اعاده حیثیت از متهم همیشگی
دنیایاقتصاد : رواج بازیهای رایانهای که این روزها بهصورت آنلاین گسترش یافته است، گذشته از ثمرات مثبتی که شکل محدود استفاده از آنها میتواند بر ذهن کودکان و نوجوانان داشته باشد، معمولا بهعنوان یکی از عوامل تاثیرگذار برتغییرات نامطلوب فرهنگی جامعه شناخته میشود؛ از کاهش سرانه مطالعه گرفته تا انزواطلبی و گرایش به خشونت. اگرچه از بسیاری از این تاثیرات نمیتوان چشم پوشید، اما به نظر میرسد گاه در میزان نقش این بازیها بر نابسامانیها، مبالغه شده؛ گویی برای حل معضلات جامعه دیواری کوتاهتر از این سرگرمیها پیدا نشده است. بهعنوان مثال معمولا بر نقش این بازیها در میزان خشونت اجتماعی بیش از اندازه تاکید میشود؛ درحالیکه مطالعات اخیر نشان میدهد، بازیهای ویدئویی خشن در ژانر تیراندازی و مبارزه نقشی در تحریک رفتار خشونتبار ندارند و ریشه جرائم خشن چون تیراندازی کور را باید در معضلات اجتماعی جستوجو کرد. به گزارش «ایرنا» از تارنمای روزنامه دانشگاه بیلور آمریکا، حقیقت این است که بازیهای ویدئویی بر رفتارهای فوق خشونتبار تاثیر اندکی دارند یا عملا بیتاثیرند. دلیلی وجود ندارد که این نوع بازیها که بین طیف وسیعی از گروههای سنی محبوبند ممنوع شوند؛ چون در حقیقت عوامل دیگری هستند که بر بروز رفتارهای خشونتبار اثر میگذارند.
به گفته جیمز آیوری (James Ivory) استاد دانشگاه و مدیر تحقیقات دانشگاه ویرجینیاتک، مطالعات نشان میدهد مواردی چون سوءمصرف مواد مخدر، فقر و تجربه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی، از دلایلی هستند که باعث میشوند افراد دست به تیراندازی کور بزنند. با وجود این، افراد تمایل دارند از پرداختن به مسائل اینچنینی پرهیز کنند و با مقصر دانستن بازیهای ویدئویی خشن در این دست رویدادها، راه ساده را در پیش بگیرند. فیلیپام.بوفی (Philip M.Boffey) متخصص حوزه عصبشناسی اخلاقی نیز چند سال پیش در یک مقاله به نکتهای مشابه پرداخت. پس از حادثه تیراندازی کور سال ۲۰۱۹ در الپاسو این باور رایج شد که بین این نوع رفتار و انجام بازیهای ویدئویی خشونتبار، رابطه وجود دارد. متاسفانه برای طرفداران این نظریه، انگیزه تیرانداز صرفا نفرت قومی بود. بوفی در مقاله خود مطالعات انجامشده روی رابطه بین بازیهای خشن با رفتار خشونتبار را مورد بررسی قرار داد؛ اما هیچ ارتباط محسوسی پیدا نکرد.
دلیل خوبی برای تردید نسبت به این نظریه وجود دارد؛ محبوبیت بازیهای ویدئویی در دهههای گذشته در سطح جهانی رشد کرده است. بنابراین اگر ارتباطی میان این دست از بازیها و تیراندازیهای کور وجود داشت، باقی کشورهای جهان نیز باید با این پدیده مواجه میشدند؛ اما تنها آمریکاست که با این مشکل در چنین مقیاسی دست و پنجه نرم میکند و حالا زمان آن فرا رسیده است که ریشههای واقعی این مشکل مورد بررسی قرار گیرند.
معضل رواج تیراندازیهای کور با ممنوع کردن یکسری از بازیهای ویدئویی پرطرفدار حل نخواهد شد. جامعه آمریکا باید چشمان خود را باز کند و بداند که عوامل جدی دیگری وجود دارند که به رفتارهای خشونتبار منتهی میشوند و باید تمرکز را روی انگیزههای به اثبات رسیده گذاشت.