علم اقتصاد برای همه
پویا جبلعاملی <br>روز پنجشنبه ۱۹/۵/۸۵ در ستون سرمقاله یادداشتی تحت عنوان «خطرات نگاه مهندسی به علم اقتصاد» داشتم. مقالهای که بیش از همه نظرات مخالف و موافق را به خود جلب کرد. اگرچه راقم خود از موافقان خبر دارد و وجهه علمی و تاثیرگذار آنان قابل مقایسه با مخالفان نیست، اما گویی دوستان منتقد ابدا موضوع بحث را دقیق و کامل درک نکردند.
پویا جبلعاملی
روز پنجشنبه ۱۹/۵/۸۵ در ستون سرمقاله یادداشتی تحت عنوان «خطرات نگاه مهندسی به علم اقتصاد» داشتم. مقالهای که بیش از همه نظرات مخالف و موافق را به خود جلب کرد. اگرچه راقم خود از موافقان خبر دارد و وجهه علمی و تاثیرگذار آنان قابل مقایسه با مخالفان نیست، اما گویی دوستان منتقد ابدا موضوع بحث را دقیق و کامل درک نکردند. موضوع این نیست که بسیاری مهندس بودهاند و حال اقتصاد میخوانند و باید کار آنان را جرم دانست که در همین زمان یکی از بزرگان اقتصاد اتریشی «راجر گریسن»، خود مهندس بوده است و نوآوری وی در ایجاد اقتصاد کلان اتریشی بیش از همه حاصل نگاه مهندسیوار او است و بزرگان دیگر اقتصاد اتریشی او را به خاطر نوآوریهایش تا همین چندسال پیش باور نداشتند.
موضوع آن نیست که اقتصاد خواندن مهندسان جرم است. جرم آن است که بخواهیم بودجهای بریزیم و دولت نقشهای بچیند و فرآیندی را تعریف کند و بوروکراسی را سازمان دهد که تنها مهندسان را اقتصادخوانده سازد. این یعنی انحراف نقش دولت. دولت حتی اگر خود را مجاز به دخالت در آموزش کند، نباید وظیفه ایجاد فرصتهای برابر را به فراموشی سپارد.
اگر ما انتقاد میکنیم که توزیع درآمد سیاستی نابهجا است، یک دلیلش آن است که دولت نگاهی ناعادلانه به مردم دارد و قشری را بر قشر دیگر برتری میدهد.
اگر منتقدان بوروکراسی را سراغ دارند که هدف آن تنها یافتن مهندسان و رهنمون کردن آنان به اقتصاد باشد، میتوانند مثالی آورند؟ و اگر بر فرض هم باشد بیتردید هدف جایگزین کردن آنان به جای اقتصاددانان نیست.
برای اقتصادهای توسعهیافته این موضوع کاملا مضحک و خندهآور است، چرا که این مساله مشکل اقتصاد آنان نیست، مشکل اقتصادهای توسعه یافته است.
مشکل آن است که حتی بعضا اقتصاددانانی یافت میشوند که نگاهی مکانیکی و مهندسی به اقتصاد دارند و تعداد اینان کم نیست و اگر منتقدان میتوانستند با تمامی تاثیرگذاران اقتصاد آشنا شوند، بیتردید بر این نگاه منحرف به اقتصاد معترف میشدند.
به راستی شاید مهندس اقتصاد خوانده، نگاهی اقتصادی داشته باشد و اقتصاددانی بیش از همه معتقد به معادلات اقتصادسنجی باشد، اما بیتردید این گزاره یک قاعده کلی نیست و برعکس این صادق است.
منتقدان اگر خود سیاستگذار بودند و در فرآیند تصمیمگیری به کسانی برمیخوردند که نگاه اقتصادی ندارند و الگوی فکری آنان با اقتصاد بیگانه است، دیگر هرگز بدین شدت راقم و روزنامه را مورد نقد قرار نمیدادند.
ضمن آن که دنیای اقتصاد، منتقدان را دعوت به بحث در این موضوع نمود ولی منتقدان به جز کلمات کنایهآمیز سخنی عنوان نکردند.
علم اقتصاد از آن کسانی است که الگوی فکری آن را خود انتخاب کنند و به آزادی انتخاب معتقد باشند و از یک فرصت نابرابر برای علمآموزی استفاده نکرده باشند که دیگر این آزادی انتخاب نیست و بدون «آزادی انتخاب» علم اقتصادی وجود نخواهد داشت.
ما مخالف بوروکراسی ای هستیم که از طریق آن مهندس، اقتصاد خوانده شود.