اهمیت پارادوکس سیمپسون
نیکولاس جوئل: استاد دانشگاه برکلی گرایش کاری: اقتصادسنجی، علوم کامپیوتر و آمار مکتب فکری: مستقل
تناقض سیمپسون بسیار اهمیت دارد، زیرا به ما یادآوری میکند که دادهها آنطور که دیده میشوند، نیستند. بنابراین بهراحتی با نگاه کردن به یک نمودار یا جدول نمیتوان به یک استنباط یا تحلیل واقعی رسید، بلکه باید روند تولید اطلاعات و عوامل موثر بر نتایج را مورد بررسی و تحلیل قرار داد. به این ترتیب ممکن است شواهد بهخوبی بر موضوعی دلالت کنند که منجر به گمراهی شود زیرا همه اطلاعات در اختیار ما در آن لحظه قرار ندارند. بهتر است بهجای آنکه به داشتههای اطلاعاتی حالحاضر تکیه کنیم، به تحقیق پیرامون موضوع مورد بررسی بپردازیم و دادهها و اطلاعات جدید را جمعآوری کنیم تا به کمک تفکر عمیق و علمی، به نتایج منطقیتر و موثرتری برسیم.
دادهها و اطلاعات، ابزار و سلاح قدرتمندی هستند، هم میتوانند به ما کمک کنند و هم ما را به گمراهی بکشند. هنگامی که از کم و کیف تولید دادهها و چگونگی جمعآوری آنها مطلع شدیم بهدنبال عوامل موثر میگردیم تا روابط علت و معلولی را کشف کنیم. این کار نهتنها یک روال پژوهش علمی محسوب میشود بلکه ما را از کسب نتایج انحرافی از دادهها و اطلاعات برحذر میدارد. به این منظور بهتر است از تجربیات افرادی که در زمینه مورد نظر تخصص دارند و بهتر میتوانند روابط علت و معلولی را تشخیص دهند کمک بگیریم. همانطور که دادهها و اطلاعات میتوانند به ما چراغی فروزان برای روشن کردن راه پر پیچ و خم تحلیل دادهها بدهند، ممکن است با غفلت از رفتار دادهها و روابط بین آنها به گمراهی کشیده شویم و تصمیمات نادرست را اتخاذ و اجرایی کنیم. تناقض سیمپسون یک پدیده آماری جذاب است که نشان میدهد تفکر منطقی و منتقدانه میتواند سپری در برابر دغلکاری و گمراهکنندگی دادهها باشد.