گام دوم صنعت فولاد
بهنود دامغانی<br>توسعه صنعت فولاد ایران طی سالهای اخیر پیوسته و آهسته بوده است.<br>راهاندازی و احداث واحدهایی همچون فولاد خوزستان و فولاد مبارکه ظرفیت فولادسازی را از ۲/۱میلیون تن در سال ۵۸ به حدود ۱۲میلیون تن در سال ۸۵ رسانده است.
بهنود دامغانی
توسعه صنعت فولاد ایران طی سالهای اخیر پیوسته و آهسته بوده است.
راهاندازی و احداث واحدهایی همچون فولاد خوزستان و فولاد مبارکه ظرفیت فولادسازی را از ۲/۱میلیون تن در سال ۵۸ به حدود ۱۲میلیون تن در سال ۸۵ رسانده است. تقاضا در بازار داخلی و منطقه، وجود منابع معدنی و انرژی ارزان در کشور، دولت را ناخودآگاه و بدون هیچگونه استراتژی صنعتی یا بدون تدوین طرح جامع فولاد در مسیری قرار داد که ظرفیت تولید فولاد را طی ۲۵سال به بیش از ۱۰برابر برساند.
ماحصل این حرکت ایجاد ظرفیتهای جدید در صنعت فولاد طی دهههای ۶۰ و ۷۰ و اندکی در اوایل دهه ۸۰ بود.
به عبارتی گام اول در صنعت فولاد طی دهههای مذکور برداشته شد. حال در شرایطی قرار گرفتهایم که تمامی شرایط و امکانات برای برداشتن گام دوم در صنعت فولاد برای رسیدن به ظرفیت تولید ۲۹میلیون تن شمش فراهم شده است.
گام دوم صنعت فولاد کشور کاملا با گام اول متفاوت است. ظرفیتسازی در صنعت فولاد کشور در این مرحله به نحوی در حال شکلگیری است که در استراتژی توسعه صنعتی کشور نیز بر توسعه این صنعت تاکید فراوان شده و از طرفی توسعه صنعت فولاد در حال حاضر دارای طرح جامع است که این طرح مسیر توسعه صنعت فولاد را کاملا مشخص کرده است. مطابق با طرح جامع فولاد ظرفیت فولاد باید تا سال ۸۸ به دو برابر برسد. در طرح جامع فرض شده است که تا پایان سال ۸۵ظرفیت تولید فولاد کشور به ۲/۱۲میلیون تن خواهد رسید و این عدد باید طی چهار سال آینده به ۲۹میلیون برسد. به عبارتی حدود ۱۷میلیون تن به ظرفیت کنونی افزوده خواهد شد، که این ظرفیتسازی ۵/۳میلیون تن در واحدهای فعلی، ۹/۷میلیون تن در طرحهای ۸گانه استانی و ۹/۶میلیون تن با مشارکت دولت و بخش غیردولتی ایجاد خواهد شد. تجربه نشان داده است که طرحهایی صنعتی و معدنی که از امکانات زیربنایی مطلوبی برخوردارند یا در کنار آن یک واحد مشابه آنها میخواهد ساخته شود در اجرا و ساخت از سرعت مناسبی برخوردارند چرا که استفاده از تجربیات و به کارگیری از نیروهای متخصصی که در واحد همجوار آن مشغول فعالیت هستند، میتواند کمک موثری در رفع نواقص اجرای پروژه داشته باشد. بنابراین دولت نباید در ظرفیت ۵/۳میلیون تن فولادی که میخواهد در واحدهای فعلی ایجاد کند با مشکل حادی روبهرو شود همچنین ظرفیت ۹/۶میلیون تنی فولادی که با مشارکت بخشخصوصی و دولتی ایجاد میشود ساز و کار آن به طور طبیعی با سرعت بیشتری نسبت به دیگر طرحهای فولادی ایجاد خواهد شد. چرا که بخشخصوصی برای رسیدن به سود در کوتاهترین زمان ممکن تلاش خواهد کرد.
بنابراین رسیدن به آن قسمت از ظرفیت فولاد که توسط بخشخصوصی و دولتی صورت میگیرد از اطمینان خاطر بیشتری برخوردار است.
اما آن ۹/۷میلیون تن فولادی که مطابق با طرح جامع فولاد باید در ۸ استان ایجاد شود ممکن است بامشکلاتی روبهرو شود.
چون برخی از این طرحها در مکانهایی در حال احداث است که امکانات زیربنایی وجود ندارد. حتی تامین آب مورد نیاز کارخانه با مشکلاتی روبهرو است. بنابراین انتظار میرود ظرفیتسازی در این قسمت با تاخیر روبهرو شود و ماحصل آن تردید در تحقق کامل اهداف صنعت فولاد در پایان برنامه چهارم توسعه است.