۴۸ ساعت عملیات پلیسی برای دستگیری پرستار کودکربا
قاضی جعفری، معاون دادسرای جنایی تهران در حال بازجویی از متهم<br>گروه حوادث ـ ماجرای ربوده شدن پسر بچه ۲ ساله یک دندانپزشک تهرانی با دستگیری پرستار خانگی به پایان رسید.
قاضی جعفری، معاون دادسرای جنایی تهران در حال بازجویی از متهم
گروه حوادث ـ ماجرای ربوده شدن پسر بچه ۲ ساله یک دندانپزشک تهرانی با دستگیری پرستار خانگی به پایان رسید. این زن ۳۱ ساله دو روز پس از ربودن پسر بچه ۲ ساله، هنگامی که به خانه یکی از بستگانش رفته بود از سوی پلیس بازداشت شد.بنا به این گزارش، یک زوج دندانپزشک ظهر روز یکشنبه ۱۵ مردادماه سالجاری هنگامی که پس از بازگشت به خانه خود در شرق تهران با غیبت پسر بچه ۲ ساله خود به نام رادین روبهرو شدند، پلیس جنایی تهران را در جریان قرار دادند. مرد دندانپزشک در حالی که هراسان و مضطرب بود به ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران گفت: مدتی قبل یکی از بستگان ما که از بیماری رنج میبرد، تحت عمل جراحی قرار گرفت و برای راحتی او، تصمیم گرفتیم در خانه خودمان بستریاش کنیم. در همین راستا در حالی که به دنبال پرستار برای نگهداری و مراقبت از پسرمان بودیم یکی از همسایهها پرستار جوانی که ساکن منطقه خودمان بود را به ما معرفی کرد.به گفته معرف این دختر، او از سالها قبل در یک شرکت که پرستاران خانگی را به مردم معرفی میکند، کار میکرد ولی از مدتی قبل به دنبال بروز اختلافاتی با آنها بیکار شده بود.
وقتی او را برای کارمان مناسب دیدیم تصمیم به استخدام او در ازای ماهی ۱۵۰هزار تومان گرفتیم.دو روز قبل او به خانه ما آمده و رسما کارش را شروع کرد. به ظاهر دختر خوب و موجهی میآمد. از سوی دیگر چون سابقه کار داشت به او اعتماد و اطمینان کردیم.
صبح روز یکشنبه ۱۵ مردادماه بچه را به او سپردیم و به اتفاق همسرم برای انجام کار به مطب خودمان رفتیم. ظهر که به خانه برگشتیم با غیبت او و پسرم روبهرو شدیم.با توجه به این اظهارات به دستور دادیار رسیدگی کننده به پرونده بررسیهای تخصصی پلیس برای ردیابی این پرستار جوان آغاز شد.در حالی که دو روز از آغاز تحقیقات ماموران در اینباره میگذشت، مدیر یک شرکت پرستاری با ماموران تماس گرفته و آنان را در جریان بازگشت پرستار کودکربا به تهران قرار داد.هنگامی که پلیس این دختر ۳۱ساله را بازداشت کرد، او ماجرای ربودن «رادین» را بازگو کرد.وی گفت: دو روز بود که کارم را شروع کرده بودم. مادر بزرگ «رادین» عمل جراحی کرده بود و در خانه آقای دکتر شیری بود. روز حادثه وقتی زوج دندانپزشک از خانه بیرون رفتند، تصمیم گرفتم برای گرفتن پول از عابربانک بیرون بروم. «رادین» را هم با خود بردم من عاشق بچهها هستم. وقتی پول را گرفتم احساس کردم دیر شده است. ترسیدم و به پارکی که در آن نزدیکیها بود رفتم.
داخل پارک روی نیمکتی نشسته بودم که مرد جوانی به کنارم آمد و درباره علت حضورم در آنجا پرسید، به دروغ گفتم که با شوهرم حرفم شده و از خانه فرار کردهام، او مرا با یک خودروی دربست به ورامین برد.
در آنجا پس از ساعتی متوجه سوءنیت او شدم. تصمیم گرفتم آنجا را ترک کنم به همین دلیل به ترمینال شرق رفته و با «رادین به شهر بابل در مازندران رفتم. در آنجا به یک مسافرخانه رفتم. از من شناسنامه خواستند، چون نداشتم، نپذیرفتند. با التماس خواستم تا چند ساعتی را در آنجا استراحت کنم. قبول کرد.»«رادین» مدام گریه میکرد، هر کاری کردم نتوانستم او را ساکت کنم به همین دلیل عصبانی شدم و چند جای بدن او را گاز گرفتم.روز دوشنبه به مغازهای در حوالی مسافرخانه رفتم و پولی گرفته و به طرف مشهد حرکت کردم. بین راه به شرکتی که قبلا کار میکردم زنگ زدم. مدیر شرکت متوجه حضور بچه شده و خواست به تهران برگردم. من هم که از فرار خسته شده بودم تصمیم به بازگشت گرفتم. پس از تحویل بچه به مدیر شرکت، وقتی به خانه یکی از آشنایان رفته بودم از سوی پلیس بازداشت شدم.با توجه به این اعترافات به دستور دادیار پرونده این پرستار زن برای انجام تحقیقات تکمیلی با صدور قرار قانونی در اختیار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.