بررسی علل، عوامل و زمینههای فرار دختران
فرار از خانه نوجوانان و ترک اعضای خانواده، بدون اجازه والدین یا وصی قانونی خود، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد، غیرقابل تحمل و بعضا تغییرناپذیر است.
فرار از خانه نوجوانان و ترک اعضای خانواده، بدون اجازه والدین یا وصی قانونی خود، در واقع نوعی واکنش نسبت به شرایطی است که از نظر فرد نامساعد، غیرقابل تحمل و بعضا تغییرناپذیر است. این عمل معمولا به عنوان یک مکانیسم دفاعی به منظور کاهش ناخوشایندی و خلاصی از محرکهای آزاردهنده و مضر و دستیابی به خواستههای موردنظر و عموما آرزوهای دورودراز انجام میشود.
دختران فراری از بین اقشار مختلف میباشند، با انگیزهها و علل گوناگونی اقدام به فرار میکنند و پیامدهای فرار آنان خانواده و جامعه را تهدید میکند.
در این راستا به منظور مقابله قطعیتر نسبت به معضل فرار دختران از خانه، توجه و رسیدگی به نهاد خانواده و سعی در رفع مشکلات مختلف تربیتی، اقتصادی، فرهنگی آنها از طریق دولت میتواند به عنوان راهکاری برای مقابله با این پدیده باشد.
احیای سنتهای دینی و حاکمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیر وجوب احترام به والدین، رسیدگی به خویشان، نظارتهای فامیلی چون ولایت پدر، جد پدری، برادر بزرگتر که در واقع به نوعی حمایت اجتماعی است باعث نمیشود که فرد در پیچ و خم مشکلات احساس تنهایی نکند و روحیه و اعتمادبهنفس خود را حفظ کند.
با استناد به اطلاعات و تحقیقات، بیشتر دختران فراری از بین خانوادههای نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، بهکارگیری تمام تمهیدات جهت پیشگیری و کاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراکز مشاوره و فرهنگ سازی ضروری است.
امروزه در اکثر کشورهای جهان، فرار از خانه به یک معضل جدی اجتماعی تبدیل شده است. براساس آمار سازمان بهداشت جهانی، سالانه صدهاهزار نوجوان از خانه فرار میکنند که اکثر آنها دختر هستند.
در جامعه ایرانی نیز فرار دختران از خانه با توجه به هنجارها و ارزشهای دینی، خانوادگی و اجتماعی، به عنوان یک آسیب و مساله اجتماعی مطرح است، هرچند آمار و ارقام دقیقی در اختیار نداریم، لیکن اخبار جراید و مطبوعات از روند رو به رشد این آسیب اجتماعی، کاهش میانگین سنی دختران فراری و ظهور پیامدهای ناگوار آن حکایت میکند.
خانواده به عنوان یک سیستم در معرض یک رشته بحرانها است. پدیده فرار از منزل، معلول شبکه پیچیدهای از عوامل موثر روانی - اجتماعی، اقتصادی است که در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی و آفریقایی به چشم میخورد. فرار را میتوان ترک محل زندگی (بدون اطلاع والدین) به علت فشارهای ناشی از خشونت، تبعیض، نابرابری، تمایل به ماجرا جویی، کسب منزلت و…. و یا در اثر کم عقلی و فریب خوردگی و یا به علت عدم سلامت فکری و روحی تعریف کرد.
پرخاشگری و طرح مسائل اختلافبرانگیز در خانواده، یکی از علل فرار فرزندان از منزل میباشد. پس از بروز زمینههای این گونه اختلافات پرهیز کنید. همچنین در تربیت فرزندان اهتمام لازم را به کارگیرید و از نظر روانی و عاطفی فرزندان خویش را ارضا نمایید.
بحرانهای شدید و اعمال خشونت در خانواده ، فقر مادی، عدم دور نمای آینده کاری، کمبود امکانات آموزشی و ازدواجهای اجباری از جمله دلایل اصلی این مشکل هستند.
گسترش روز افزون مهاجرت از روستاها به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و افزایش حاشیهنشینی، جامعه را با زمینههای مناسبی برای یک آسیب اجتماعی به نام دختران فراری روبه رو میکند.
بخشی از این دختران بدون داشتن هیچ برنامهای برای تامین مخارج و حدود۵۰درصد نیز بدون داشتن هیچ سرپناه مشخصی برای سکونت پس از فرار (حداقل شبها) از منزل میگریزند، برداشتن پول از منزل، کار کردن ، قرض کردن، سرقت، خرید و فروش مواد مخدر، زندگی با مردان غریبه و یا ازدواج با آنها و حتی خودفروشی راههای دختران فراری برای کسب پول و به شب رساندن روزهای پس از فرار است. هرچند سازمانهای مربوطه نیز از طریق رسانههای گروهی عواقب جبرانناپذیر دوری از کانون گرم خانواده و فرار از منزل را برای عموم مردم اطلاعرسانی کنند. عدم فرهنگسازی مناسب به منظور پیشگیری از فرار نوجوانان توسط نهادها و ارگانها و رسانههای جمعی و نیز اکران و نمایش برخی فیلمها میتواند از جمله عوامل تشدیدکننده معضل فرار نوجوانان از خانه باشد.
پدیده فرار دختران از خانه یک آسیب اجتماعی جدی است و رسانهها باید جدا از نمایش فیلمهایی که پایان خوشی دارند، واقعیت زندگی این دختران پس از فرار از خانه را به تصویر کشیده و با این کار دخترانی را که قصد فرار از خانه را دارند، حتی برای یک لحظه هم که شده به تفکر و تامل وادار کنند.