نسل سوم صنعت مبلمان ایران و نوستالژیای «اتحادیه»
گردهمایی صنفی جمعی از اصحاب نواندیش صنعت مبلمان و دکوراسیون در هتل سیمرغ تهران که با میزبانی کار گروه صنعت اتحادیه صادرکنندگان مبلمان برگزار شد، انگیزه نگارنده برای نگارش این مطلب شد، قلمی که پیش از این نیز بارها و بارها در باب «ضرورتها «مزایا» و «بایدهای» ساماندهی فعالیتهای صنفی در قالب «اتحادیههای توانمند و فعال» مطالبی را ارائه کرده است.
گردهمایی صنفی جمعی از اصحاب نواندیش صنعت مبلمان و دکوراسیون در هتل سیمرغ تهران که با میزبانی کار گروه صنعت اتحادیه صادرکنندگان مبلمان برگزار شد، انگیزه نگارنده برای نگارش این مطلب شد، قلمی که پیش از این نیز بارها و بارها در باب «ضرورتها «مزایا» و «بایدهای» ساماندهی فعالیتهای صنفی در قالب «اتحادیههای توانمند و فعال» مطالبی را ارائه کرده است. اما اینکه چرا این بار نگارنده نام نهاد پراهمیت و پرفایدهای مانند «اتحادیه» را با صفت نوستالژیا (nostalgia)، به معنی «حسرت و افسوس» یاد کرده، شاید به درک و فهم جدید این قلم از سیر و حرکت و تکامل فعالیت اتحادیهها در ایران و به ویژه اتحادیهها و انجمنهای صنایع چوب، مبلمان و کاغذ کشور بازمیگردد.
خواهناخواه ایستادن در جایگاه دیدبانی یک شبکه صنفی و امکان ارزیابی زنجیرهوار از تحولات یک صنعت در ابعاد ملی و جهانی، فرصتی طلایی را برای دریافت یک تصویر رو به تکامل از مسیر حرکت آن صنف فراهم میآورد. حرکتی که ناگزیر به تبعیت از مسیر حرکت تکاملی جامعهای بزرگ به نام ایران در تمامی ابعاد، به ویژه ابعاد سیاسی است.
نگاه تطبیقی به سیر تحولات اتحادیهها و شرکتهای تعاونی اصناف درودگر و مبلساز کشور در طی چند سال گذشته به خوبی نمایان میسازد که موضوعات مبتلا به بخش سیاسی کشور در سالیان گذشته مانند: نزاع سنت و مدرنیته، تعارض جامعه سنتی با جامعه مدنی، تعارض مصلحتاندیشی با شایستهسالاری، تعارض قدرتزدگی افکار عمومی با قواعد دموکراسی، گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، تعارض تمشیت امور به صورت هیاتی با شیوههای تکنوکراتیک و.... ظهور نسل سوم، موضوعاتی است که بروز آنها در مسیر تکامل فعالیت اتحادیههای فوقالذکر نیز به خوبی قابل ردیابی است.
اینکه فلان اتحادیه نه تنها فلسفه تاسیس خود را به فراموشی سپرده، بلکه با اصطلاحات مدیریتی همچون تدوین استراتژی فعالیت، تعریف اهداف کوتاهمدت و بلندمدت، جذب نیروهای متخصص و سازماندهی ستاد مناسب برای بهرهبرداری از تمامی پتانسیلها و استعداد همگی اعضا بیگانه است و به همین علت به حالت زمینگیر و نیمهتعطیل درآمده، اینکه هیاتهای مدیره هنوز نتوانستهاند ضمن تفکیک وظایف و اختیارات هیاتمدیره با مدیران اجرایی خود، به سازمانهای اجرایی توانمند دست یابند و به همین علت راندمان فعالیتهای اثربخش اتحادیهها به صفر رسیده است، اینکه محافظهکاری برخی افراد بر فعالیت اتحادیهها سایه افکنده و آنها را به سوی انجام اقدامات نمایشی به جای اقدامات پرمحتوا، عملی و اثربخش سوق داده، اینکه نسل سوم صنعت مبلمان با قیاس ناگهانی اتحادیههای کشورهای در حال توسعه با اتحادیهها خود با حجم انبوهی از مطالبات و بایدها مواجه میشوند و در عین حال امید به تحقق آنها توسط اتحادیههای موجود را از دست میدهند، اینکه اصحاب تکنوکرات جامعه درودگری و مبلسازی عضویت و فعالیت در اتحادیهها را بر بادده وقت، انرژی و انگیزه خود میدانند، اینکه بزرگترین اتحادیه صنعت مبلمان کشور به سبب غرقشدن در غرور تعریف و تمجیدهای مخرب و پرداختن به مسائل حاشیهای، از رفع ایرادات اساسی تشکل خود غفلت میکنند و ضمن ایجاد سرخوردگی برای اعضا، اتحادیه را در ورطه اضمحلال قرار میدهند، اینکه اتحادیهها یا از بحث مهم و استراتژیک گسترش آموزشهای علمی و کاربردی روز برای به روزسازی تکنولوژی و متدهای تولید و بازاریابی غافل مانده و یا توان اجرای آن را ندارند.
