آنچه بر لاریجانی گذشت بر هزاران نفر از افراد با صلاحیت و توانمند گذشته اما دست آنان کوتاه بوده!

مرتضی الویری گفت: تردیدی نیست به لاریجانی ظلم شده است، آنچه بر لاریجانی گذشت بر صدها و هزاران نفر از افراد با صلاحیت و توانمند گذشته اما دست آنان کوتاه بوده که شورای نگهبان را به پاسخگویی وادار کنند.

نامه محرمانه شورای نگهبان خطاب به علی لاریجانی در فضای مجازی منتشر شد و علی لاریجانی که بلافاصله پس از ردصلاحیتش،  پیگیر موضوع بود، پاسخ ۲۱ صفحه‌ای خود به نامه شورای نگهبان را  به سرعت ، رسانه ای کرد. اما رئیس سابق مجلس ، تنها فعال سیاسی نیست که طعم تلخ ردصلاحیت را چشیده است و بسیاری همانند او این تجربه را داشته اند. مرتضی الویری نیز از جمله این افراد است که پس ار ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰  رد صلاحیت شدن از طرف شورای نگهبان برای انتخابات ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد می‌گوید که حتی برخی اعضای شورای نگهبان از نامزد شدن او برای انتخابات بی‌خبر بودند. او که سوابق کاری ریاست شورای عالی استان‌ها، نمایندگی مجلس و شهرداری تهران را دارد بر این باور است که علی لاریجانی ظلم شده و باید رویه شورای نگهبان تغییر کند. در ادامه گفت‌وگو با او را می‌خوانید.

شما سابقه رد صلاحیت از طرف شورای نگهبان را داشته ‌اید. آیا برای دلایل رد صلاحیت خود به پاسخی رسیدید؟

متاسفانه هیچ گونه پاسخی به من ندادند. آقای جنتی یک روز در خطبه‌های نماز جمعه گفتند که اگر کسی اعتراضی دارد، مراجعه کند. من به همین صحبت استناد کردم اما هیچ پاسخ مکتوبی به من داده نشد و تنها مطالب پراکنده‌ای شنیدم. حتی برخی از اعضای شورای نگهبان از جمله آقای رضوانی و آقای مومن که من را می‌شناختند از این که من رد صلاحیت شده بودم بی‌خبر بودند. زمانی که با آنها صحبت کردم حتی به من گفتند «مگر تو کاندید شده بودی؟!» حتی اطلاع نداشتند که من برای ریاست جمهوری کاندید شده‌ام.

پس چه نهادی شما را رد صلاحیت کرد؟

معلوم شد که در رده‌های دیگری غیر از شورای نگهبان تصمیم‌گیری‌ها صورت گرفته و شورای نگهبان فقط مهر تاییدی بر تصمیم هیات نظارت مرکز زده است. آن زمان، هیات نظارت استان من را رد صلاحیت کرده بود که با اعتراض من، به هیات نظارت مرکز فرستاده شده بود. اعتراض ما به رد صلاحیت‌ها به هیچ وجه در شورای نگهبان مطرح نشده و شاید حتی به هیات نظارت مرکزی هم نرسیده باشد. به عبارتی دیگر آنچه در این جریان‌ها قربانی می‌شود حق و حقوق و آبروی مردم است. البته به دلیل کثرت رد صلاحیت‌ها و این که مردم با خبر هستند که افراد با صلاحیتی، رد شده‌اند، آبرو و حیثیت کسی لطمه نمی‌بیند. ولی این رویه ضرر و زیان به کل نظام و منافع ملی است که کشور را از خدمات افراد با سابقه و پرتوان محروم می‌کنند.

