موضوع بحرانی تعطیلات در آمریکا
فصل تعطیلات است، اما یکسوم زنان کارگر آمریکایی مرخصی بدون حقوق گرفتهاند و یکچهارم کارگران مرد از کارفرمایان خود بابت یک هفته یا بیشتر مرخصی برای استراحت و تفریح هیچ حقوقی دریافت نمیکنند. برخلاف سایر کشورهای صنعتی، در ایالاتمتحده هیچ قانونی که به موجب آن شرکتها ملزم به اعطای مرخصی با حقوق به کارگران خود باشند، وجود ندارد و در این بین حتی تعداد روزهای این مرخصی نیز در پرداخت حقوق دخیل نخواهد بود.
فصل تعطیلات است، اما یکسوم زنان کارگر آمریکایی مرخصی بدون حقوق گرفتهاند و یکچهارم کارگران مرد از کارفرمایان خود بابت یک هفته یا بیشتر مرخصی برای استراحت و تفریح هیچ حقوقی دریافت نمیکنند. برخلاف سایر کشورهای صنعتی، در ایالاتمتحده هیچ قانونی که به موجب آن شرکتها ملزم به اعطای مرخصی با حقوق به کارگران خود باشند، وجود ندارد و در این بین حتی تعداد روزهای این مرخصی نیز در پرداخت حقوق دخیل نخواهد بود. این در حالی است که حرکت گروهها برای تغییر قوانین کارگری به نفع کارگران تاکنون چندان خوشبینانه و موفقیتآمیز نبوده است. یکی از اقتصاددانان موسسه سیاست اقتصادی (EPI) در واشنگتن معتقد است، نباید انتظار داشت تا تعطیلات اجباری را در آمریکا به زودی تحقق یافته ببینیم. گنگ تجارت در واشنگتن قدرت و تاثیر بسیار قابل نفوذی دارد و در نتیجه به راحتی میتواند مانع هرگونه اقدامی در کنگره شود و در مقابل آن اتحادیههای صنفی در این کشور برای پیروزشدن در چنین میدانی و مبارزه در جهت تحقق تعطیلات همراه با حقوق بسیار ضعیف هستند.
فعالان سیاسی مدافع طرح تعطیلات همراه با حقوق همچنین معتقدند بهدلیل عدم جدیگرفتن این طرح توسط گروههای سیاسی، هیچگونه موفقیتی تاکنون حاصل نشده است و به نظر نمیرسد در صورت عدم تغییر شرایط موجود تصویب آن عملی شود. اما در مجموع حزب دموکراتها بسیار سمپاتیکتر از جمهوریخواهان در قبال این طرح عکسالعمل نشان میدهند و به دنبال تخصیص مدت زمان بیشتری در حکم مرخصی به کارگران هستند و همچنین از کاهش ساعات کاری حمایت میکنند. بوش طی سخنرانی در مجمع جمهوریخواهان در سال ۲۰۰۴ به مساله مادران شاغل اشاره کرد و به توصیف چگونگی کار خارج از خانه دوسوم از مادران این کشور پرداخت. او که مدعی بود برای کمک به مدیریت بهتر این مادران دولت میبایست به عنوان حامی کنار آنها قرار گیرد، ولی تاکنون و با وجود چنین اظهارنظرهایی این قشر شاهد پیشرفت چشمگیری در بهبود وضعیت شغلی خود نبودهاند. آمریکاییها ۹ هفته بیشتر در سال نسبت به همتایان خود در اروپای غربی کار مفید میکنند و در همین راستا گروههای حامی کارگران روز ۲۴اکتبر را با شعار «روزهای خود را پس بگیرید» که ۹ هفته قبل از پایان سال کاری است برگزیدهاند تا اعتراض خود را به نمایش بگذارند. این روزها تلفنهای همراه، کامپیوترهای لپتاپ و وسایل سرگرمکننده الکترونیکی به آخر هفته و بعدازظهرهای شاغلین هجوم آوردهاند که چنین تغییری در نحوه سپریکردن اوقات فراغت لزوم بررسی قوانین مرخصی فعلی را پررنگتر میکند و به عقیده کارشناسان آمریکا کشوری است که در آستانه یک سقوط عصبی قرار دارد، زیرا استراحت به معنای واقعی کلمه در این کشور وجود ندارد.
