آمریکا همچنان در افغانستان ناکام است

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۵۲۰۸۵ سایت-خوان

«رونالد نیومان» سفیر پیشین آمریکا در کابل در یادداشتی ضمن بررسی راهبرد تازه آمریکا در قبال افغانستان، معتقد است: راهبرد تازه دولت ترامپ نیز در چارچوب سیاست های گذشته این کشور و به دلیل فقدان تلاش جهت تقویت ساختار امنیتی با مشکل روبه رو خواهد شد.

به گزارش ایرنا این گزارش می افزاید: راهبرد آمریکا در افغانستان بر این مبنا قرار داشته که ارتشی از افغان ها را پرورش دهد تا بتواند با القاعده، طالبان و اکنوم گروه داعش مبارزه کند و با تقویت این ارتش، آمریکا از افغانستان خارج شود.
«رونالد نیومان» سفیر پیشین آمریکا در کابل معتقد است: اکنون پس از شانزده سال، بسیاری از ناظران سیاسی بر این باور هستند که این راهبرد شکست خورده است. واقعیت این است که این راهبرد بطور جدی پیاده نشد.
دولت بوش بر این باور نبود که چنین نیرویی ضرورت داشته باشد. دولت اوباما نه تنها راهبرد خود را به اجرا نگذاشت بلکه تنها با بی میلی، منابع مورد نیاز برای جلوگیری از شکست کامل را فراهم آورد و دولت ترامپ این منابع ناکافی را افزایش نداد. خلاصه اینکه راهبرد تلاش برای برسازی یک ساختار امنیتی افغان که می توانست به خوبی از پس مبارزه با طالبان برآید، تنها شش سال پیش آغاز شد و تنها چهارسال دوام آورد که زمان بسیار کمی برای ایجاد یک ارتش کامل است.
نویسنده ادامه می دهد: «زمانی که من در سال ۲۰۰۷میلادی افغانستان را ترک کردم، هدف ما برای ایجاد یک ارتش و پلیس ۲۱۶ هزار نفری محقق نشده بود. این نیروی امنیتی، فاقد یک نیروی هوایی جدی، پشتیبانی یا خدمات بهداشتی بود چرا که با این تصور شکل گرفته بود که جنگ عمدتا به پایان رسیده است. حضور مستشاری ما هم در ارتش افغانستان بسیار اندک بود و در پلیس هم تقریبا حضور نداشتیم. عراق همه منابع در دسترس را می بلعید و هشدارهای من درباره اینکه جنگ وخیم تر می شود هم نادیده گرفته شد».
تنها در پاییز ۲۰۰۹ بود که دولت اوباما تصمیم گرفت هدف کنونی یعنی ایجاد ۳۵۲ هزار نیروی امنیتی را که در بردارنده نیروهای پشتیبانی کارآمدی باشند، دنبال کند. نیازهای مالی و تجهیزاتی این برنامه هم تا یکسال به تاخیر افتاد.
این اهداف گسترده تر، تنها برای چهارسال بطور جدی دنبال شد و سپس به دلیل تغییراتی که در سیاست آمریکا صورت گرفت، شدیدا لطمه خورد. دست آخر، همه ابعاد آموزشی این برنامه بطور شتابزده و با منابع اندک پیش رفت. توسعه کارکردهای پشتیبانی بنیادین، از لجستیک گرفته تا توپخانه و نیروی هوایی، برای یکسال به تاخیر افتاد تا بتوان همه تسهیلات آموزشی را برای آوردن نیروهای پیاده به صحنه رزم اختصاص داد.
گزارش در ادامه تاکید می کند: گروه های آموزشی آمریکایی و ناتو، هرگز به بیش از پنجاه درصد از کارکنان ضروری نرسیدند و فراهم آمدن همین سطح پایین کارکنان هم چندین سال به درازا کشید. گروه های مستشاری هم از میان گارد ملی و نیروهای ذخیره تامین شد و نه از میان افراد ارتش منظم آمریکا. این خود نشانه روشنی است از اینکه این برنامه از اولویت پایین تری برخوردار است. فراهم شدن آموزش های پیشرفته برای این گروه ها هم چندین سال به طول انجامید.
پس از آن، تصمیم به پایان دادن به درگیری آمریکا در رزم تا سال ۲۰۱۴، موجب شد تا یک راهبرد متکی بر شرایط به راهبردی متفاوت تغییر یابد که بر زمانبندی واشنگتن برای خروج متکی بود. خروج مستشاران بطور پیوسته ای آمادگی افغان ها برای بدست گرفتن کنترل را مختل می کشد. با فرارسیدن سال ۲۰۱۴، بسیاری از نیروهای آمریکایی به کار جمع آوری تجهیزات برای خروج از کشور گمارده شدند تا مشارکت در رزم. با این وجود، شرایط وخیم تر هنوز از راه نرسیده بود.
در ادامه گزارش با تاکید بر وظیفه نیروهای مستشاری آمریکا می نویسد: نیروهای امنیتی افغان که توسط آمریکا و ناتو آموزش دیده بودند، اساسا متکی بر حمایت هوایی برای مشارکت در نبرد بودند، همانطور که خود ارتش آمریکا هم به همین روش می جنگد. اما از ژانویه ۲۰۱۴ تا نوامبر ۲۰۱۶، این پشتیبانی هوایی از افغانستان خارج شده بود.
دولت اوباما اعلام کرد که 'ما دیگر با طالبان در جنگ نیستیم' و این عبارت بی معنی- که از زبان مقام های رسمی در شورای امنیت ملی آمریکا شنیدیم- دست طالبان را برای تقویت دوباره باز گذاشت.
گزارش ادامه می دهد: تنها در پایان سال ۲۰۱۶ بود که با شکست راهبرد آمریکا شوک بزرگی به کاخ سفید وارد شد تا ممنوعیت پشتیبانی هوایی را لغو کرده و از عقب نشینی بیشتر نیروهای آمریکایی جلوگیری نماید. اما آنچه بر جا مانده بود، یک نیروی بسیار کوچک شده آمریکایی و ناتو بود که تنها به کار جلوگیری از یک شکست فوری می آمد. از آنجا که دولت ترامپ تقریبا همین نیروی ناکافی را حفظ کرد، نباید انتظار می داشت که نتیجه متفاوتی به دست می آمد.
شاید به فرماندهان آمریکایی این انتقاد وارد باشد که در برابر اشتباهات سیاسی واشنگتن، محکم تر نایستادند. همچنین می توان این انتقاد جدی را به افغان ها وارد کرد که اجازه دادند ملاحظات سیاسی، بیش از اندازه در انتصاب رده های ارشد نظامی دخالت کند؛ مشکل که در دوران «اشرف غنی» رییس جمهوری کنونی سیر معکوسی به خود گرفته و فرماندهانی به این رده ها منصوب می شوند که در صحنه جنگ محک خورده اند.
حضور مستشاری آمریکا هنوز هم همه بخش های ارتش افغانستان و تیپ های تحت فرمان آن را پوشش نمی دهد. بخش بزرگتر این ناکامی را باید به حساب واشنگتن گذاشت.
گزارش در پایان می نویسد: حتی اقدام های گستره مانند راهبرد تازه برای اصلاح اشتباهات گذشته هم نمی تواند در دوره زمانی زیر یکسال به نتیجه مناسب برسد. اینکه چنین تلاشی باید انجام شود، شایسته یک گفت و گوی جدی است. اما این گفتمان می بایست در چارچوب آنچه پیش از این در افغانستان آزموده شده، قرار نگیرد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن