نگرانیهای نیروی کار چین و هند
وقتی در مورد رشد غیر قابل توقف چین و هند صحبت میکنیم، هیچ کس متعجب نمیشود. قدرت اقتصادی رو به رشد این دو کشور طی چند ساله اخیر بخش قابل توجهی از اخبار جهانی را به خود اختصاص داده است. اما هم چین و هم هند با مشکلاتی جمعیتی در راه توسعهشان مواجهند. بهرغم آنکه هر دوی این کشورها دارای جمعیتی میلیاردی هستند، فاقد نیروی کار با کیفیت هستند.
وقتی در مورد رشد غیر قابل توقف چین و هند صحبت میکنیم، هیچ کس متعجب نمیشود. قدرت اقتصادی رو به رشد این دو کشور طی چند ساله اخیر بخش قابل توجهی از اخبار جهانی را به خود اختصاص داده است. اما هم چین و هم هند با مشکلاتی جمعیتی در راه توسعهشان مواجهند. بهرغم آنکه هر دوی این کشورها دارای جمعیتی میلیاردی هستند، فاقد نیروی کار با کیفیت هستند. چین دارای جامعهای است که به سرعت رو به کهولت میرود و طی یک دهه آینده چالشهای کنونی بیکاری آن، تبدیل به مشکلات گوناگونی خواهد شد. از جمله مشکلاتی که چین در آینده با آنها مواجه خواهد شد میتوان به کمبود نیروی کار و جمعیت مسن آن اشاره کرد که تعداد کودکان آن بسیار کم خواهد بود.
در واقع چین اولین کشوری خواهد بود که پیش از رسیدن به وضعیت توسعه یافتگی، به پیری میگراید. بانک جهانی پیشبینی کرده است که این کشور تا سال ۲۰۲۰ به دلیل کهولت بافت جمعیتی با کمبود نیروی کار حتی غیر متخصص، روبهرو خواهد شد. البته چین از قبل با مشکل کمبود نیروهای ماهرو متخصص روبهرو بوده است. بخش ساخت و ساز این کشور از کمبود جوشکار، کاربران زبده ماشینآلات و لوله کش رنج میبرد. به تازگی هم گزارش مک کینزی حاکی از آن بود که چین با کمبود ۷۵۰۰۰۰ مدیر مواجه است و بهرغم آنکه ۹۵درصد از شهروندان آن از نعمت سواد بهرهمندند، تعداد چینیهایی که از سطح بالای تحصیلات برخوردار باشند، کافی نیست. علت این امر تا حدودی مربوط به مشکل کمبود دانشگاههایی میشود که بتوانند تئوریهای پایه را با مهارتهای عملی ترکیب کنند و بر قبولی در امتحانات خاص دانشگاهی تاکید کنند.
بنابراین بهرغم افزایش دستمزدها، بسیاری از افرادی که به نیروی کار چین میپیوندند نمیتوانند مهارتهای مورد نیاز خود را فرا گیرند.
اما به نظر میرسد هند از یک برتری نسبی نسبت به چین برخوردار است. چون نیمی از جمعیت آن کمتر از ۲۵ سال سن دارند. در دراز مدت این برتری به آنها آزادی عمل بیشتری میدهد. اما در حال حاضر هند هم مانند چین از مشکل کمبود نیروی کار ماهر رنج میبرد. سیتی گروپ گزارش داده است که استخر مملو از دانش آموختگان هندوستان به اندازه کافی عمیق نیست که بتواند پاسخگوی نیازهای صنایعی چون نساجی، هوافضا، مخابرات، خرده فروشی و مهندسی باشد.
اما گر براساس برخی معیارهای دیگر بسنجیم، هر دو کشور وضعیت کاملا خوبی دارند، چین سالانه شاهد حدود ۷/۱میلیون دانشجوی فارغالتحصیل از ۱۵۰۰ دانشکده و دانشگاه است که از میان آنها ۳۵۰هزار نفر از رشته مهندسی فارغالتحصیل میشوند. آمار فارغالتحصیلان هندوستان در هر سال ۳میلیون نفر است که از این میان ۴۴۰ هزار نفر دانش آموخته رشتههای مهندسی هستند. البته همه ماجرا به این آمار ختم نمیشود. بنابر گزارش مک کینزی تنها ۱۰ تا ۲۵درصد این فارغالتحصیلان قابلیت آن را دارند که توسط شرکتهای چند ملیتی استخدام شوند.
علت این موضوع تا حدودی به مشکلات زبان آنها مربوط میشود. همه منابع انسانی هند و چین با چنین مشکلاتی روبهرو هستند. اما ریشه همه این مشکلات فرهنگی است.
