، چون برآیند تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی در منطقه و در جهان، نشان‌دهنده محدودیت‌های جدی آمریکا و غرب در امکان اعمال فشارهای سنگین به ایران است. بنابراین ما در کنار برخی هزینه‌های سیاسی و یا حتی اقتصادی از فرصت‌های خاص و مطلوبی هم برای پیش‌برد فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز برخوردار هستیم که شاید در سال‌های آینده چنین فرصت‌های ملی و منطقه‌ای برای پیش‌برد فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران فراهم نشود، برآیند تحولات در منطقه زمینه‌ساز ارتقای جایگاه ایران در منطقه شده است، نقش فراملی و منطقه‌ای ایران نسبت به دو دهه قبل به شدت افزایش یافته است و در واقع بدون نقش ایران اکثر تحولات عمومی و اساسی منطقه خلیج فارس، خاورمیانه، آسیای جنوب غربی و آسیای میانه قابل تنظیم نیست. در نتیجه ایران باید از فرصت کنونی برای پیش‌برد فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز با لحاظ کردن سیاست‌های تنش‌زدایی و کم کردن زمینه‌های تنش استفاده کند. مذاکره و تلاش برای تفاهم، اولویت اول در دیپلماسی هسته‌ای ایران است ولی برخی از کشورها مانند آمریکا به دنبال مختل کردن فرایند مذاکره و تفاهم و توافق بین ایران و جامعه جهانی هستند چون آمریکا براساس دکترین پیش‌بینی شده خود در منطقه خاورمیانه به دنبال بحران‌سازی است. در واقع بحران‌سازی لازمه پیشبرد اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی آمریکا در منطقه است. به همین دلیل وقوع جنگ‌هایی نظیر افغانستان، عراق و اخیرا هم حمایت آمریکا از اسرائیل در جنگ با لبنان را به وضوح می‌بینیم. اما اکثر کشورها به این نکته مهم که آمریکا و منافع و اهداف غیرمنطقی خود را برای بحران‌سازی در منطقه آسیای جنوب غربی و خاورمیانه دنبال می‌کند، واقف شده‌اند. ولی بنابه ملاحظاتی هنوز در جهت مقاومت نسبت به سیاست‌های آمریکا به صورت قاطع عمل نمی‌کنند بلکه به صورت نسبی برخی از قدرت‌ها مانند چین، هند و روسیه و برخی از کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین در محدود کردن سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکا حرکت می‌کنند. هر چند که برخی کشورها مانند روسیه منافع ملی خود را در بحرانی ماندن پرونده هسته‌ای ایران و عدم خاتمه یافتن این پرونده و در واقع موفق نشدن هیچ‌یک از طرفین جست‌وجو می‌کنند. روس‌ها برای پی‌گیری منافع خود در دو سوی این پرونده حساب‌های ویژه‌ای را باز کردند بنابراین روسیه با تاکتیک‌ها و تغییرات مواضع به صورت دوره‌ای در دو سوی این پرونده بازی می‌کند. البته روس‌ها برخلاف همراهی نسبی در برخی از مراحل پرونده هسته‌ای ایران با آمریکا و اروپا از همراهی کامل با آمریکا به دلیل نگرانی از گسترش نفوذ آمریکا در منطقه نسبت به موقعیت روسیه نگران هستند. لذا این همراهی به صورت نسبی و محدود تاکنون قابل ارزیابی است و چین هم به دلیل وابستگی به نفت و انرژی از بحرانی شدن این پرونده به شدت نگران است و حتی اروپا با توجه به نابسامانی اقتصادی از تشدید بحران در منطقه مانند پرونده هسته‌ای ایران نگرانی دارند و در صورت تلاش غرب و شورای امنیت برای اعمال تحریم اقتصادی به عنوان اولین گام عملی علیه ایران خسارت‌های وارده به غرب بیش از خسارت‌های وارده به ایران خواهد بود. چون امنیت انرژی در منطقه در صورت مختل شدن وضعیت روابط اقتصادی ایران با مشکلات جدی همراه خواهد بود و ایران علاوه بر جایگاه مهم در اوپک با توجه موقعیت ترانزیتی و شاهراه اقتصادی در منطقه و در بین شرق و غرب و جهان نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند در مجموع به نظر می‌رسد که پرونده هسته‌ای ایران یک روند طولانی و دنباله‌‌داری خواهد بود و بعید است که به سرعت و سهولت پرونده هسته‌ای ایران مختومه شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن