طرق مختلف انقضای وکالت (۲)
علیرضا صالحی/ قاضی بازنشسته دادگاه تجدیدنظر استان تهران یوسف یعقوبی/ قاضی دادگاه تجدیدنظر استان تهران
در ادامه بحث طرق مختلف انقضای وکالت ۱، در این نوشتار به موارد استعفای وکیل و فوت و جنون هر یک از وکیل و موکل میپردازیم. استعفای وکیل در واقع به مفهوم عزل کردن خود از وکالت است. استعفا به هر لفظ و فعلی که دلالت بر آن کند محقق میشود، خواه موکل بر آن امر اطلاع پیدا کند یا نکند.
ممکن است عدم استعفای وکیل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد. ماده ۶۸۱ قانون مدنی اعلام میدارد «بعد از اینکه وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است، میتواند در آنچه وکالت داشته اقدام کند»، بنابراین پس از آنکه وکیل استعفا دهد نه فقط تا زمان اطلاع موکل میتواند اعمال وکالتی را انجام دهد، بلکه پس از اطلاع نیز مادام که موکل استعفای وکیل را نپذیرفته، میتواند به امور وکالتی اقدام کند. استعفای وکیل شاید بر خلاف مصلحت موکل واقع شود و انجام اموری که مورد وکالت بوده است به تاخیر افتد و برای جلوگیری از این احتمال است که ماده مرقوم وضع شده است.
یکی دیگر از طرق انقضای وکالت فوت وکیل یا موکل است. طبق ماده ۹۵۴ قانون مدنی کلیه عقود جایز به فوت هر یک از طرفین فسخ میشود. وکالت وکیل، نیابت در تصرف است و قابل انتقال به ورثه نیست. در وکالت استدامه اذن لازم است که با فوت موکل، اذن مرتفع میشود. در صورتیکه وکالت راجع به امور مالی موکل باشد چون با فوت موکل، دارایی او به ورثه منتقل میشود، تصرفات بعدی وکیل، نسبت به مال دیگری و فضولی محسوب میشود. مورد دیگر از طرق انقضای وکالت، جنون وکیل یا موکل است. جنون که ناشی از اختلالات عصبی است، چه دائمی باشد و چه ادواری، هر چند با مدت کوتاه ولو برای چند دقیقه، باعث انحلال عقد وکالت است؛ چراکه با جنون موکل، وضعیت حقوقی او تغییر میکند و اهلیت استیفا را از دست میدهد.
پاورقی:
۱- مطالب ستون «بایستههای حقوق در بازرگانی» شنبه و سهشنبه هر هفته در صفحه ۵ چاپ میشود.