گفتوگو با محمد زارع خواننده پاپ
در و دیوار این شهر انعکاسدهنده صدای من است
بالاخره آلبومت به بازار آمد و توانستی از لیست خوانندگان زیرزمینی خودت را جدا کنید.
رسول ترابی - خوانندگان و آلبومهای زیرزمینی سابق، آرامآرام در حال مجوز گرفتن و مجاز شدن هستند. آخرین نمونه مجوز گرفته آنها محمد زارع یا همان کیارش قمیشی سابق با آلبوم (رو و در و دیوار این شهر) است، تابستان گذشته بود که دو ملودی به اسمهای (وقتی رفتی باز هوا بد شد) و (اونکه رفته) با صدای خوانندهای به اسم کیارش قمیشی به بازار آمد و گل کرد و بر سر زبانها افتاد. ماجرا زمانی جالب شد که شایع شد که این خواننده، شبیه آن خواننده معروف است و عکس و لیبل آلبوم او را در کنار عکس آلبوم آن خواننده معروف با لوگوی شرکتی خارجی گذاشتند. محمد زراع برای انتشار این آلبوم و جا انداختن اسم واقعیاش بسیار تلاش کرده است و برای این منظور دو ملودی مطرح در آلبوم زیرزمینیاش را با تنظیمی مجدد در این آلبوم خوانده است تا ثابت کند، او همان کیارش قمیشی سابق است و اسم واقعیاش محمد زارع است.
بالاخره آلبومت به بازار آمد و توانستی از لیست خوانندگان زیرزمینی خودت را جدا کنید. خوشبختانه با خوششناسی و تلاشها و دوندگیهای زیاد توانستیم مجوز پخش آلبوم را بگیرم و آن را به بازار بفرستیم. البته اگر متهم به خود شیرینی نشوم، مسوولان وزارت ارشاد هم کمک زیادی کردند تا آلبوم بدون هیچ مشکلی به بازار بیاید.
بالاخره محمد زارع هستی یا کیارش قمیشی؟
از اول هم محمد زارع بودم، کیارش قمیشی یک اسم بیهویت و ابلهانه بود که نمیدانم چه کسی انتخاب کرده بود و آن را در اینترنت و در بین کسانی که کار تکثیر CDهای زیرزمینی را انجام میدهند، مطرح کرد.
من خیلی تلاش کردم که اسم واقعیام به جای اسمی که مطرح شده بود و کار و زحمات من به نام او تمام شده بود، جا بیندازم و حقم را بگیرم، ولی قبول کن کار واقعا سختی بود. تا حدی هم موفق شدم، ولی اسم کیارش قمیشی از اسم واقعیام بسیار جذابتر و شایعهسازتر بود.
چه تلاشهایی کردی که به قول خودت حقت را بگیری؟
در هر سایت و وبلاگی که میتوانستم اعلام کردم که اسم واقعیام محمد زارع است. با چند مجله مصاحبه کردم و حتی مجبور شدم از جیبم خرج کنم. بازتاب بدی هم نداشت، ولی همان مشکلی که گفتم وجود داشت. دقیقا بعد از آن زمان بود که تصمیم جدیترم را گرفتم و آلبومم را سریعتر و به صورت حرفهای و با امکانات استودیویی ضبط کردم.
در نگاه کلی به نظر میرسد، آن اسم دروغین چندان به ضررت هم نبوده است!
روزهای اول خیلی اذیتم میکرد. مخصوصا وقتی که میدیدم همه آهنگم را گوش میکنند و به اصطلاح گل کرده و حتی آلارم و زنگ موبایلها شده است، مخصوصا آهنگ (وقتی رفتی باز هوا بد شد) خیلی سر زبانها افتاده بود. از هر کسی هم میپرسیدم این چه کسی است که میخواند، آن اسم کذایی را میگفت، خیلی به من فشار میآمد. حتی کلکل هم میکردم، ولی نهایت حرفی که میزدم این بود که میگفتم: این خواننده را میشناسم یکی از دوستانم است که اسمش محمدزارع است، نه این اسمی که مطرح شده است.
آهنگهای غیرمجازت سال گذشته پخش شد، ولی آلبومت امسال، چرا اینقدر فاصله زمانی بین کارهایت به وجود آمد؟
طبیعی بود. وقتی دیدم کارها با استقبال خوبی مواجه شده است، کمی خوشحال شدم و اعتماد به نفسم بالا رفت و همین بود که تصمیم گرفتم، آلبوم مجازم را حتما سریعتر آماده کنم و به بازار بفرستم. البته دوستانی مثل همایون نصیری و احسان خسروی خیلی کمکم کردند و انگیزه دادند. طبیعتا آماده کردن آلبوم مجاز و به بازار فرستادنش زمانبر است و وقت میبرد، ما حدود ششماه فقط درگیر مجوز شعر و ترانهها بودیم و ترانهها به سختی و کندی مجوز میگرفتند. تازه ما خوششانس و پیگیر بودیم که آلبوممان زود به بازار آمد.