یکی از بحثهای مطرح در گروه مخالف تعطیلات اجباری باوری است مبنیبر اینکه آمریکاییها از بابت در اختیار داشتن بیشترین میزان ساعت کار در جهان به خود میبالند و این مشخصه در حکم هویت و ارزش فردی هر آمریکایی محسوب میشود. با این وجود، ذکر صریح اینکه کارگران تحتتاثیر چنین دیدگاهی به تعطیلات، چندان بهایی نمیدهند، دشوار است، شاید مصرف کالاهای بیشتر در نتیجه ساعات کار طولانی در قیاس با میزان مصرف در اوقات فراغت برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار باشد. بررسیهای اخیر توسط نظرسنجیکنندگان احزاب جمهوریخواه و دموکرات مبین این نکته است که بزرگترین شکایت شاغلان زن دارای فرزند از کمبود وقت برای سپری کردن در کنار خانواده و استراحت است.
مطالعات متعددی نشان میدهد که تعطیلات کمکی است در جهت افزایش میزان سلامتی کارگران و برای پرنشاطتر کردن آنها است، همچنین منجر به خلاقیت و بروز رفتارهای کاری بهتر و احتمالا تولید بیشتر در آنها خواهد شد. اما صاحبان مشاغل در آمریکا تمایل دارند که تعطیلات همراه با حقوق را یک هزینه قلمداد کنند و از آنجا که سودهای ناشی از دادن تعطیلات به کارگران و کارمندان برای یک کارخانه یا اداره بسیار سخت است که به صورت دلار و سنت محاسبه شود اهمیت این موضوع نیز کماکان نهفته باقی مانده است.
برخی کارشناسان معتقدند هماکنون تعطیلات در وضعیت بحرانی و خطرناکی قرار دارد و کارفرمایان به این مساله پی بردهاند که میتوانند بهراحتی و بدون هیچ اعتراضی از سوی مراجع قانونی تعطیلات کمتری را برای کارمندان خود فراهم کنند. با بررسی وضعیت تعطیلات در خارج از ایالات متحده، شاید وضعیت بحرانی قابل لمستر شود، به عنوان مثال انگلستان یک هفته به تعطیلات اجباری خود در سال گذشته اضافه کرده است، نیوزلند نیز همین اقدام را در دو سال پیش انجام داده است و چین نیز سه «هفته طلایی» به عنوان تعطیلات اجباری در اختیار کارگران خود گذاشته است. بحث دیگری که از سوی کارفرمایان در جهت اعتراض به تعطیلات اجباری مطرح است، از آسیبرسانی چنین تعطیلاتی به تولید حکایت دارد. با این وجود برخی کشورهای اروپایی در میزان تولید و بازدهی در هر ساعت کاری به مراتب در مرتبه بالاتری از آمریکا قرار دارند که شامل کشور نفتخیز نروژ که در زمینه تولید خدمات و کالا با میانگین ۶۶/۶۲دلار در هر ساعت است و در رتبه اول جهان قرار دارد و همچنین فرانسه که همواره به علت تعداد روزهای زیاد تعطیل خود مورد انتقاد واقع میشود. در هر ساعت ۰۳/۵۴دلار تولید و بازدهی دارد و ایرلند در جایگاه سوم و با ۸۶/۴۸دلار در هر ساعت است. این در حالی است که شاغلان آمریکایی ۴۲/۴۷دلار در هر ساعت تولید دارند و در حدود یک چهارم دلار نیز آلمانیها در هر ساعت بازدهی دارند. به عبارت دیگر آمریکاییها شاید شاغلان بسیار موفقی در بین کشورهای صنعتی اصلی مثل ژاپن با تولید ۸۰/۳۴دلار در هر ساعت و یا انگلستان با ۱۴/۴۱دلار، داشته باشد اما این برتری نسبی تنها به این دلیل است که آنها مرخصی خود را قربانی این موضوع کردهاند، نه به این دلیل که لزوما و به طور ویژهای کارگران آمریکایی پربازده و خلاق هستند.
این تفاوت آماری میان اروپا و آمریکا، در نتیجه فرهنگ اروپایی حاصل نشده است، بلکه در واقع، اروپاییها خیلی قبلتر از دهه ۶۰ از آمریکاییها بیشتر کار میکردند و حتی نمیتوان این مساله را با نرخ مالیات بالاتر در اروپا همراه با مراقبتهای پزشکی همگانی آنجا توجیه کرد. علاوه بر این، به وضوح قابل درک است که قدرت بیشتر اتحادیههای صنفی در اروپای غربی عامل اصلی تعداد روزهای بیشتر مرخصی و تعطیلاتی محسوب میشود که شاغلان اروپایی از آن لذت میبرند. زنگ خطر و اهمیت این موضوع در آمریکا تا به آنجا است که اعضای دو حزب اصلی این کشور یعنی دموکراتها و جمهوریخواهان امیدوارند مساله تعطیلات اجباری را به عنوان بخشی از گفتمان ملی و از جمله موضوعات انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸ مطرح کنند و شاید حتی به مبارزات سیاسی پاییز امسال نیز کشیده شود.
منبع: کریستین ساینس
مترجم: مینو امیدی