چرا عارف را اصلاح طلب بدلی می خوانید؟
روزنامه شرق روز گذشته از قول مصطفی معین تیتر زده است که «رشد اصلاحطلبان بدلی، نگرانکننده است.» آنان نگران چه چیزی هستند؟ بدلیها از نگاه آنان چه کسانی هستند که رشدشان برای اصلاحطلبان اصیل نگرانکننده است و در این میان چه کسانی اصیل نامیده میشوند؟
به نوشته روزنامه جوان، نشانهای برای اصلاحطلبان اصیل در سوالی که از معین پرسیده شده موجود است و او هم آن را رد نکرده است: «اصلاحات با دوم خرداد سال ٧٦ دارای هویت شد و نمایندگانش هم دولتمردانی بودند که از آن جمع خیلی دیگر فرصت حضور در عرصه اجرایی ندارند... » این دولتمردانی که دیگر فرصت حضور در عرضه اجرایی ندارند، چه کسانی هستند؟ میتوان یاد عطاءالله مهاجرانی افتاد؛ عضو اتاق فکر پنج نفره فتنه که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران سر از لندن درآورد و آنجا ماندگار شد و برای آن شورش به اصطلاح جنبش سبز تئوریهای بامزهای همچون «اسب تراوا» در ۲۲ بهمن ۸۸ ارائه داد و مضحکه موافق و مخالف شد؟ حتی میشود یاد همین مصطفی معین افتاد که سال ۸۸ تمام قد از فتنه دفاع کرد و حتی برای دستگیر شدههای عاشورای ۸۸ که عزای اباعبدالله علیه السلام هتک حرمت کردند و از جمله پسرش که جزو دستگیرشدهها بود، اینگونه نوشت که «او و قطعاً» بسیاری از همبندانش به داشتن اخلاق، کرامت، آزادگی، صداقت، دینداری، انس با خدا و قرآن و نماز، عقلانیت و نوعدوستی در خانواده و در میان دوستان و آشنایان شهره بودند و به نظرم گناهشان هم همین بوده است!» یا میتوان از عبدالله نوری یاد کرد که برای فتنه انگیزی به ۸۸ نرسید و همان روزنامه «خرداد»ش در شورشهای تیرماه ۷۸ به خوبی! توانست نقشی پررنگ در حمایت از آشوب را ایفا کند. اصیلها همینها هستند؟!
اصیلهای بدلی
زندانیهای سیاسی ـ امنیتی اصلاحطلبان هیچ گاه بدلی خوانده نمیشوند. با اینکه تندرویهای آنان در دورههای مختلف باعث محدودیت اصلاحطلب و رویگردانی مردم از آنان شده است. آنها با هر غوغا خونی تازه در رگ اصلاح طلبی میریزند و آنچه در یک زوال معنای عمیق، اصلاحطلبی نامیده میشود، برای بقا به همین غوغاها نیاز دارد. برای همین است که این محکومان امنیتی و حتی اقتصادی به جای راندهشدن از جمع اصلاحطلبان، قهرمانان اصلاحطلبی لقب میگیرند. اصلاحطلبانی که اصیل نامیده میشوند، میتوانند در حاکمیت باقی بمانند و در عین حال ژست اپوزیسیون بگیرند و نقش مخالف بازی کنند. میتوانند برای رسیدن به قدرت و نزدیکی بیشتر به حاکمیت همه تلاش خود را بکنند و در عین حال فخر غیرحکومتیبودن بفروشند. این مدل اصلاحطلبی هر چه هست نمیتواند نقشی به معنای واقعی کلمه برای اصلاح جامعه ایفا کند. اما مقابل نظام میایستد، فتنه و آشوب برپا میکند، زندان میرود، اداهای روشنفکری در میآورد و شعار آزادی بیان میدهد و مخالفانش را سرکوب میکند. همچون زمانی که صادق خرازی به تلویح و بی هیچ جدی بودنی دم از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ زد و او را صرف آنکه ممکن است رقیب حسن روحانی شود، اصلاحطلب بدلی نامیدند.
بدلیهای اصیل
محمدرضا عارف را بهخاطر آنکه از این هیاهوی غوغازیست اصلاحطلبانه در مجلس به دور بود، بدلی خواندند: «اصلاحطلبان تا به حال چیزی از آقای عارف ندیدهاند و اینهمه سرمایهگذاری درخصوص وی شده است اما ایشان به نفع گفتمان اصلاحطلبی پنج کلمه هم صحبت نکرده و این آقایان «مطهری» و «صادقی» هستند که سخن میگویند. » حتی خود عارف زبان به گلایه گشود و از سخنان فعالان سیاسی اصلاحات با تعبیر «انگ» و برچسبهای «امنیتی» و «بدلی» یاد کرد و اظهار داشت: «من خیلی فحش خوردم. انگهایی به من زدند که سابقه نداشت. اتهام اصلاحطلب بدلی به من زدند. حتی گفتند امنیتیها به تو گفتهاند که کاندیدا شوی!» قبل از این برای عارف در یادداشتی نوشته بودم که «عارف اهل سیاستبازیهای اینگونه نیست.
شاید وقتش رسیده اعتبارش را از وسط سیاستبازیهای کارگزارانی و اصلاحطلبی جمع کند و از اصلاحطلب بدلیبودن، نه دلخور که خشنود و مفتخر باشد. این بدلیبودن را به فال نیک بگیرد؛ هویت مستقل از این هر دو گروه سیاسی برای خود تعریف کند و به علم و فرهنگ برسد؛ مقولههایی که با دنیای ساده عارف منطبقتر است تا دنیای هزاررنگ سیاست کارگزارانی و اصلاحطلبی. در دنیای سیاست نمیشود هم پای درددل آیتالله خامنهای با امام زمان نشست و اشک ریخت و هم لیدر جریانی بود که موسوی و کروبی را قهرمان میدانند.» در این مسیر، هر کس که بیشتر به آرمانهای انقلاب و امام معتقد است، ممکن است بیشتر انگ بدلی بودن بخورد و هر کس غوغای اپوزیسیونیاش بیشتر است، اصیلتر نامیده میشود. حال آنکه اصالت اصلاحطلبی باید در تلاش برای اصلاح جامعه میبود و اینگونه از پس ۲۰ سال مدیریت اجرایی اصلاحطلبان در دوران پس از رحلت امام، باید جامعه باخلاقتر و آرامتر و پیشرفتهتر و ... میشد. اما همه چیز در دعواهای خرد سیاسی خلاصه شد و اینگونه است که گویی اصلاحطلبی اصالتش را از بدلی بودن دارد. هر کس کمتر به فکر اصلاح واقعی جامعه است، اصلاحطلبتر است انگار!
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.