بهتر بود به جای تکمیل نیروگاه بوشهر، نیروگاه جدیدی میساختیم
رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان در گفتوگویی تفصیلی گفت: اگر من در زمان انعقاد قرارداد بوشهر در راس کار بودم، ساخت نیروگاه جدید و نه ادامه نیروگاه نیمهساز را توصیه میکردم، زیرا این برای روسها به مراتب راحتتر و برای ما کمهزینهتر بود.
رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان در گفتوگویی تفصیلی گفت: اگر من در زمان انعقاد قرارداد بوشهر در راس کار بودم، ساخت نیروگاه جدید و نه ادامه نیروگاه نیمهساز را توصیه میکردم، زیرا این برای روسها به مراتب راحتتر و برای ما کمهزینهتر بود. به گزارش خبرنگار فارس، غلامرضا آقازاده هنگام عزیمت از تهران به مسکو که هفته گذشته برای مذاکره درباره راهاندازی نیروگاه بوشهر انجام شد با حضور در جمع خبرنگاران به پرسشهای آنان پاسخ داد. متن کامل مصاحبه به شرح زیر است:
آقای آقازاده شما تاخیر و بهانهتراشی روسها را در راهاندازی نیروگاه بوشهر چگونه ارزیابی میکنید؟
این موضوع را از دو جهت باید نگاه کرد، یکی اینکه خود نیروگاه بوشهر با تغییر طراحی که برایش پیش آمد، چه برای روسها و چه برای هرکس دیگری سخت بود و چون روسها میخواستند این پروژه را بگیرند خیلی به سختیهای آن توجه نداشتند، ولی در اینکه بتوانند یک سیستم غربی را به یک سیستم شرقی تبدیل کنند با دشواریهایی روبهرو شدند که به طور طبیعی تاخیری از این جهت قابل قبول است.
مساله دیگر ساختار خود روسیه است که تقریبا کار خارج از کشورشان را با نیروگاه بوشهر شروع کردند و بعد از آن بود که با چین و هند کار خارج از مرزهایشان را شروع کردند. ساختاری که روسها در کشورشان داشتند انعطاف و قابلیتهای بالا را درباره تدبیر مدیریت نیروی انسانی نداشتند. اکنون در بوشهر میبینید حجم زیادی از نیروی انسانی وجود دارد، ولی بازدهی آن به یک سوم نیروها هم باز نمیگردد. در صورتی که یک شرکت غربی با یکسوم افراد، بهتر میتواند این کار را انجام دهد.
نکته دیگری که عامل موثرتری از دو عامل گذشته برای تاخیر در بوشهر بود، تغییر ساختار مکرر پیمانکار پروژه بوشهر است. این شرکت با خصوصیسازی در روسیه و با تغییر مکرر مدیران مواجه شده بود و در چند سال گذشته بیش از ۱۰ مدیر را تغییر داده بود. عملا اگر از نظر سیاسی هم روسها میخواستند این پروژه انجام شود، قابلیت پیمانکار وجود نداشت و از نظر منابع مالی هم بسیار ضعیف بود. بزرگترین مشکلی که من در مذاکره با روسها با آن مواجه هستم ورشکستگی این پیمانکار است و به قدری شرایطش بد است که بانکهای روسی حاضر نیستند به آنها وام بدهند و حداقل برای اینکه پروژه را ادامه دهد ۲۵۰میلیون دلار احساس کسری مالی میکند.
من به عنوان شخصی که کار اجرایی انجام دادهام، فکر میکنم که اگر این پیمانکار نبود و یک پیمانکار بهتر بود این پروژه ظرف ششماه آینده به پایان میرسید، زیرا کار زیادی باقی نمانده، اما این پیمانکار میگوید یکسال دیگر باید کار انجام شود.
بنابراین غیر از مسائل سیاسی، این شرکت ضعفهای جدی دارد.