و صدها «اینکه» دیگر همگی مصادیقی هستند بر مشابهت مینیاتوری مسائل مبتلا به صنعت مبلمان با مسائل سیاسی روز جامعه و هم ازاینرو است که نگارنده در این نوشتار صفت نوستالژیا را برای «اتحادیه» برگزیده تا یادآور حسرت و افسوس جریانهای سیاسی نواندیش کشور در قبال مقوله «حزب» باشد و لزوم درسآموزی از این حوزه را یادآوری کند. درسهایی که بیتردید دستمایه ارزشمندی برای کلیه اعضای فعال و غیرفعال اتحادیههای مختلف صنعت چوب و مبلمان کشور نیز خواهد بود.
و اما پندآموزههایی که لازم است نسلهای دوم و سوم صنعت مبلمان کشور از «حوزه سیاست» فرا گرفته تا «اتحادیهها» از نهادهای افسوس و حسرت به پایگاهها و تکیهگاههایی مطمئن و امیدبخش برای بقا و رونق صنعت مبلمان ایران بدل شوند:
۱ - به حاشیه راندن «غوغاسالاران کمتجربه» و حاکم کردن «عقلای با تجربه قوم» در هر دو طیف نسل دوم و نسل سوم صنعت مبلمان برای حفظ پیوند استراتژیک بین نسلها، از مهمترین اصول پایداری برنامهها و حرکت رو به جلو، بدون بازگشت به نقطه صفر است.
۲ - بر ما است که فراموش نکنیم «هویت» امروزی صنعت مبلمان و دکوراسیون و ظرفیتهایی که تحت عنوان اتحادیهها برای این صنعت مهیا شده، مرهون زحمات و تلاشهای پیشکسوتانی است که هر یک نواندیش زمان خود محسوب میشدند و ماحصل تجربیات و زحمات آنها امروز به صورت نهاد راهگشا و ارزشمندی به نام «اتحادیه» به ما رسیده است.
پس بر ما واجب است که ضمن نقد عملکرد گذشته اتحادیهها تنها با «هدف رفع نواقص» شان و جایگاه تمامی پیشکسوتان صنفمان را پاس بداریم و به ایشان اطمینان دهیم که نسل سوم صنعت مبلمان کشور امانتداران فهیمی هستند که ارزش تلاشهای آنها را به خوبی میدانند.
۳ - صبر، حوصله و پشتکار از شروط لازم برای اصلاحات تدریجی و ارتقای توان و دامنه فعالیت اتحادیههای صنفی ما است. در این زمینه عضویت اعضای خاموش صنف در اتحادیه، تبدیلشدن اعضای غیرفعال به اعضای فعال و مداومت در مطالبه وظایف و تعهدات آنها طبق اساسنامه و شرح وظایف مصوب در مراجع مافوق اتحادیهها از مهمترین وظایف ما در قبال اتحادیههای صنفی است.
۴ - میدان دادن نسل دومیها به نسل سومیها، مهمترین وظیفه اعضای دلسوز صنعت مبلمان و دکوراسیون کشور برای دمیدن روح تازه به کالبد اتحادیههای این صنعت است که، غفلت اعضای کنونی هیاتهایمدیره، از یک سو زحمات و تلاشهای قابل تقدیر و غیرقابل انکار آنها را زیر سوال خواهد برد و از سویی دیگر توان بسیار بالای موجود، اما «نهفته» در صنعت مبلمان و دکوراسیون ایران را مضمحل و میدان را بر پیروزی کامل رقبای خارجی صنعت مبلمان ایران باز خواهد کرد.
۵ - تئوریپردازی صرف، آرمانگرایی غیرواقعبینانه، شعار زدگی و احساسزدگی، روی آوردن به برنامههای کوتاه مدت سطحی و نمایشی با هدف کسب منافع زودگذر برخی افراد، در عوض اجرای برنامههای زیربنایی و درازمدت، تن ندادن به قواعد انجام فعالیتهای گروهی و سازمانی و تعریف نکردن منافع شخص در طول منافع گروهی همگی از آفاتی هستند که راندمان فعالیت هر اتحادیهای را به شدت کاهش میدهد و این مساله هیچ ارتباطی با «محافظه کار بودن» یا «تکنوکرات» بودن هیاتمدیره آن اتحادیه ندارد.
و بالاخره اینکه عزیزان همکار و هم صنف تردید نکنند که تهدید اصلی برای همه ما وجود رقبای مهاجم و قدرتمند خارجی است که بازارهای ما را به شکلی هوشمندانه هدف گرفتهاند و دچار «روزمرهگری» و «روزمرگی» شدن ما را آرزو میکنند.
سعه صدرمان را به وسعت نام کشورمان توسعه دهیم، در عوض تخطئه و تضعیف توان یکدیگر به تایید و تقویت توان یکدیگر و ایجاد توان جمعی در جهت تثبیت جایگاه شایسته صنعت مبلمان در اقتصاد ایران به عنوان گام اول و حضوری آبرومندانه در عرصه جهانی صنعت مبلمان به عنوان گام دوم بپردازیم.
امید آنکه با تعامل و تلاش جمعی یاس و سرخوردگیهای کنونی را با شور و نشاطی امیدبخش جایگزین کنیم و اتحادیههای صنفیمان را تا رسیدن به جایگاهی در خورشان «صنعت مبلمان و دکوراسیون ایران» ارتقا دهیم.
یادداشت محسن ضیایی مــدیــرمـسوول دومـاهنامه فنی- مهندسی صنایع چوب، مبلمان و کاغذ ایران. شماره ۲۲ ، تیرماه ۸۵