گفت و گو با ارشک رفیعی درباره موسیقی ایرانی

خسته‌ام، منتظر چیز عجیبی نباشید

شماره روزنامه: ۱۰۲۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۰۳۸۵ خبر

سید مهدی میرفخرایی - ارشک رفیعی را با گروه سمان می‌شناسیم.

خسته‌ام، منتظر چیز عجیبی نباشید

سید مهدی میرفخرایی - ارشک رفیعی را با گروه سمان می‌شناسیم. سکوت سمان سوال‌های بسیاری را به همراه داشت ولی پس از گذشت سه سال دیگر کسی به این موضوع فکر نمی‌کند. ۳ سال از سکوت یکی از بهترین گروه‌های ایرانی می‌گذرد. او با ما درباره سمان می‌گوید و دلیل سکوت سمان را آشفته بازار موسیقی بیان می‌‌کند. استاد ۳۴‌ ساله ایرانی که فوق لیسانس موسیقی از پاریس دارد در حال حاضر در استودیو و موسسه‌ای به نام سمان هنوز به فکر موسیقی و فعالیت در این عرصه است.

درگفت‌وگویی که در زیر می‌خوانید سعی شده است به موسیقی ایرانی و این آشفته بازار پرداخته شود.

۳ سال از سکوت می گذرد در حال حاضر سمان کجاست؟

هر جایی که چند نفر جوان روی زیلوی کهنه‌ای ساز به دست با عشق کارهای جدید اجرا می‌‌کنند.

من با روحیه شاعرانه شما از طریق داستان‌هایتان آشنا هستم، اما منظور من این بود که گروه موسیقی سمان فعالیتش برای همیشه به پایان ‌رسید؟

قصه شکل‌گیری سمان می‌تواند بهترین جواب برای سوال شما باشد، اما من سمان را هیچ‌گاه یک گروه موسیقی ندیده‌ام. سمان در نظر پایه گذار‌انش یک جریان فکری در ساختمان موسیقی نو‌ ایرانی و نتیجه منطقی سیر موسیقی ایرانی بوده، هست و خواهد بود.

که با ارشک رفیعی، میترا پرورش و چند دانشجوی موسیقی شروع شد؟

بله

و با تشویق استادان مختلف و حمایت‌های طرفداران برجسته‌اش مثل دکتر صادقی‌نژاد، دکتر کیوان و حتی جواد طوسی ادامه راه داد؟

بله

از نوازنده‌های سمان خبری دارید؟

به جز پیمان صادق‌نژاد و

میترا پرورش، بقیه در موسیقی فعال هستند.

چرا این دو فعالیت نمی‌‌کنند.

برداشتشان نسبت به موسیقی با بقیه متفاوت است، دنبال کار سمانی می‌گردند و پیدا نمی‌کنند.

قبول دارید که می‌توان سمان را بهترین گروه موسیقی در دهه اخیر نامید؟

یکی از بهترین‌ها.

و شما منحلش کردید؟

ظاهرا شما منحلش کردید، چون من قصد ‌چنین کاری را ندارم. احساس می‌کنم با شما که حرف می‌زنم دارم در میدان جنگ تلاش می‌کنم. شما می‌خواهید مرا به گوشه‌ای بدون راه فرار ببرید و می‌دانید که من چنین آدمی نیستم. سمان یک ذهنیت و یک تفکر منحل‌شدنی نیست.

تفکری که شما به سمان و نوازنده‌هایش القا کردید در مطرح شدن آنها تا چه حد تاثیر داشت؟

در اصل تفکری که شما از آن صحبت می‌کنید، از سمان به من و از من به نوازنده‌ها رسید، اما در جواب سوالتان، فکر نمی‌کنم بی‌تاثیر بوده باشد.

در گروه‌های بزرگ هم این تاثیرگذاری وجود دارد؟

قطعا، ارشک برای سمان، علیزاده و مشکاتیان برای عارف یا لطفی برای شیدا.

اما نه عندلیبی و مولانا؟

از پایه متفاوت‌اند، عارف و شیدا یک تفکرند، در حالی که مولانا یک نوع اجرا است.

نکته اینجا است که چرا با رفتن علیزاده که قطعا نوع تفکر عارف بود، این گروه به حیات ادامه داد، اما سمان بدون شما کاری ارائه نکرد؟

دلیل ماندگاری عارف وجود رهبری قدرتمند به نام مشکاتیان است که درک درستی از عارف دارد. اساسا مشکاتیان و علیزاده با هم عارف را پایه‌گذاری کردند و هرکدام با توانایی‌های بی‌نظیرشان قسمتی از کار را به دوش کشیدند. در سمان هم کارها تاحدودی تقسیم‌بندی شده بود، اما کسی توانایی ادامه راه آهنگ‌سازی‌ را در گروه نداشت. البته بعضی از بچه‌ها تلاش‌هایی کردند و من تا حد امکان کمکشان کردم، اما نه تلاش بچه‌ها کافی بود، نه به ادبیات‌ به صورت خاص تسلط داشتند و تجربه کافی برای جلب هم دیگر برای رضایت تمام اعضا در سابقه‌شان‌ نبود.

بعد از گذشتن علیزاده از عارف راه علیزاده و عارف از هم جدا شد یا نه؟

تا جایی نه. علیزاده ترکمن را ساخت و ما همان خط حرکتی عارف را می‌بینیم. با پایکوبی یا صبحگاهی، در مقابل تاثیر‌ علیزاده بر عارف هم تا مدت‌ها پابرجا است، اعضای گروه مرتب و هم‌دل هستند.

گفتید تا جایی. چه چیز باعث شد علیزاده از نظر شما تا جایی با عارف حرکت کند و بعد در راه جدیدی قدم بردارد؟

توضیح این مساله سخت نیست. اساسا خاصیت هرجریان فکری این است که وقتی شکل می‌گیرد، یک تعداد افراد واجد شرایط را جذب و تربیت می‌کند. اما زمان می‌گذرد و ذهنیت آدم‌ها هم بنا به شرایط جدید و برداشت‌های محیطی و درونی جدید دچار تغییر می‌شود. حالا هر مسیری که این تفکر در حال حرکت در آن وجود دارد، برای همسفری درگیر ذهنی یا تغایر سلیقه و بینش پیش بیاید از سیستم به طور خودکار حذف می‌شود.

علیزاده به این شکل از عارف کناره‌گیری می‌کند و این موضوع در مورد لطفی هم عینا اتفاق می‌افتد.

شیدا و عارف تفاوتی تفکری دارند؟

بله، اما بحث در این مورد خیلی طولانی می‌شود.

با رفتن علیزاده در خط‌مشی عارف که حال مشکاتیان را دارد چه تغییری دیده شد؟

تا مدت‌ها اتفاق مشهود قابل لمسی دیده نشد. روح پر از هیجان علیزاده و نظم بی‌نظیر ساخته شده توسط علیزاده مدت‌ها در عارف شنیده شد که با ترکیبش با ذوق سرشار مشکاتیان پرقدرت‌ترین آثار ساخته شده، پرقدرت‌ترین آثار ساخته شده در طول تاریخ موسیقی ایرانی توسط این‌گروه به اجرا رسیده و البته عارف از نوازنده‌های پرقدرت مسلط و با اخلاق بهره می‌برد و خودش را به دلیل نبود علیزاده از دست داد که این مثل آبی در پی ساختمان عارف نفوذ کرد و نامحسوس و آهسته سبب از بین رفتن اخلاق تیمی در عارف شد.

شاید شاخص‌ترین این نوازنده‌ها استاد شکارچی بود که هنوز هم به منش عارف معتقد است، کم کار می‌کند، اما همین معدود کارهایش بسیار ارزشمند و تاثیرگذار است. افرادی نظیر شکارچی با رفتن از عارف سبب سستی پایه‌های عارف شدند که ما نتیجه این کار را حالا در حال و روز عارف می‌بینیم. به هر حال سنگینی تاثیر علیزاده بر عارف به قدری زیاد بود که نه نوازنده نی دست چند‌می داعیه ساخت نینوا به مخیله‌اش می‌رسد و نه نوازنده دف گروه، زبان یک عمر حرکت و پویش و طرز تفکر بیست عضو گذشته و حال عارف می‌شود تا انحلالش را با فتوای اهل خانواده اعلام کند.

بحث جالبی پیش آمد. تفکری مثل عارف در این مدت جایی در بین گروه‌های دیگر موسیقی پیدا نکرده؟

نصف گروه‌های تشکیل شده بعد از عارف زیرسایه عارف شکل گرفتند. اما شاخص‌ترین آنها به نظر من دستان است که بسیار به نوع تفکر درونی حاکم بر عارف نزدیک است.

شما اساسا موسیقی ایرانی و سنتی را جدا از یکدیگر می‌بینید؟

بله.

ارزش هنری کدام‌یک بیشتر است؟

موسیقی ایرانی که شاخصه‌اش علیزاده، عارف و شیدا هستند و البته سرپرست‌هایش. علاقه من به آقای علیزاده هم به دلیل نگاه متفاوتش به موسیقی ایرانی است.

به نظر شما سبک علیزاده، نفر شاخصی به عنوان پشتیبان ندارد؟

به عنوان نوازنده بسیار بسیار زیاد. اما در مقام آهنگساز اصلا.

سوالی که شاید ناخوشایند باشد، به نظر شما به قول اخوان سرپرستان عارف و شیدا نان خود را خورده و نفس خود را کشیده‌اند؟

آقای لطفی با کمال پشتکار مشغول تدریس و البته طعنه و تحقیرند. به نظر من نباید منتظر کار فوق‌العاده‌ای از طرف آنها بود. ایشان غرق در نور ردیف‌ کمتر صحبتی از خلاقیت حتی در حوزه ردیف می‌کنند. بیست و چند سال دوری از وطن

آقای لطفی را به حد یک مدرس ردیف، تغییر جا داده. استاد مشکاتیان بعد از چندین و چند سال کنسرتی برگزار کرد که با حواشی و فحاشی و دلخوری همراه بود. مشکاتیان در راه اثبات حقانیت خود در سرپرستی عارف دچار مشکلاتی جدیدی‌ شد. کامکارها و عندلیبی به باند خانواده برگشتند و حالا مشکاتیان مانده است با کیوان ساکت‌ و بهداد بابایی با یک لشکر از سنتورپاس، سوپرانو التو و انواع قیچک و کمانچه با صدایی به مراتب کم حجم‌تر از همیشه که لابد در حال تمرین تنظیم زیبای جنگ و صلح و لاله بهار هستند و شاید برای تنوع، این‌بار آقای نوربخش جای استاد ناظری همیشه سرماخورده را بگیرد.

در مورد علیزاده چطور؟

این قسمت برای من ناراحت‌کننده‌ترین قسمت ماجرا است. کمی صحبت کردن برایم مشکل می‌شود، به همین کفایت می‌کنم که پیوند شجریان، علیزاده و کلهر تاثیر عجیبی بر کار علیزاده داشته و متانت و وقار آواز استاد و حرکات آکروباتیک کلهر از ساز علیزاده، قلندری ساخت که حتی در ساخت تصنیف‌های جدید هم این آشفتگی را نمایان می سازد. قربانی کردن ترکمن معجزه سه تار نوازی به بهانه پر کردن وقت برنامه، چهره عجیب و نادیده‌ای از علیزاده نشان می‌دهد که برای تمام شاگردهایش باور نکردنی است. به نظر من از هم پاشیدگی ساختار موسیقی علیزاده بزرگترین فاجعه برای موسیقی ایران است.

در دوران گذار نسل‌ها جایگاه این استادان در فردای موسیقی ایران کجاست؟

هر جایی که در نظر بگیرند، امیدوارم با رفتاری در شان موسیقی، الگوی خوبی برای نسل جدید شوند.

جایگزینی برای این استادان هست؟

خیر.

برای عارف و شیدا چطور؟

بله - جوان‌های زیادی پا به راه هستند مصمم‌تر از همیشه.

پایان سمان را اعلام کنیم؟

من کارم را انجام می‌دهم. سمان در ذهن من در حال تکامل و حرکت است. شرکت تولید گروه سمان به زودی آثار گروه را منتشر می‌کند.

تا جایی که من در ذهن دارم سه کار از سمان موجود است. آتش سوار با صدای شهرزاد احمدی که تولید ایران نیست. سماع سرد با صدای مظفر شفیعی و خانه خورشید با صدای قاسم رفعتی. همین کارها را منتشر می‌کنید؟

کار آقای شفیعی که به دلیل فنی هیچ‌وقت منتشر نخواهد شد. البته شاید با خواننده‌ای دیگر بعدها این‌کار را بکنم اما الان نه. اما ما منتظر آقای رفعتی می‌مانیم تا انشاء‌ا... کسالتشان برطرف و این کار به بهترین شکل‌ منتشر شود. البته فکر می‌کنم اولین کاست این شرکت آلبومی به نام «پاییز جان» با صدای خواننده‌ای‌ جوان و با استعداد که در این فضای شجریان‌زدگی عمومی قابل اعتنا و توجه‌ است .

منتظر اعجازی در حد داروک باشیم؟

من خیلی خسته‌ام منتظر چیز عجیبی نباشید. بس نیست؟

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن