ستارههای «طلبکار»
دنیایاقتصاد : ساعاتی بعد از آنکه پرسپولیس با نتیجه مساوی یک-یک برابر نساجی قائمشهر متوقف شد، احمد نوراللهی با یک رفتار عجیب در فضای مجازی خبرساز شد. این بازیکن با انتشار آماری که نشان میداد او برابر نساجی عملکرد خوبی داشته، از صورتکهای «هیس» استفاده کرد تا منتقدانش را به سکوت دعوت کند. نوراللهی یکی از دو پنالتی ناامیدکننده و ناشیانه فینال لیگ قهرمانان آسیا را به اولسان هیوندای کرهجنوبی تقدیم کرد و باعث طولانیتر شدن حسرت قهرمانی پرسپولیس در آسیا شد. به همین دلیل هم انتقاداتی از این بازیکن صورت گرفت، هرچند سوژه اصلی اعتراضها مهدی شیری بود و او آنقدر که انتظار میرفت تحت فشار قرار نگرفت. از این منظر انتظار میرفت نوراللهی حتی قدردان مماشات هواداران باشد، اما او در اقدامی عجیب تنها یک هفته پس از آن شاهکار چنین واکنش پرخاشگرانهای نشان داد. به نظر میرسد قطار فوتبال ایران از ریل خارج شده و اینها نشانه یک نابسامانی بزرگ است.
فوتبال یک ورزش مهم و پرهوادار است که در آن نیش و نوش در کنار هم قرار میگیرند. همانقدر که ثروت و شهرت این فضا برای فوتبالیستها جذاب است و آنها در معرض محبوبیتی سرشار و نامتعارف قرار میگیرند، طبیعی است که هنگام اشتباه و ناکامی انتقاد هم وجود داشته باشد. این موضوع در مورد همه تیمها و بازیکنان جهان صدق میکند و حتی بزرگترین ستارههای دنیای فوتبال هم بعد از لغزش، در معرض نقدهای آتشین هستند. در دنیایی زندگی میکنیم که مجسمه لیونل مسی و کریس رونالدو با همه دستاوردهایشان در زادگاهشان شکسته میشود. از دنیایی حرف میزنیم که تیم ملی کرهجنوبی بعد از پیروزی تاریخیاش برابر آلمان در جامجهانی ۲۰۱۸ به خاطر ناکامی در صعود به مراحل حذفی با پرتاب تخممرغ در فرودگاه سئول مورد استقبال قرار میگیرد. در این شرایط چرا بازیکنی مثل احمد نوراللهی که هنوز ویدئوی پنالتی دادنش در فینال آسیا وایرال است، باید به خودش اجازه بدهد بعد از یک گل تصادفی، برای منتقدان خط و نشان بکشد؟
نوراللهی نه اولین نفری بود که چنین رفتاری انجام داد و نه آخرین نفر از این دست بهشمار میآید. قبلا هم به وفور شاهد چنین رفتارهایی از سوی امثال طارمی، فرشاد احمدزاده، روزبه چشمی و... بودهایم. شکلگیری این پدیده تاسفبرانگیز دلایل زیادی دارد؛ از آموزش ندیدن بازیکنان ایرانی بگیرید تا سهلانگاری مدیران باشگاهها. در عین حال اما از مصیبت نوظهوری به اسم کانالها و صفحات هواداری هم نباید غافل شد. این آفت فوتبالی دنیای مجازی باعث شده بازیکنان ایرانی به سرعت حضور انبوهی از هواداران تیفوسی و متعصب را لمس کنند؛ جماعتی که هر ضربه این رفقا به توپ را تبدیل به افسانهای تکرارناپذیر میکنند و یک فضای ذهنی نادرست برای آنها میسازند. هوادار ایرانی گمان میکند برای نشان دادن تعصبش به باشگاه باید از هر نوع رفتار بازیکنان تیمش دفاع کند؛ به این ترتیب رفتهرفته نوعی فرهنگ نادرست شکل میگیرد و کار را به جایی میرساند که بازیکن حتی بعد از اشتباه در فینال لیگ قهرمانان آسیا هم حاضر به عذرخواهی نیست. یعنی نه تنها عذر نمیخواهد، بلکه در اولین فرصت دست به تسویهحساب با منتقدانش میزند. متاسفانه تا زمانی که این فضا وجود دارد و لشکر جانفداهای مجازی بیهوده بازیکنان ایرانی را به عرش میبرند، گریزی از این گرفتاریها نیست. اگر تشویق و تحسین معقول سر جای خودش بود و نقد و مطالبهگری هم سر جای خودش، بهطور قطع امروز شاهد چنین رفتارهایی نبودیم.