 

الویری-2.jpg

 

نامه دلایل رد صلاحیت علی لاریجانی و پاسخ ‌ها او منتشر شده ،   علت انتشار نامه را چه می ‌دانید؟

علت انتشار این نامه به جایگاه لاریجانی در نظام جمهوری اسلامی برمی‌گردد به عبارتی دیگر لاریجانی به دلیل این که در رده‌های بالای کشوری حضور داشته و مقامات بالا او را می‌شناسند ، این توفیق  را داشت که شورای نگهبان را مورد مواخذه قرار دهد. درواقع،  آن چه بر لاریجانی گذشت بر صدها و هزاران نفر از افراد با صلاحیت و توانمند گذشته است و دست آنان کوتاه بوده که شورای نگهبان را به پاسخگویی وادار کنند. وگرنه من افراد بسیار زیادی می‌شناسم که برای نماینده مجلس شورای اسلامی بسیار مفید بودند و همچنین در جایگاه ریاست‌جمهوری ، می‌توانستند حضور داشته باشند اما از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت شدند و تمام مکاتبات و پیگیری‌های آنها به نتیجه نرسید.

با توجه به متن دو نامه منتشر شده از شورای نگهبان و علی لاریجانی، حق را به کدام طرف می‌دهید؟

هر انسان منصفی ، دلایل رد صلاحیت شورای نگهبان را مطالعه ‌و پاسخ‌های لاریجانی را بخواند، تردید نخواهد کرد به آقای لاریجانی ظلم شده است.

آیا انتشار این نامه‌ می‌تواند باعث تغییر رویه شورای شود؟

دو مشکل اساسی باید حل شود. در مورد جایگاه ریاست جمهوری لازم است که شورای نگهبان باید در چارچوب‌هایی تعیین شده در قانون اساسی ، عمل کند. شورای نگهبان باید موظف شود که در همان چارچوب قدم بردارد و از  اتکا به برداشت های سلیقه‌ای و شخصی درباره صلاحیت نامزدها پرهیز کند. این چارچوب تایید صلاحیت‌ها باید شفاف و روشن شود. شورای نگهبان باید خود را مقید بداند از برخورد سلیقه‌ای پرهیز کند و تصمیم‌گیری و اختیارات مهمی که در ید و اختیار خود دارد را به صورت غیرمستقیم به نهادهای غیرمسئول واگذار نکند. اما در مورد مجلس شورای اسلامی ماجرا دردناک‌تر است. تایید صلاحیت نمایندگان مجلس به موجب آن چه در قانون اساسی آمده در اختیار شورای نگهبان نبوده است. این اختیار برای هیات اجرایی بوده اما با تفسیر خاصی که شورای نگهبان از مجلس چهارم به بعد در مورد نظارت ارائه کرد به نظارت استصوابی رسید. این تغییر رویه در مجلس چهارم که دست چین شورای نگهبان بودند،  اتفاق افتاد و عملا پای شورای نگهبان در تایید صلاحیت‌ها باز شد و این برخلاف روح قانون اساسی بود.‌ تایید صلاحیت را باید هیات اجرایی در چارچوب‌های قانونی انجام دهند ولی اگر حق کسی تضییع شده بود و به ناحق از سمت هیات اجرایی رد شد، شورای نگهبان برای احقاق حق آن فرد می‌تواند ورود کند و برخی رد صلاحیت‌شده‌ها را تایید کند اما حالا همه چیز برعکس شده و عملا  اختیار تایید صلاحیت‌ها و ترکیب افراد از سمت مجلس به شورای نگهبان سپرده شده و من مطمئنم اگر  سیستم عادلانه وجود داشت و بر مبنای صلاحیت‌های واقعی افراد مجلس شکل می‌گرفت شاید بیش از ۸۰ درصد ترکیب مجلس فعلی تغییر می‌کرد.

این رویه چگونه تغییر خواهد کرد؟

بر این باورم قانون باید اصلاح شود و روابط شفاف در زمینه ریاست جمهوری ارائه شود اما در مورد بحث مجلس موضوع فراتر است. به هیچ وجه صلاحیت نمایندگان نباید توسط هیات نظارت شورای نگهبان و شورای نگهبان بررسی و تایید یا رد شود، زیرا مرجع قانونی این کار هیات‌های اجرایی هستند.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.