مکتب کلاسیک آلمان
تاریخ اندیشه اقتصادی در آلمان در قرن نوزدهم به کندی تحت سلطه مکتب تاریخی قرار گرفت.
تاریخ اندیشه اقتصادی در آلمان در قرن نوزدهم به کندی تحت سلطه مکتب تاریخی قرار گرفت. در نیمه اول قرن مزبور، ناسیونالیسم خیالپرستانه آدام مولر (۱۸۲۹-۱۷۷۹) ناسیونالیسم آزادیخواهانه فریدریش لیست، سوسیالیسم دولتی کارل رودبرتوس (۷۵-۱۸۰۵) و فردیناند لاسال (۶۵-۱۸۲۵) و متفکرین نظری در اقتصاد کلاسیک مثل تونن، کارل هاینریش رائو، فریدریش ویلهلم فون هرمان و مهمتر از همه کارل امیل فون مانگولت (۱۸۶۸-۱۸۲۴) مطرح بود. مکتب کلاسیک آلمان تا حدودی از اسمیت الهام میگرفت و تا حدودی نیز تحت تاثیر مفهوم مطلوبیت بود که گالیانی در قرن هجدهم در فرانسه آن را مطرح کرده بود. در این مکتب، غالب عقاید ریکاردو رد شده، ولی نظریه مالتوس در مورد جمعیت و آموزه هزینههای تطبیقی او مورد قبول قرار گرفته است.در این مکتب همچنین، مفهوم اجاره تعمیم داده شده و برای همه عوامل تولید به کار برده میشود.پاداش عوامل تولید بستگی دارد به بازده نهایی آنها و به خصوص بر سود کارفرما، به عنوان درآمد جدیدی جدای از مزد، بهره و اجاره، تاکید گردیده است. مانگولت در سال ۱۸۲۴ در شهر درسدن آلمان متولد شد.او در دانشگاه لایپزیک، ژنو و توبینگن، حقوق و علوم سیاسی خواند و در سال ۱۸۴۷ از دانشگاه توبینگن دکترا گرفت. مانگولت مدتی نیز کار دولتی داشت ولی به دلیل ابراز عقاید سیاسی آزادیخواهی مجبور به استعفا شد.سپس برای مدتی ویراستار یک روزنامه بود که مجددا به دلایل سیاسی مجبور به استعفا شد.انتشار نخستین اثر مهم او آموزه نفع کارفرمایی که در سال ۱۸۵۵ از زیر چاپ درآمد، تدریس در دانشگاه گوتینگن را برای او به ارمغان آورد.تونن واژه کارفرمایی را برای بخش خاصی از سود به کار میبرد، ولی مانگولت در کتاب فوق، تحلیل تونن را شرح و بسط داده و طبقهبندی مطولی از اجزا درآمد کارفرمایی به دست میدهد.مانگولت در سال ۱۸۶۲ به عنوان استاد کرسی علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی به دانشگاه فرایبورگ رفت.
یک سال بعد کتاب مهم خود رئوس اقتصاد سیاسی را منتشر کرد که کتابی است جامع و بسیار فشرده که نه فقط به خاطر بحثی که در تشکیل قیمت دارد، بلکه برای استفاده از نمودارهای هندسی و از جمله نمودار متقاطع عرضه و تقاضای مارشال مشهور است.
شک نیست که کورنو، دوپویی و گوسن قبل از مانگولت این راه را رفته بودند، ولی هیچ نشانهای در دست نیست که ثابت کند مانگولت نوشتههای آنان را خوانده بوده است. مانگولت منحنی تقاضا با شیب منفی را بر این اساس که «ارزش استفاده هر واحد به تدریج کم میشود» ترسیم کرد.او همچنین سه منحنی عرضه رسم میکند: یکی به صورت خط افقی که نشاندهنده هزینههای ثابت است، دیگری به صورت L وارونه که نشاندهنده هزینههای ثابت تا میزان عرضه ثابت است و بالاخره یک منحنی U شکل که نشاندهنده صرفهجوییهای ناشی از مقیاس تولید و سپس زیانهای ناشی از مقیاس تولید است.
او ادامه میدهد که حد پایین قیمت بازار را هزینه آخرین واحد تولید شده یا ضروریترین هزینههای تولید تعیین میکنند.مانگولت نه فقط در تحلیل سود کارفرمایی دنبالهرو تونن بود، بلکه در استفاده از نظریه کارایی نهایی برای تعیین پاداش عوامل تولید نیز از او پیروی میکرد.مطابق این نظریه، سطح دستمزد توسط «بازده قابل پیشبینی آخرین کارگری که به کار گرفته میشود» تعیین میشود. به همین ترتیب، بازده خالص آخرین واحد سرمایه، سطح نرخ بهره را معین میکند.کتاب رئوس اقتصاد سیاسی مانگولت حاوی اقتصاد پولی توضیحات ویکسل درباره نوسانات دورهای را برحسب رابطه میان نرخ طبیعی و نرخ بازار بهره پیشبینی کرده است. اجورث و مارشال از کتاب مانگولت تعریف و تمجید کردند ولی در کشور خود او مورد توجه واقع نشد.مانگولت در سال ۱۸۶۸ در ۴۴ سالگی که تنها ۱۵ یا ۱۶ سال آن را با اقتصاد سروکار داشت، درگذشت.