ما از چه زمانی متوجه شدیم که این پیمانکار قابلیت ندارد؟
تقریبا از اول مشخص بود، ولی گزینه دیگری نداشتیم و قرارداد با آنها داشتیم و کشور دیگری به عنوان رقیب وجود نداشت.
دولت روسیه آیا نباید به تعهداتش عمل کند؟
قرارداد ما دولتی است و دولت قادر به پاسخگویی برای اتمام پروژه نیست، چون یک پیمانکار دارد و همین پیمانکار در هند و چین هم کار میکند اما در این کشورها نیروگاههای جدید ساختند و اگر من در زمان بستن قرار داد در راس کار بودم، ساخت نیروگاه جدید و نه ادامه نیروگاه نیمهساز را توصیه میکردم، زیرا این برای روسها به مراتب راحتتر بود و برای ما کمهزینهتر، ما به اندازه یک نیروگاه جدید هزینه کردیم، ولی بازدهی یک نیروگاه جدید را هم برای ما ندارد. هرچند که من هنوز نمیدانم چرا این تغییر سیاست در کشور به وجود آمد. مذاکراتی که در زمان آقایهاشمی رفسنجانی با روسها انجام شده بود برای احداث دو نیروگاه ۴۴۰ مگاواتی بود، اما یکباره این سیاست تغییر میکند و تکمیل نیروگاه بوشهر مطرح میشود در صورتی که اگر ساخت آن دو نیروگاه جدید را امضا کرده بودند اکنون هم نیروگاه داشتیم، هم این معضلات فعلی را نداشتیم.
با توجه به تاخیری که به وجود آمده، نیروگاه بوشهر دقیقا چقدر هزینه داشته است؟
برای ما افزایش هزینه ندارد، زیرا ما قرارداد داشتیم. ولی از نظر عدمالنفع برای ما هزینه داشته که یک پروژه چند سال عقب بیافتد برای ما ضرر است و اینکه از محصولی که میخواستیم استفاده کنیم، نتوانستیم.
آیا در قرارداد اشارهای به غرامت تاخیر نشده است؟
چرا اشاره شده، اما آنقدر نیست که جبران عدمالنفع را بکند.
پیشبینی شما از زمان راهاندازی نیروگاه بوشهر چیست؟
بیش از ۹۰درصد کار انجام شده و از نظر من پنج تا شش ماه بیشتر نمانده است.
تکلیف مناقصههایی که برای نیروگاههای دیگر برگزار کردید، چه شد؟
اسناد این مناقصهها آماده است و منتظریم یک مقدار مباحث سیاسی پیش برود و استفاده کنیم. اکنون دو نیروگاه هزار مگاواتی در برنامه داریم که اسناد مناقصه آن آماده است، اما منتظریم آن را در سطح وسیعتری در دنیا مطرح کنیم.
چه سرمایهگذاریهایی برای تولید ۲۰هزار مگاوات برق انجام دادهایم؟
این مساله سیاستگذاری شده، اما مبالغ آن معین نشده است و اراده نظام این است که برای تولید ۲۰هزار مگاوات برق سرمایهگذاری کند و این هم در سیاستهای مجمع تشخیص تایید شده و از طرف مقاممعظم رهبری ابلاغ شده و مجلس نیز اعلام کرده که باید ۲۰هزار مگاوات را تولید کنیم.
ما در همین راستا سفارش تحقیق وسیع راهبردی را به وزارت نیرو دادیم که گزارش آنها تا یکماه دیگر منتشر میشود و در آن به مسائل جالبی اشاره شده از جمله اینکه با توجه به قیمت بالای نفت، پیشنهاد وزارت نیرو این است که غیر از نیروگاه هستهای، نیروگاههای دیگر توجیه اقتصادی ندارد و اگر فضای سیاسی باز شود، سرمایهگذاری بسیار وسیعی در بخش نیروگاههای هستهای انجام میشود.
درباره چرخشی که در مواضع کشورهای ۵+۱ به وجود آمده، توضیح دهید.
