بازار هنر

دست نویس رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته»، یک‌میلیون دلار

شماره روزنامه: ۱۰۳۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۲۳۶۳ خبر

مهرداد گوران ـ جست‌وجوی زمان از دست رفته رمانی است که در شاهکار بودن‌اش هیچ تردیدی وجود ندارد. مارسل پروست، نویسنده بزرگ فرانسوی، نوشتن این رمان را در ژانویه سال ۱۹۰۸ آغاز کرد آغازی به یاد ماندنی برای این رمان مدرنیستی که نظیر آن شاید هرگز نوشته نشود. پروست در این رمان که خوشبختانه با ترجمه مهدی سحابی به زبان فارسی هم منتشر شده است، دست به مکاشفه‌ای راز آمیز در زمان،‌ تاریخ و زبان می‌زند.

دست نویس رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته»، یک‌میلیون دلار

مهرداد گوران ـ جست‌وجوی زمان از دست رفته رمانی است که در شاهکار بودن‌اش هیچ تردیدی وجود ندارد. مارسل پروست، نویسنده بزرگ فرانسوی، نوشتن این رمان را در ژانویه سال ۱۹۰۸ آغاز کرد آغازی به یاد ماندنی برای این رمان مدرنیستی که نظیر آن شاید هرگز نوشته نشود. پروست در این رمان که خوشبختانه با ترجمه مهدی سحابی به زبان فارسی هم منتشر شده است، دست به مکاشفه‌ای راز آمیز در زمان،‌ تاریخ و زبان می‌زند. جست‌وجوی زمان از دست رفته،‌ اثری است که هستی و مرگ را در رویارویی با زمان بازخوانی می‌کند. پروست در ماه مه همان سال می‌نویسد: «من مشغول نوشتن درباره طبقه اشراف هستم». شخصیت‌های او از درون بورژوازی رو به رشد فرانسه بیرون می‌آیند، اما این رمان، عرصه صداها و حضور آدم‌‌های دیگر هم است که طبقه‌بندی آنها جز با رویکردی روانشناسانه ممکن نیست. نسخه دست نویس این رمان (بخش اول رمان) در حراج خانه کریستی، غوغا به پا کرده و فروش یک‌میلیون دلاری آن، رکوردی برای نسخه‌های دست نویس ادبیات فرانسه محسوب می‌شود. درباره پروست نوشتن چندان ساده نیست.

جیمز جویس، ساموئل بکت، آندره ژید، ژان پل سارتر و بسیاری دیگر از نویسندگان و منتقدان بزرگ قرن بیستم ستایشگر آثار او بوده‌اند. نامه مهدی سحابی‌، مترجم رمان به یک دوست درباره خواندن اثر بزرگ پروست، وصفی است از جهان پیچیده و سرنوشت ساز این رمان که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید:

کتاب‌هایی هستند که نوکی به آنها می‌زنیم، کتاب‌هایی‌اند (خیلی زیاد، خوشبختانه) که آنها را از خودمان می‌کنیم، چه در گذشته خوانده باشیم و چه حال، مال ما می‌شوند، کتاب‌هایی‌اند که فقط ذخیره ذهنمان نمی‌کنیم، بلکه با آنها زندگی می‌کنیم، حتی اگر همه متن‌شان را از کلمه اول سطر اول تا سطر پایان‌شان فراموش کرده باشیم. چون آنچه در آنها بوده و مال خودمان کردیم، بیرون از کتاب، حتی بیرون از جنس کلمه و کلام، با ما هست و می‌ماند. کتاب‌هایی هم هستند که ما را مال خودشان می‌کنند. کم‌اند، گاهی فکر می‌کنیم که کاش بیشتر بودند، کاش خیلی بودند. اما شاید بهتر همین باشد که کم‌اند و شاید اگر خیلی بودند اینکه مال آنها باشیم غیرممکن می‌شد. مگر زندگی یک آدم چقدر جا دارد؟

کتاب‌هایی‌اند که ما را مال خودشان می‌کنند. واقعا معتقدم که بعضی کتاب‌ها خواننده را آدم دیگری می‌کنند و منظورم از «مال خودکردن» همین است. یک کمی، فقط یک کمی، مثل ازدواج که بعدش آدم چه بخواهد و چه نخواهد کس دیگری می‌شود. زن آقایی یا شوهر خانمی، اما نه، مثال خوبی نزدم، چون که مثالی بیشتر عینی، یک خرده زیادی «رسمی» است در حالی که ... بگذریم، اصلا مثال را بگذار کنار!

کتاب‌هایی هستند که ما را آدم دیگری می‌کنند، در زندگی‌مان یک دوره قبل و یک دوره بعد از آنها وجود دارد. نه اینکه فقط «بزرگ»مان کنند، یا با خواندنشان رشد کنیم، یا مثلا بهتر یا بدتر بشویم. نه. آدم دیگری می‌شویم چون تجربه تازه‌ای به ما اضافه می‌شود. به ذهنمان چیزی را اضافه می‌کنند که اگر بعدش کتاب را در یاد داشته باشیم یا نه، اگر جزء به جزء صحنه‌هایش را در خاطر داشته باشیم یا حتی یک کلمه‌اش هم در ذهنمان نمانده باشد، در هر حال به ما اضافه شده‌اند، در شعورمان، در باطنمان، هر بار که گریزی به زمان قبل از خواندن آن کتاب بزنیم با آنچه کتاب به ما اضافه کرده به این سفر روبه گذشته می‌رویم، با تغییر نگاهی که کتاب در ما باعث شده به گذشته نگاه می‌‌کنیم (حال که طبعا جای خودش را دارد). «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» مارسل پروست چنین کتابی است. واقعا معتقدم که کتابخوان‌ها دو دسته‌اند، آنهایی که «جست‌و...» را خوانده‌اند و آنهایی که هنوز نه، خیلی هم به این فکر کرده‌ام که عمق این تمایز کجا است. کتاب‌هایی که مهر خودشان را تا ابد به ما می‌زنند خیلی‌اند. هم خودشان به عنوان کلیت نوشته‌ای که عنوانشان فلان یا نویسنده‌شان فلان کس است، هم اجزای‌شان، یک به یک باهم یا مجزا. فلان گوشه یا فلان ماجراشان، فلان شخصیت‌شان. اما این کتاب‌ها در نهایت در مجموعه‌ کتاب طبقه‌بندی می‌شوند،‌ در قفسه‌بندی کتابخانه زندگی ما. در دائره‌المعارف ذهن ما جا می‌گیرند. شاید عمق آن تمایز در همین باشد، در اینکه این کتاب‌ها چه در کلیت چه به واسطه اجزای‌شان در شکلی که دانسته‌های ما به ذهنیت و شخصیت‌مان می‌دهد سهیم می‌شوند، سهمی کلی در شکلی کلی. در حالی که کار آن کتاب‌های نادر، کتاب‌هایی که ما را آدم‌ دیگری می‌کنند، کاری خصوصی است، و چیزی که به ما اضافه می‌کنند در بیرون از مجموعه عام ما در جای خاصی فقط و فقط برای خودش باقی می‌ماند.

«در جست‌وجوی زمان از دست رفته» چکیده یک بعد تازه است. بعد تازه‌ای در نوشتن (اگر اهل نوشتن باشی) بعد تازه‌ای در ساختن (هر کسی باشی در هر زمینه‌ای که کارت ساختن و آفریدن باشد)، بعد تازه ای در فکر کردن، در دیدن. برای شرح چگونگی این بعد تازه می‌شود از خود پروست کمک گرفت، به خصوص که خیلی اهل من‌من نبود و اگر چیزی درباره شیوه کار و دیدگاه‌های خودش گفته باشد، یعنی که خیلی مهم بوده که مستقیما به زبان آورده! یکی از گفته‌های معروف او در این باره همانی است که در جواب منتقدانی مطرح کرده که با ظاهر‌بینی، خواسته نخواسته با دستاویز این کار ظاهرا ماجراهای «جست‌وجو» در محیط محدود و بسته اشراف و بورژواهای فرانسه آخر قرن نوزدهم و اول قرن بیستم می‌گذرد، او را به این متهم می‌کردند که میکروسکوپ گذاشته بود و واقعیت‌های کوچکی را بزرگ می‌کرد که جواب پروست این بود که واقعیت‌های نه کوچک بلکه بسیار دوری را می‌دید و شرح می‌داد، چیزهایی که به قول خودش «البته بسیار ریز بودند اما کوچکی‌شان از آنجا بود که در فاصله‌ای بسیار دور قرار داشتند و هر کدام دنیایی بودند» که چون در هر حال بحث انسان مطرح است. بدیهی است که منظور از «بسیار دور» همان «بسیار عمیق» است. مجسم کن، کاربرد تلسکوپ درباره آدم یا جامعه انسانی. که خود همین کاربرد این تعبیر، یا به عبارت دیگر کاربرد این ابزار، یک دنیا حرف می‌زند درباره اینکه نویسنده چه دیدگاهی نسبت به آدم داشته است که فعلا بماند. تجربه‌ای که کتابخوان‌ها را به دو دسته «پروست خوانده» و «پروست نخوانده» تقسیم می‌کند همین است. تجربه رسیدن به شیوه‌ای از دیدن، به عمقی از تامل در آدم، که البته پیش از پروست هم وجود داشته اما او آن را به تمرکز و انسجامی رسانده که بعد از او دیگر به اسم او می‌شناسیم، و «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» را به نوعی کتاب راهنمای این نوع دیدن و اندیشیدن می‌کند. «تلسکوپ»، «روانشناسی فضایی». فکرش را بکن،‌ همه عظمت تجربه، همه اهمیت پروست شاید در همین دو سه کلمه باشد.(۱)

(۱) به نقل از فصلنامه سمرقند، ویژه زندگی و آثار مارسل پروست

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن