ناقد ادبی، منتقد ریکاردو میشود
ساموئل بیلی (۱۸۷۰-۱۷۹۱) در سال ۱۷۹۱ در شیفیلد انگلستان متولد شد و در سن ۱۵سالگی وارد شغل پدری خود یعنی کارد و چنگال فروشی شد. با آنکه کسب و کار نسبتا خوبی داشت، مطالب متنوعی نیز در موضوعهای گوناگون از اقتصاد سیاسی گرفته تا سیاست، روانشناسی، اخلاق، منطق و نقد ادبی مینوشت. بیلی در تصویب اصلاحات قانونی سال ۱۸۳۲ نقش فعالی ایفا کرد. ولی تلاش او برای ورود به مجلس انگلستان در سال ۱۸۳۵ با توفیق همراه نبود. او حتی در سن ۷۵سالگی راجع به موضوعاتی نظیر اینکه ترتیب زمانی نوشتن نمایشنامههای شکسپیر چه بوده، مطلب مینوشت.
ساموئل بیلی (۱۸۷۰-۱۷۹۱) در سال ۱۷۹۱ در شیفیلد انگلستان متولد شد و در سن ۱۵سالگی وارد شغل پدری خود یعنی کارد و چنگال فروشی شد. با آنکه کسب و کار نسبتا خوبی داشت، مطالب متنوعی نیز در موضوعهای گوناگون از اقتصاد سیاسی گرفته تا سیاست، روانشناسی، اخلاق، منطق و نقد ادبی مینوشت. بیلی در تصویب اصلاحات قانونی سال ۱۸۳۲ نقش فعالی ایفا کرد. ولی تلاش او برای ورود به مجلس انگلستان در سال ۱۸۳۵ با توفیق همراه نبود. او حتی در سن ۷۵سالگی راجع به موضوعاتی نظیر اینکه ترتیب زمانی نوشتن نمایشنامههای شکسپیر چه بوده، مطلب مینوشت. در سال ۱۸۲۵، درست دو سال بعد از فوت ریکاردو رساله انتقاد بر ماهیت، معیارها و علل ارزش را نوشت که شدیدترین حملهای است که تا آن زمان به اقتصاد ریکاردویی شده بود. انتقاد بیلی بیشتر به سبک نگارش ریکاردو بود و ناهماهنگی استفاده از مفاهیم گوناگون توسط ریکاردو را مورد نقد دقیق قرار داده بود. بیلی پراکندگی موجود در نوشتههای ریکاردو را به اعتقاد ریکاردو به مفهوم ارزش مطلق و تلاش ریکاردو برای یافتن ارزش غیرقابل تغییر کالاها نسبت میداد. بیلی با زیرکی مفهومی را دریافته بود که پیش از او کسی به آن نرسیده بود و آن این بود که نظریه ارزش ریکاردو، نظریهای عمومیت یافته نبود، بلکه به ارزش کالاها طی زمان مربوط میشد و به ارزش کالاها در مکانهای مختلف کاری نداشت. بیلی عقیده داشت که اساسا پیدا کردن معیار قانعکنندهای برای ارزش میسر نیست. در مورد علت وجود ارزش نیز مثل معیار ارزش، عقیده داشت که نیروی کار علت ایجاد ارزش نیست، بلکه به باور او: «ارزش... نشاندهنده تاثیری ذهنی است.» انتقاد او از نظریه ارزش- کار که بارها پس از او تکرار شد، این است که هزینه نیروی کار به عنوان منبع ارزش به دور باطلی منتهی میشود و آن این است که ارزش توسط زمان به کار رفته در تولید کالا معین میشود و زمان کار صرف شده نیز به نوبه خود بستگی دارد به میزان کار لازم برای تولید کالاهای مصرفی که آن نیز بستگی به زمان کار دارد و الی آخر.تنها در فصل پایانی کتاب است که بیلی از انتقاد از شخص ریکاردو دست میکشد و به انتقاد از کل نظام ریکاردویی میپردازد. روش او این است که کالاها را از نظر «درجه رقابت» به سه دسته تقسیم میکند. اول، کالاهای انحصاری که به نوبه خود بسته به اینکه کشش عرضه آنها صفر یا بین صفر و یک باشد، به دو دسته انحصار کامل و رقابت ناقص تقسیم میشوند. دوم، کالاهایی که افزایش تولید آنها تنها با افزایش هزینه نهایی میسر است. مثل گندم، ذغالسنگ، فلزات و سایر مواد اولیه. افزایش هزینه نهایی تولید این کالاها همواره ناشی از کمبود تخصص عوامل تولید و عرضه محدود این عوامل است. عوامل تولید متخصص نیز از موقعیت انحصاری خود سود اضافی میبرند، لذا آنچه که اصطلاحا سود اضافی نامیده میشود، چیزی جز دستمزد اضافی کارگران متخصص نیست. سومین دسته، کالاهای تولید شده با هزینه ثابت است که تحت شرایط رقابت کامل که نظریه ارزش ریکاردو سعی در توضیح آن دارد، تولید میشوند. اما در اینجا نیز نیروی کار به تنهایی تعیینکننده ارزش به حساب آورده نمیشود. زیرا، اولا نیروی کار از نظر کیفیت متجانس نیست و ثانیا ریسک استفاده از سرمایه و هزینهای که بابت آنچه بعدها ترجیح زمانی نامیده شد. (و اینکه بیلی خود معترف است که ما لذت زمان حال را بر لذت آتی ترجیح میدهیم) همه و همه باعث افزایش ارزش کالا میشوند.
افزونبر این، مواد اولیهای که برای تولید کالاهای دسته سوم مصرف میشوند، خود در دو دسته قبلی قرار میگیرند. بنابراین، به جای «حفاظت در مقابل رقابت» که تنها بخش کوچکی از کالاهای مورد مبادله را تشکیل میدهد، چنانکه ریکاردو نیز مدعی است، ارزش بسیاری از کالاها در واقع مشمول «رقابت غیرقابل ملاحظهای» است.تاثیر کتاب رساله انتقادی ساموئل بیلی، اگر بر حسب تعداد دفعاتی که توسط دیگران مورد اشاره قرار گرفته، قضاوت شود، بسیار عمیق بوده است. یک بار مجله وست مینستر ریویو انتقاد شدیدی بر این کتاب با امضایی ناشناس درج کرد که بدون شک به قلم جیمزمیل، پدر جان استوارت میل بوده است.
اقتصاددانان دیگری مثل مککولاک، تورنز، توک به این کتاب اشاره کرده و بعضا از آن انتقاد کردهاند و سینیور اقتصاددان مشهور، آن را مورد اشاره قرار داده و نظر بیلی را در مورد تعمیم مفهوم اضافه درآمد کشاورزی پذیرفته و نظریه سود بیلی را در این مورد که سود، پرداخت بابت صرفنظر کردن از ترجیح حال بر کالاهای آتی است، مورد قبول میداند. شاید عدمذکر نام ساموئل بیلی توسط جان استورات میل در کتاب اصول اقتصاد سیاسی که در سال ۱۸۴۸ منتشر شد، باعث گردید که نسلهای بعدی مجبور باشند برای شناخت بیلی به نوشتههای خود او مراجعه کنند.