بررسی نسبتهای سودآوری
زهره صفری کارشناس بازار سرمایه
یکی از نسبتهای بسیار کاربردی در تحلیل شرکتها، خصوصا شرکتهای تولیدی، حاشیه سود ناخالص است. این نسبت که از تقسیم سود ناخالص به فروش به دست میآید، میتواند بهبود یا پسرفت عملیاتی شرکت را نمایش دهد. اگر حاشیه سود ناخالص شرکتی بهبود پیدا کند، یا شرکت توانسته هزینههای بهای تمام شده را کنترل کند یا در فروش توانسته عملکرد بهتری داشته باشد (مثلا افزایش نرخ یا افزایش مقدار فروش داشته است). این نسبت همانند بسیاری دیگر از نسبتهای مالی، در هر صنعت متفاوت است. در برخی صنایع ممکن است زیر ۱۰ درصد باشد و در برخی صنایع بالای ۵۰ درصد! پس لازم است برای تحلیل هر شرکت، به صنعتی که شرکت در آن فعالیت میکند نیز توجه شود.
حاشیه سود عملیاتی نیز از نسبتهای سودآوری است که میتواند در مسیر تحلیل راهگشا باشد. این نسبت از تقسیم سود عملیاتی بر فروش محاسبه میشود. در محاسبه این نسبت، تاثیر سایر درآمدها و هزینههای عملیاتی شرکت نیز لحاظ میشود. در برخی موارد، سود عملیاتی (سود قبل از بهره و مالیات) شامل برخی اقلام غیر عملیاتی نیز میشود. در صورتی که تحلیلگر بخواهد سود عملیاتی را فارغ از هر گونه درآمد یا هزینه غیرعملیاتی محاسبه کند، باید توجه کند که قبل از محاسبه این نسبت، آنها را از سود عملیاتی کسر کرده باشد.
از دیگر نسبتهای سودآوری، حاشیه سود قبل از مالیات است. این نسبت بسیار مشابه نسبت حاشیه سود خالص است با این تفاوت که اثر مالیات پرداختنی شرکتها از آن حذف شده است. دلیل استفاده از این نسبت آن است که بسیاری از شرکتها معافیتهای مالیاتی دارند و در مقایسه با شرکتهایی که این معافیت را ندارند، میتوانند سودآوری بهتر و قاعدتا حاشیه سود خالص بالاتر داشته باشند. با حذف پارامتر مالیات پرداختنی، مقایسه شرکتهایی که از قواعد مالیاتی متفاوت تبعیت میکنند، منطقیتر خواهد شد.