بهتر است اسم آن را چرخش نگذاریم و بگوییم عاقلتر شدهاند و ریشه اصلی قضیه این است که اینها با اطلاعاتی که از طریق آژانس میگیرند و گزارشهایی که در بازدیدهای خارجی به دست آوردند، دریافتند که این صنعت در ایران دیگر از مرحله تحقیق و توسعه عبور کرده و به یک دانش بومی و واقعیت تبدیل شده است و آنچه اکنون بسیار مهم است و ما آمادگی گفتوگو درباره آن را داریم، بحث اعتمادسازی است. اکنون نگاههای بسیاری از کشورها درباره مساله هستهای ایران، سمت و سوی واقعگرایی را پیدا کرده و چارهای جز این ندارند و ایران امروز یک کشور هستهای محسوب میشود، حالا چرا آنها از توسعه این صنعت در ایران استفاده نکنند؟
ما فکر میکنیم در آینده وقتی اراده و سیاستی قوی و جدی برای توسعه نیروگاههای هستهای و تولید سوخت به وجود میآید، این بازار جذابی برای دنیا است و کشورهایی مانند فرانسه میدانند به محض اینکه فضا باز شود، چندین قرارداد مهم با خود فرانسویها ممکن است منعقد شود. همچنین با توجه به موقعیت ممتاز جمهوری اسلامی در منطقه و قابلیتهایی که امروز در ایران فراهم شده، به نظر میرسد اینها بهتدریج به این سو پیش میروند که همکاری با ایران منافع بیشتری از تقابل دارد.
یکی از مسائلی که من با مقامات روسی مطرح میکنم این است که ما را در تکمیل نیروگاه بوشهر مشارکت بدهند و بخشی از آن را به ایرانیها واگذار کنند و این قابلیت امروز واقعا در ایران وجود دارد که میتواند در کوتاه کردن زمان راهاندازی به ما کمک کنند و ما به تدریج واحد به واحد راهاندازی میکنیم تا به مرحله آخر برسیم و کسری بوشهر در حالحاضر، تعدادی فلنج (وسیله اتصال لوله) است که اگر به ایران برسد، بخش قابلتوجهی از نیروگاه بوشهر قابل راهاندازی است. به طور مثال سیستم بخار و گردش آب از دریا به نیروگاه منتظر تعدادی فلنج است تا بتواند این لوله را به یکدیگر اتصال بدهد و اگر برسد این واحد آماده راهاندازی است و ایرانیها در این زمینه تجربه خوبی دارند و میتوانند آن راهاندازی کنند.
بحثی که درباره تقسیم بازار سوخت هستهای به وجود آمده، چیست؟
بانیان این قضیه افکار متفاوتی دارند. آنها میخواهند تعداد کشورهایی که اکنون غنیسازی میکنند را ساماندهی کنند و این حق را در آژانس از کشورها سلب کنند و اجازه غنیسازی به عنوان حقوق کشورها تلقی نشود، بلکه تضمین ارائه سوخت جایگزین ماده ۴ انپیتی بشود. این دیدگاه آمریکاییها است.
اروپاییها بیشتر دنبال منطقهبندی هستند که بازار دنیا را تقسیم کنند و یک تعداد را اینها، تعدادی را روسها و بقیه را دیگران در دست بگیرند.
روسها نگرش متفاوتی نسبت به این دو دارند و میخواهند سیستم سرمایهگذاری در این رابطه را به روسیه بکشانند و این هم احتمالا حکایت از این دارد که به دلیل فرسودگی سیستمهای قدیمی، آنها دنبال بازسازی و نوسازی هستند و چون امکانات مالی ضعیفی دارند دنبال شریک هستند، ولی انتقال تکنولوژی در برنامه آنها وجود ندارد و پیشنهاد آنها به ایران هم این بود که بیایید سرمایهگذار باشید و این نکته مهم افتراق ما با روسها در این زمینه بود.