واقعا فکر میکنی، کسی باورش بشود که آلبوم قبلی و غیرمجازت بدون اطلاع خودت، پخش شده بود؟
چرا نباید کسی باور کند؟ آن روزها من میخواستم آلبوم مجازم را آماده کنم. کارها هم تقریبا در حال آماده شدن بود و ملودی اکثر قطعهها تکمیل شده بود. پس دلیلی نداشت در روزهایی که من نیازمند خوشنام بودن در وزارت ارشاد، برای راحتتر مجوز گرفتن آلبوم، بودم، کاری بکنم که حاشیهدار بشوم، آن هم با آن اسم و به عنوان سپر آن خواننده معروف، آن طرف آبها، قبل از آن هم، آهنگها را با آن کیفیت بد و ضعیف که فقط با یک کیبورد ضبط شده و بسیار ابتدایی بودند را به صورت زیرزمینی پخش کنم. واقعا چه دلیل منطقی و موجهی برای این کار میتوان پیدا کرد. وقتی کار را با آن کیفیت شنیدم و دیدم که واقعا چند ملودیام در بین مردم پخش شدهاند و هیچ کس هم اسم خودم را نمیداند و کار به اسم کس دیگری تمام شده، داشتم سکته میکردم و حالم واقعا بد بود.
این همه اسم، چرا اسم آلبوم را «رو در و دیوار این شهر» گذاشتی؟
این ترانه، آخرین ترانهای بود که به آلبوم اضافه کردیم و خواستیم کاری باشد که تا حدی، ریتمیک هم باشد و من ترانه
(رو در و دیوار این شهر/ همش از تو یادگاره) را گفتم و در بین کسانی که کارها را گوش میکردند، این ملودی بسیار موفق نشان داد و همه از آن استقبال کردند و باعث شد من خاطره خوبی از این کار و آهنگ داشته باشم، به همین دلیل تصمیم گرفتم، اسم آلبوم را به این نام بگذارم.
همه کارهایت را با این روش برای آلبوم انتخاب کردهای؟
دقیقا، همه ملودیهای من که در این آلبوم میشنوید، گزینش شدهاند. من ملودیهای زیادی ساختهام و همه آنها را برای کسانی که اطرافم هستند به همراه کسانی که دستی در موسیقی دارند و اطلاعات و سلیقهشان خوب است، گذاشتهام، گوش کردهاند و آهنگهایی را که توانستهاند، بیشترین ارتباط را با مخاطب برقرار کنند در این آلبوم استفاده کردهام.
خودت از آلبوم راضی هستی؟
تا حد زیادی توانسته رضایت خودم را برآورده کند. فروش کار هم همین موضوع را در بین شنوندگان و مخاطبان آلبوم تایید میکند. البته برای آلبوم بعدی میخواهم کار را از موسیقی خاطرهساز و نوستالژیک به سمت موسیقی انرژیک ببرم و تصمیم دارم، تعداد آهنگهای انرژیک را بیشتر کنم.
فقط ملودیهایت را گزینش میکردی؟
نه، درباره شعر و ترانهها هم دقیقا این اتفاق افتاده است. تمامی ترانهها و شعرهایی که من در آلبوم استفاده کردهام، واقعیات و داستانهایی بود که برای خودم اتفاق افتاده است، به نظر من ترانه زمانی میتواند با مخاطب از نظر احساسی ارتباط برقرار کنند که برپایه واقعیت باشد و از احساس و دل سراینده، شکل گرفته باشد.
یعنی شعر و ملودی و ترانه جوششی باشد نه کوششی.
قبل از گفتوگو میگفتی، از کپیکارهایت خیلی ناراحتی...
واقعا نمیدانم، چرا اینکار را میکنند، ما پکیج CD را طوری طراحی میکردیم که ارزان تمام شود و تفاوت قیمتی چندانی با کارهای کپی نداشته باشد، هدف ما از این کار فقط این بود که درصد کپیها را پایین بیاوریم. متاسفانه در بعضی نقاط میبینیم که کاری را که برایش بسیار زحمت کشیده و هزینه شده. است، را به راحتی کپی میکنند و مردم هم آن را میخرند، در صورتی که تفاوت کار اورجینال و کپی سیصد تومان است، یعنی پول یک جعبه آدامس.
از بعضی شهرستانها نمونهکارهایی را برای شرکت تولیدکننده کارهایم فرستاده اند که حتی طرح جلد و عکس و اسم آلبوم را تغییر دادهاند و آهنگها را با همان بستهبندی و با یک سیدی بیکیفیت و بدون اسم میفروشند.
چرا باید خیلی کارها را بعضی از فروشندگان انجام دهند و باعث شوند که بعضی از آلبومها ضرر کنند و حتی خوانندگان به حق واقعیشان نرسند و سرخورده شوند.
برنامه بعدیات چیست؟
منتظرم تا تکلیف این آلبوم معلوم شود، تا به اینجا که استقبال خوبی از آن شده است، ضمن اینکه آلبوم دوم هم در حال آماده شدن است. تصمیم دارم اگر شرایط مهیا شد، کنسرتی را برگزار کنم.
ولی فعلا فقط به فکر استراحت هستم.
ارسال نظر