مرگ عکاسی به روایت دیوید هاکنی
مهرداد گورانـ دیویدی هاکنی (۱۹۳۷) یکی از بزرگترین نقاشان و عکاسان زنده انگلستان است که به لحاظ سبک هنری و نگاه انتقادی به وضعیت هستی انسان معاصر، جایگاهی شایستهدر هنر قرن بیستم دارد.
مهرداد گورانـ دیویدی هاکنی (1937) یکی از بزرگترین نقاشان و عکاسان زنده انگلستان است که به لحاظ سبک هنری و نگاه انتقادی به وضعیت هستی انسان معاصر، جایگاهی شایستهدر هنر قرن بیستم دارد.
نمایی از نمایشگاه آثار دیوید هاکنی در لندن
هاکنی در عین حال یکی از ۱۰نقاش زنده در دنیا است که ارزش فروش آثار آنها فراتر از ۲۰میلیون دلار بوده است. تابلوی «علفزار پاکیزه» او که در سال ۱۹۶۷ با استفاده از تکنیک رنگ روغن روی بوم خلق شده در حراج خانه کریستی به قیمت ۳میلیون و ۶۰۰هزار دلار به فروش رفت که در میان آثار این نقاش صاحبسبک، یک رکورد به شمار میآید. هاکنی همواره به عکاسی و نقاشی و تلفیق این دو هنر پرداخته اما خودش معتقد است که عکاسی هنر استناد به واقعیت است و بیش از آنکه تابع ذهن هنرمند باشد، وابسته به سوژه واقعی است. البته در این میان آنچه تعیینکننده است زاویه دید و قدرت تکنیکی عکاس است که به یک سوژه اعتبار هنری و خبری و تاریخی میبخشد. او میگوید: «تنها هنگامی که به دنبال زیبایی هستیم میتوانیم هنرمند باشیم».
اگرچه تفسیر زیبایی از نظر هاکنی چندان ساده نیست. از نگاه او، عکاسی فقط سوژه نیست، بلکه «امکان تولید هنر» است. مثلا روزنامه لوسآنجلس تایمز در زمان جنگ آمریکا و عراق، یکی از عکاسان مشهور خود را به این دلیل اخراج کرد که دو قطعه عکس را با هم ترکیب کرده بود تا احساس مخاطب را برانگیزد. از دیدگاه هاکنی، این کار، عکاسی نیست و «جعل واقعیت» است که توسط امکانات دیجیتالی صورت میگیرد و شاید یکی از بدترین خبرها برای دنیای عکاسی این بود که هاکنی در اعتراض به دستکاریهای غیرحرفهای در عکس و هنر عکاسی، به ناگهان تصمیم گرفت عکاسی را کنار بگذارد. او فرآیند دستکاری در هنر عکاسی را «قتل تعمدی» این هنر دانسته است. هاکنی چندی پیش در گفتوگو با یک مجله هنری گفت که اگر این روند به همین صورت ادامه داشته باشد دیگر نمیتوان به حقیقت عکاسی اعتماد کرد. چرا که عکاسی از ماهیت خود جدا و به طراحی و نقاشی نزدیک شده است و این یعنی مرگ این هنر مدرن.