تشکلهای صنعتی و جایگاه آنان در ایران
زینالعابدین نجفی تبریزی، عضو هیاتمدیره و دبیر انجمن سنگ ایران در نوشته پیشرو بر ضرورت حمایت از تشکلهای غیردولتی و لزوم تقویت آنها تاکید کرده است. او با آسیبشناسی چرایی پا نگرفتن تشکلهای غیردولتی در صدد ارائه راهکار هر چند جزئی برای تقویت فرآیند تشکلگرایی برآمده است. <br>
زینالعابدین نجفی تبریزی، عضو هیاتمدیره و دبیر انجمن سنگ ایران در نوشته پیشرو بر ضرورت حمایت از تشکلهای غیردولتی و لزوم تقویت آنها تاکید کرده است. او با آسیبشناسی چرایی پا نگرفتن تشکلهای غیردولتی در صدد ارائه راهکار هر چند جزئی برای تقویت فرآیند تشکلگرایی برآمده است.
مقاله را با اندکی تخلیص و تغییر به نقل از فصلنامه دنیایسنگ بخوانید: چگونه است هنوز نمیتوانیم یا نمیخواهیم به صورت جمعی و گروهی فعالیت کرده و نظرات خود را در یک قالب تنظیم کنیم؟ تا چه زمانی قادر خواهیم بود با روشهای قدیمی و به صورت منفرد در محدودههای کوچک حرکت کنیم؟
همه ما بیگمان به این مسائل و بسیاری سوالات مشابه دیگر که در این زمینه مطرح هستند هر یک بارها به فکر کردهایم و شاید در مقاطعی مصمم به انجام اقداماتی هم میشویم، ولی در عمل باز هم در همان حالت و مراحل قبلی باقی میمانیم و اندیشهها به مرحله اجرا درنمیآیند.
به نظر میرسد وجود نداشتن پایههای مستحکم و مبانی اصولی در خصوص فرهنگ تشکلگرایی، مقولهای است که باید آن را مورد توجه ویژه قرار داد، تا بتوانیم ضرورت ایجاد تشکلها را با دقت بیشتری بررسی کنیم. یکی از مهمترین دلایل ضرورت وجود تشکلهای اقتصادی در ایران ریشه در ارتباط میان بنگاههای اقتصادی و دولت دارد.
این ارتباط باید بر مبنای مبادله منطقی امنیت و مالیات برقرار شود که در بیشتر مقاطع در ایران این ارتباط منطقی میان دولت و بنگاههای اقتصادی وجود نداشته است، زیرا دولت با در اختیار گرفتن قدرت کامل اقتصادی، بنگاهها را وادار به پذیرش محض قوانین و مقررات و بخشنامهها میکند، بنگاهها نیز تنها در این صورت میتوانند از حداقل خدمات دولت بهرهمند شوند. بدیهی است در این شرایط پیکره دولت نیز هر روز بزرگتر میشود.
از آنجا که براساس برنامههای توسعه، گسترش تشکلها و تقویت نهادهای مدنی بهطور جدی مورد تایید و تاکید قرار گرفته است، بیش از گذشته ضرورت ایجاد تشکلها احساس میشود.
برای رسیدن به چنین شرایطی باید ضمن بسترسازیهای لازم، کسانی که به این امر اعتقاد راسخ و واقعی دارند، آموزشها و آگاهیهای مناسب را به سایر همکاران و همراهان ارائه کنند. تشکلها نیز باید با برقراری ارتباط با یکدیگر و بین اعضا هرچه بیشتر به تحقق این مهم کمک کنند.
بدیهی است هر یک از تشکلهای اقتصادی باید دارای برنامههای جامع و مشخصی باشند و اعضا را متقاعد کنند که در صورت برقراری پیوستگی و یگانگی، مجموعه آنها میتواند مثمرثمر واقع شود. به نظر میرسد اگر عقیده و باور قطعی بر ضرورت ایجاد تشکلها، فرهنگ کار جمعی و گروهی گسترش یابد، میتوانیم در انتظار پیدایش و ایجاد تشکلهای توانمند و کارآمد باشیم.
البته اعضای تشکلها نیز باید در اداره امور تشکلی که در آن عضویت دارند، حضوری فعال و مفید داشته باشند، آنان نباید تصور کنند با پرداخت حق عضویت سالانه وظیفه خود را انجام دادهاند.
بهطور قطع هیاتمدیره چند نفره یا دبیر یک تشکل به تنهایی قادر به پیشبرد کلیه امور نیست. آن دسته از اعضایی که با تشکلی که عضو آن هستند، ارتباطی برقرار نمیکنند و به عبارتی آمادگی تقبل گوشهای از مسوولیتها را ندارند، نباید انتظار کسب نتایج رضایتبخش داشته باشند، زیرا اینگونه اعضا یا هنوز از توجه و آمادگی لازم و کافی برخوردار نشدهاند یا آنکه به ضرورت تشکلها و نحوه کار گروهی علاقه و عقیده واقعی ندارند.
در مجموع مهمترین مواردی را که در ارتباط با تشکلها میتوان به ترتیب اولویت برشمرد، عبارتند از:
۱ - ضرورت ایجاد تشکلهای فعال و توانمند به منظور برقراری ارتباط اصولی بین دولت و اصناف مختلف بیش از پیش احساس میشود. بهویژه اینکه در حال حاضر دولت بر تقویت هر چه بیشتر تشکلها تاکید دارد.
۲ - برای ایجاد تشکلهای قدرتمند که قادر به پیگیری منافع و مصالح اعضای خود باشند، حضور تمامی دستاندرکاران در تشکلها ضروری است.
۳ - اعتقاد و باور واقعی به اهمیت وجود تشکلها موضوع مهم دیگری است که باید مورد توجه قرار گیرد. بدین معنی که اعضای هر تشکل نباید صرفا مسائل را به طور کوتاهمدت مورد ارزیابی قرار دهند، بلکه باید دارای اهدافی بزرگ و متعالی باشند.
به نظر میرسد که در امر تشکلگرایی هنوز در آغاز راه هستیم، لذا اگر دولت و مسوولان وجود تشکلهای توانمند را ابزار مناسبی برای حفظ منافع ملی و بهرهبرداری هرچه بهتر از منابع میدانند، ضروری است از هرگونه اقدام برای ترویج فرهنگ تشکلگرایی و کار گروهی دریغ نکرده و با برنامهریزی و اقدامات اصولی حمایت خود را از فعالیت و شکوفایی تشکلها اعلام کنند و با سیاستگذاریهای صحیح، اتحادیهها یا انجمنها را در جایگاه واقعی خود قرار دهند، به نحوی که مصوبات درست و اصولی دولت بتواند منشا خدمات و پیشرفتهای لازم باشد.
قبل از پرداختن به موضوعات دیگر باید به زمینهها یا دلایل پیدایش انجمنها پرداخت. اصولا چه نیازی به وجود انجمنها و تشکلهای صنفی داریم؟ و در صورت شکل نگرفتن تشکلها چه مشکلاتی بروز خواهد کرد؟ میتوان اظهار داشت که پیدایش انجمنهای صنفی - حرفهای ناشی از ضرورتهای اوضاع و احوال اجتماعی - اقتصادی است. پیشینه تشکلگرایی به دوره روم باستان بازمیگردد. در قرنهای شانزدهم تا نوزدهم میلادی و با وقوع تغییرات و تحولات در اروپا و بهویژه انقلاب صنعتی تشکلگرایی بهتدریج به عنوان یک ضرورت احساس شد. زیرا طبقه و گروهی به عنوان کارگران در مقابل طبقه سرمایهداران و مالکین واحدهای صنعتی بهوجود آمدند که باید برای منافع خود متوسل به ایجاد سندیکاها و اتحادیهها میشدند.
تشکلگرایی در ایران به دوره مشروطیت بازمیگردد که در آن دوران اصناف نقش مهمی ایفا میکردند.
اصناف کمکهای مالی و تدارکاتی عمدهای به مشروطهخواهان کردند. در مقابل زمینههای حضور تجار، اصناف و بازاریان در مجلس شورای وقت فراهم آمد و پیامد آن قوانین و مقررات تشکیل انجمنها و اجتماعات صنفی مختلف به تصویب رسید.
در دوره رژیم پهلوی زمینه و بستر لازم برای رشد تشکلها فراهم نیامد. این در حالی است که جوامع توسعهیافته در زمینه ایجاد تشکلها سابقه چند صد ساله دارند و اصناف مختلف دارای تشکلهای توانمندی هستند. متاسفانه در کشور ما، هنوز از کار گروهی و فعالیتهای اجتماعی استقبال کافی و لازم به عمل نمیآید. این وضعیت ریشههای تاریخی هم دارد. ایرانیان تجارب و خاطرات ناخوشایندی از فعالیتهای گروهی دارند. البته این بیتوجهی با مسائل فرهنگی و اجتماعی نیست، همچنانکه تجار و سرمایهداران قدیمی ما حتیالامکان هیچگونه تمایلی به ایجاد شراکت نداشته و بیشتر ترجیح میدادند که تنها با اتکا به سرمایه و توان فردی خود حرکت کنند و از داشتن شریک بپرهیزند.
نکته دیگر اینکه بیشتر تشکلهای موجود کشور در زمینه تامین منابع مالی با مشکلات اساسی مواجه هستند، تنها تعدادی از آنها برای تامین نیازهای مالی خود موفق به ایجاد امکاناتی شدهاند آنان در کنار تشکل خود شرکت یا نهادی برای کسب درآمد به وجود آوردهاند.
یکی از مشکلات حوزه فعالیت تشکلها مربوط به صدور مجوز ثبت و تاسیس آنان است. صدور مجوز برای تاسیس تشکلها، توسط مراجع و مراکز متعدد و متفاوت دولتی موجب رقابتهای ناسالم و وارد آمدن آسیب به منافع صنفی و ملی میشود. در واقع صدور مجوز توسط مراکز متعدد سبب ایجاد انواع تشکلهای موازی خواهد شد که در نهایت نفعی را به دنبال ندارد و صرفا اتلاف نیرو و امکانات را به همراه خواهد داشت. اصولی است که دولت یک مرکز مشخص را برای تاسیس تشکلها تعیین کند.
از سوی دیگر برای آنکه بتوانیم تشکلهای توانمند و کارساز ایجاد کنیم ضروری است برای آنها در مراکز تصمیمگیری جایگاه قانونی تعریف و تعیین شود.
افزون بر این الزامات لازم توسط دولت برای ضرورت عضویت در تشکلها مورد توجه قرار گیرد به نحوی که تشکلهای مختلف به طور واقعی فراگیر بوده و از اقتدار و توانمندی کافی برخوردار شوند. تشکلها تنها در این حالت میتوانند ضمن حفظ منافع صنفی دولت را نیز از جهات مختلف یاری و در اتخاذ تصمیمها حضوری فعال و موثر داشته باشند.
افزون بر این آشنایی، تشویق و ترغیب عامه مردم به عضویت در تشکلها ایجاد و گسترش فرهنگ کار گروهی از دیگر موارد بسیار با اهمیتی است که باید مورد توجه و عنایت مسوولان دولتی قرار گیرد. در این زمینه کارهای بسیاری باید انجام شود. ضروری است روحیه تعاون و کار جمعی و گروهی از مقاطع سنی پایین و در دورههای تحصیلی دبستان آموزش داده شود.