پایان نفت
بخش پایانی<br>دکتر رحیم قاسمیه<br>در فرودگاهها روزانه هزاران فروند به زمین مینشینند و یا به پرواز در میآیند، هر کدام حدود ۸۴۰۰۰ لیتر سوخت مصرف میکنند. به عبارت دیگر هر مسافر هواپیمای جت هر ساعت حدود ۴۲۰۰ لیتر سوخت مصرف میکند. در انگلستان به طور متوسط، اکثر غذاها مسیری حدود ۲۰۸۰ کیلومتر راه، از مزرعه تا خانه - را طی میکنند تا زمانی که گذر بیدردسر نفت وجود دارد مشکلی وجود نخواهد داشت، اما وای به زمانی که در سر جریان نفت مانعی ایجاد شود.
بخش پایانی
دکتر رحیم قاسمیه
در فرودگاهها روزانه هزاران فروند به زمین مینشینند و یا به پرواز در میآیند، هر کدام حدود ۸۴۰۰۰ لیتر سوخت مصرف میکنند. به عبارت دیگر هر مسافر هواپیمای جت هر ساعت حدود ۴۲۰۰ لیتر سوخت مصرف میکند. در انگلستان به طور متوسط، اکثر غذاها مسیری حدود ۲۰۸۰ کیلومتر راه، از مزرعه تا خانه - را طی میکنند تا زمانی که گذر بیدردسر نفت وجود دارد مشکلی وجود نخواهد داشت، اما وای به زمانی که در سر جریان نفت مانعی ایجاد شود. اکنون این سوال مطرح میشود که چرا بحران احتمالی سال ۲۰۰۶، همانند بحران نفتی ۱۹۸۱-۱۹۷۹ قابل حل نیست؟ پاسخگویی این سوال نیازمند مقدمهای کوتاه است. در دهه ۱۹۳۰ یک پرفسور زمینشناسی دانشگاه کلمبیا دکتر هوبرت کشفی کرد که میلیاردها دلار برای سرمایهگذاران و شرکتهای نفتی میارزید. او کشف کرد که چگونه مایعات تحتفشار مانند نفت میتوانند زیر صخرههای سختگیر بیافتند. او همچنین راه رهاسازی آنها را کشف کرد. هنوز نیز شرکتهای نفتی از اکتشافات او در کشف و استخراج میلیونها بشکه نفت بهره میبرند. اگر این کشف نبود ذخایر قابلاستفاده نفت بسیار کمتر از مقداری بود که الان هست.
در سال ۱۹۵۵ دکتر هوبرت که برای شرکت شل shell کار میکرد. کشف دیگری کرد او دریافت که حوزههای نفتی با استخراج نفت از آنها بهشدت تغییر میکنند. البته، استخراج نفت به خوبی و به آرامی صورت میگیرد. اما پس از چند سال، میزان فشار کاهش مییابد و ناگهان باقیمانده نفت غلیظتر شده و استخراج آنها مشکلتر و مستلزم صرف هزینه هنگفتی خواهد بود. در این زمان مفهوم «به اوج رسیدن نفت» (oil Peak) مطرح گردید. وقتی یک حوزه نفتی به اوج میرسد، استخراج باقیمانده نفت بسیار گرانتر از قبل میشود و در نتیجه قیمت نفت نیز باید به همان نسبت افزایش یابد و این چیزی است که غرب از آن آگاه و به شدت وحشت دارد، اما متاسفانه کشورهای دارنده نفت ناآگاهانه و یا آگاهانه از آن غفلت کردهاند.
کشف دکتر هوبرت روسای او در شرکت شل را آنچنان وحشتزده کرد که به او اصرار کردند، یافتههای خود در این خصوص را علنی نکند، ولی دکتر هوبرت در یکی از سخنرانیهایش یافتههای خود را علنا بیان کرد. او به مستمعان خود - مدیران و مهندسان نفت - گفت که در دهه ۱۹۷۰ ایالات متحده آمریکا - بزرگترین قدرت نفتی جهان - به پیک خواهد رسید. این اظهارات ابتدا نه تنها مورد توجه قرار نگرفت بلکه مانند هر حقیقت مسلمی ابتدا مورد تمسخر واقع شد و به تخریب وجه شغلی دکتر هوبرت انجامید.