جوانان این کشورها به شدت علاقهمندند که بخوانند و بیاموزند اما فقط به صورت تئوریک. در این کشورها اصلا کاربرد عملی دانستههای جوانان مرسوم نیست. به همین دلیل مهندسان به عملیات میدانی، کارخانهها یا معادن نمیروند و ماشینآلات و شرایط آنها را که برای فرآیندی خاص طراحی شدهاند واقعا نمیشناسند. دانشجویان چینی و هندی به محض آنکه مدرک لیسانس خود را میگیرند میخواهند به درجه فوقلیسانس ارتقا یابند. نه این دانشجویان و نه خانوادههای آنها به اهمیت تجربیات عملی واقفند. مدرک تحصیلی چنان بلیتی است برای ورود به سطح بالاتر زندگی. اما واقعیت این است که این مدرکها در محیط کار آن قدر پراهمیت جلوه نمیکنند. در هندوستان مشاغل برون سپار (مشاغلی که پشتیبانی کارهای مربوط به شرکتهای خارجی را در خارج از مرزهای آنها انجام میدهند)، که برای موسسات مالی، شرکتهای خدمات حرفهای و شرکتهای فناوری بینالمللی کار میکنند، بیشترین آمار اشتغالزایی را از خود برجای گذاشتهاند. به خصوص در انتقال فرآیند تجارت و دانش، کارکنان این شرکتهای هندی میبایست با همتاهای غربی خود در تعامل باشند، در کنفرانسهای تلفنی با همکاران یا مشتریان خود شرکت کنند، نیازهای مشتریانشان را درک کنند و باعث ایجاد ارزش افزوده برای خدماتشان شوند. هندیهای جوان با طیفی از مسائل فرهنگی در خلال کارشان مواجه میشوند.
یک سر این طیف حضور به موقع در کنفرانسهای تلفنی با مشتریان سوئیسیشان است و سر دیگر آن به تعویق انداختن برخی کارها در صورت لزوم است.
یادگیری این رفتارها در چارچوب فرهنگی هندیها کاری بسیار دشوار است. چینیها هم با چنین چالشهایی مواجهند. شرکتهای چند ملیتی که از سطوح ردهبندی شغلی برابری برخوردارند در برخورد با مدیران میانی چینی که در خلال جلسات حتی در حضور مافوقشان از موضع قدرت و با صدای بلند صحبت میکنند، احساس ناراحتی میکنند.
چین و هند هر دو در یک مشکل دیگر نیز همدرد هستند. یعنی تازه فارغالتحصیلانی که بهدلیل هوش فوقالعاده، تسلط به زبان انگلیسی و تشنگیشان به یادگیری، در سن کمتر از ۳۰سال به پستهای مدیریتی راه مییابند. واقعیت این است که بیتجربگی در برخورد با دیگران، چه بزرگتر و چه کوچکتر از خودشان، در مدیریت زیردستانشان خلل ایجاد میکند و به همین دلایل آنها در برخورد با مشتریانی که انتظار مشاهده افراد جاافتادهتری را در آن سمت مدیریت دارند، با چالشهای بسیاری مواجه میشوند.
اما از سوی دیگر این مدیران جوان از روابطعمومی خوبی برخوردارند و مشتاقند که مقامات را مورد بازخواست و سوال قرار دهند و پاسخ تلاشهایشان را هم بگیرند. به علاوه نظارت مستقیمی که آنها در مدیریت خود اعمال میکنند، باعث میشود آنها بتوانند دانش حرفهای خود را که شرکتها بدانها نیاز دارند، ارائه دهند.
طی ۲۰سال، یعنی همزمان با اینکه نسل جدید زیر و بم تعامل با مشتریان و شرکتهای غربی را میآموزند، این خلاء فرهنگی ادامه مییابد. در این زمان شرکتها باید راههایی برای حفظ مدیران مسنتر بیابند تا فرصت آموزش جوانانی که در آینده مسوولیت را از آنها میگیرند ایجاد شود.
اما از سوی دیگر علائمی امیدوارکننده از ایجاد تغییرات مشاهده میشود سال گذشته در هندوستان یک کمیسیون به نام «کمیسیون ملی دانش» تشکیل شد که تحت نظارت نخستوزیر مانموهان سینگ با موسسات آموزشی و بخشخصوصی همکاری میکند تا آموزشهای عملی بیشتری را در سیستم آموزشی کشور ایجاد کند. علت این است که هندیها به این نتیجه رسیدهاند که این تنها راه کلیدی برای رشد اقتصادی درازمدت است. خوشبختانه این اقدام سطح آموزشهای ابتدایی و دانشگاهی را به طور چشمگیری ارتقا میبخشد اما برای موسسات تخصصی تکنولوژی و مدیریتی و دانشکده بازرگانی هند این تغییرات چندان محسوس نخواهد بود. در چین، سطح آموزشهای ابتدایی خوب است اما آموزشهای دانشگاهی محدود است اگر چه با تایید دانشگاههای خصوصی بیشتر، این وضع در حال تغییر است. با ادامه گسترش شرکتهای چند ملیتی در چین و هند، این شرکتها با مشکلات بیشتری در پیدا کردن افراد مناسب برای راهاندازی و ادامه عملیاتشان مواجه خواهند شد. اگر این دو کشور سیستم آموزشی خود را برای توجه بیشتر به کاربرد فنون و مهارتها اصلاح نکنند، بهرغم جمعیت فوقالعاده زیادشان برای تامین کارکنان زبدهای که مناسب همه مشاغل جدید باشند دچار مشکل خواهد شد.
مترجم: شادی آذری