بحرانهای کارگری
گزارشهای متعدد درخصوص اعتراضات کارگری طی یکی دو سال گذشته به خبری عادی از گوشه و کنار کشور تبدیل شده و تعداد بنگاههایی که به واسطه مشکلات اقتصادی انباشته شده، در پرداخت انواع تعهدات خود به مشکل برخوردهاند، روز به روز در حال افزایش است. اما عجیب است در شرایطی که فشارهای مضاعف اقتصادی مزید بر علت شدهاند و سیاستگذار باید به فکر راه چارهای برای گسترش بحران باشد، شبه اقتصاددانانی تریبون پیدا کردهاند که ضمن نفی واگذاری بنگاههای سابقا دولتی به بخش خصوصی، به جای قرار دادن علامت سوال در روند و پروسه واگذاریها و ایجاد سازوکاری قانونی و رانتزدا در شاکله اقتصادی کشور، این نابسامانیها را نتیجه نفوذ تفکر لیبرال در شاکله تصمیمگیری کشور عنوان میکنند!
بههرصورت بدیهی این است که اساسا در همه جای دنیا، ابراز مطالبات کارگری امری کاملا پذیرفته شده است و بیان بدون خشونت اعتراضات بهعنوان حقی مسلم برای همگان شناخته میشود. کمااینکه در بسیاری از کشورها، اعتراضات و اعتصابات کارگری با محوریت سندیکاها صورت گرفته و یکی از آخرین نمونههای آن را باید جلیقه زردهای فرانسه دانست. به اعتقاد کارشناسان، در این شرایط سیاستگذاران ما نیز باید ضمن توجه به ریشهها و علل وقوع اختلالات اینچنینی در چرخه اقتصادی کشور، تلاش برای رفع موانع بنگاهها، توجه به حقوق حقه کارگران و شنیدن صدای آنها، به جد به دنبال بهرهگیری از راه حلهای تجربه شده بینالمللی بوده و در این خلال ضمن محترم شمردن نظرات اقتصاددانان و کارشناسان واقعی، از تکرار مکررات بپرهیزند و مانع از گسترش شکاف موجود شوند. شکافی که اگر در طول سالهای گذشته به اصول بدیهی اقتصاد رقابتی توجه میشد هرگز شاهد آن نبودیم. باشگاه اقتصاددانان در پرونده امروز خود به بررسی ابعاد مختلف اعتراضات کارگری، ریشههای آن و روش مواجهه صحیح با آن پرداخته است.
امیر جهانی