محققان دیگر شرکت شل اظهار داشتند که در واقع آمریکا در محدوده سالهای ۲۰۱۰-۱۹۹۰ به پیک نفت خود خواهد رسید، لذا جای نگرانی نیست. اما ناگهان در سال ۱۹۷۰ چاههای نفت تگزاس و لوییزیانا یکی پس از دیگری خشک شدند و آمریکا همانطور که دکتر هوبرت پیشبینی کرده بود به پیک رسید ظرف سه سال قیمت نفت به شدت افزایش یافت و واردات نفت آمریکا به سه برابر افزایش یافت. جهان ناگهان به نفت OPEC چشم دوخت، یعنی جایی که نسبت به نفت آمریکا مزایای بسیاری داشت.
یافتههای دکتر هوبرت تنها محدود به آمریکا نشد، بلکه وی پیک نفتی سایر کشورهای دارنده نفت را محاسبه کرد. کشورها یکی پس از دیگری به پیک نفتی خود رسیدهاند. لیبی در سال ۱۹۷۰، رومانی در سال ۱۹۷۶، اندونزی و ترینیداد در سال ۱۹۷۷، برونئی در سال ۱۹۷۷. پرو سال ۱۹۸۲ و کامرون در سال ۱۹۸۵ در اروپا متوسط تاریخ پیک نفت - زمانی که تولید کشور از آن سال رو به کاهش مینهد - سال ۲۰۰۰ بوده است. شوروی سابق نیز در سال ۱۹۸۷ به پیک نفت رسید. تاکنون ۵۱کشور تولیدکننده نفت به پیک نفت خود رسیدهاند. ۱۶کشور دیگر تولیدکننده نفت نیز بهزودی به پیک نفت خود خواهند رسید.
بنا به محاسبات انجامشده ایران نیز در سال ۱۹۷۴ به پیک نفتی خود رسیده است، که با احتساب کشف ذخائر جدید نفت در ایران میتوان این تاریخ را مدت کوتاهی به تعویق انداخت. این بدان معنا است که ایران سالها است به پیک نفت خود رسیده است و تا چند سال دیگر خود محتاج نفت خواهد بود این واقعیت ضرورت اجتنابناپذیر دستیابی به تکنولوژیهای جایگزین را به عنوان منبع انرژی بیش از پیش توجیه میکند.
*چرا عربستان نمیتواند تولید خود را مانند سال ۱۹۸۸ افزایش دهد؟
مقامات عربستان سعودی ادعا میکنند که تا سال ۲۰۱۱ به پیک نفت خود نمیرسند.
وزیر نفت عربستان علی نعیمی، در کنفرانس انرژی در واشنگتن ادعا کرد که ذخایر نفت ما واقعی است - طی ۵۰ سال آینده هیچ گونه کمبود نفت وجود نخواهد داشت.
این سخنان با استهزای دانشمندان مواجه شده است. مقامات عربستان به طور واضحی در خصوص منابع نفتی خود در منطقه GHAWAR اغراق میکند.
GHAWAR بزرگترین حوزه نفتی عربستان سعودی است. در سال ۱۹۴۸، در آن منطقه حدود ۸۷میلیارد بشکه نفت وجود داشت.
در دهه ۱۹۷۰، شرکت اکسان EXXON - یکی از چهار شرکت بزرگ نفتی جهان ، میزان نفت در قوار را در حدود ۶۰میلیارد بشکه تخمین زد که هنوز رقم فوق تصوری بود.
از آن زمان عربستان حدود ۵۵میلیارد بشکه از آن منطقه استحصال کرده است.
به این ترتیب در حال حاضر حدود ۵میلیارد بشکه نفت در حوزه نفتی قوار باقی مانده است.
مسلما این میزان برای ۵۰ سال ادعای آقای نعیمی کافی نخواهد بود! در واقع میزان نفت باقیمانده برای حدود سه هفته کافی خواهد بود نه ۵۰ سال!!
عربستانیها نیز این را میدانند. آنها روزانه حدود ۷میلیون گالن آب را از زیر ذخایر نفتی قوار بیرون میکشند تا فشار پمپاژ نفت افت نکند.
البته عربستان هنوز ۳۰۰ حوزه نفتی دیگر دارد. اما ۹۰درصد فروش نفت عربستان فقط از تعداد انگشتشماری از آن ذخایر حاصل میشود و مابقی فاقد ذخایر قابل توجه نفت هستند مابقی ذخایر قبلا خشک شدهاند!
۵ حوزه نفتی عربستان در سالهای ۱۹۶۵-۱۹۴۰ کشف شدهاند و از این رو پمپاژ قدیمی هستند.
عربستانیها اغراق میکنند چرا که نمیخواهند سهم خود از بازار نفت را از دست بدهند.
برخلاف آقای نعیمی که نظرات مربوط به «اوج رسیدن نفت» را بسیار کوتاهبینانه میداند، خانم ساهلین، وزیر توسعه نروژ بر واقعیت به اوج رسیدن نفت صحه میگذارد.
نحوه سهمیهبندی اوپک برای کشورهای عضو و وابستگی شدید کشورهای عضو اوپک به درآمدهای حاصل از فروش ثروت ملی - نفت - موجب شده است تقریبا کلیه کشورهای عضو اوپک نیز دچار این اغراقگویی شوند.
در سال ۱۸۹۶ اوپک قانون جدید سهمیهبندی را ارائه کرد که براساس آن سهمیه اعضا نسبت به ذخایر نفت کشورها تعیین میشد.
پس از چند هفته از اعلام نحوه سهمیهبندی ناگهانی تقریبا کلیه کشورهای اوپک میزان ذخایر نفت خود را بیشتر اعلام کردند تا بتوانند جریان درآمدهای نفتی خود را همچنان حفظ کنند.
در واقع ذخایر نفتی آنها به ناگهان بدون کشف ذخایر واقعی جدید، به سرعت افزایش یافت.
البته این نفت یک نفت مجازی بود و قابل آتش زدن نبود. نمودار زیر که ذخایر کشورها قبل و بعد از اعلام یافتهها در خصوص
«به اوج رسیدن نفت» را نشان میدهد به خوبی بیانگر تلاش کشورها در بیشتر نشان دادن ذخایر است.از ابتدا شروع عصر نفت از آغاز سال ۱۸۵۹ تاکنون جهان حدود ۹۵۰میلیارد بشکه نفت مصرف کرده است و حدود ۱۰۰۰میلیارد بشکه نفت در ذخائر نفتی جهان باقیمانده است.
از این میزان حدود ۷۶۴میلیارد بشکه تاکنون کشف شدهاند و حدود ۱۴۲میلیارد بشکه نیز تخمین زده شده است که کشف خواهند شد. سوالی که مطرح میشود این است که اگر جهان طی ۱۵۰سال ۹۵۰میلیارد بشکه نفت مصرف کرده است، ذخائر حدودا ۱۰۰۰میلیاردی باقیمانده برای یک قرن آینده کافی نیست؟
پاسخگویی به این سوال مستلزم توجه به این نکته است که وقتی متوسط تاریخ پیک نفتی کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت در نظر گرفته شود - شامل عربستان و سایر ۱۶کشوری که هنوز به پیک نفت نرسیدهاند - به این نتیجه میرسیم که پیک تولید نفت جهان در اواسط سال ۲۰۰۶میلادی واقع خواهد شد. این تاریخ از دید کارشناسان نفت یک تخمین محافظهکارانه است.
البته برخی دانشمندان مانند پرفسور دافیز از دانشگاه پرینستون که مدتی همکار دکتر هوبرت بود این پیشبینی را خوشبینانه میداند و اعتقاد دارد باید بسیار زودتر منتظر این واقعه بود.
کشف ذخائر جدید نفتی
احتمال کشف ذخائر عظیم جدید نفتی تقریبا صفر است. در دهه ۱۹۵۰جورجبوش پدر از تجارت نفت در تگزاس میلیونها دلار درآمد داشت.
اما پسرش رییسجمهوری فعلی آمریکا در دهه ۱۹۸۰ مجبور شد از شغل خود در بخش نفت دست بکشد زیرا تقریبا تمامی چاههای حفرشده خالی بودند. درواقع طی دودهه گذشته هیچ حوزه نفتی بزرگی کشف نشده است.
برخی از بزرگترین حوزههای نفتی جهان حدود ۱۰۰-۳۰سال قدمت دارند که در حال خشکشدن هستند.روند کشف حوزههای نفتی بسیار جالب است، در سال ۲۰۰۰، ۱۶کشف بزرگ در زمینه نفت وجود داشت، در سال ۲۰۰۱هشت کشف، در سال ۲۰۰۲ سه کشف و در سال ۲۰۰۰ این میزان به صفر میرسد. به هر حال این کشفیات با توجه به تقاضا تقریبا صفر است. حتی اگر حوزه نفتی عظیم دیگری مانند Ghawar کشف شود، ذخائر آن فقط برای ۲۴ماه کافی خواهد بود.
انرژیهای جایگزین مانند انرژی خورشیدی، باد و حتی انرژی هیدروژنی به سالها وقت نیاز دارند تا بتوانند در حجم وسیع به کار گرفته شوند.
منابع در روزنامه موجود است.