چاه ویل سیاست خارجی!
نصرت اله تاجیک در خبرآنلاین نوشت: با توجه به تحولات منطقه ائی و بین المللی و اشتباهاتی که در گذشته داشته ایم فرصت سعی و خطا در سیاست خارجی نداریم. با سایه بی اعتمادی به کشور هم نمی توان به توسعه رسید و یا برای مردم رفاه ایجاد کرد و یا دستکم یک زندگی بی دغدغه جنگ به آنها وعده داد. برجام چرتکه داده و ستانده ها با جامعه بین المللی نیست. برجام وجه خارجی رویکردی است که تعامل با دنیا را برای برگرداندن عزت ایرانی هدف قرار داده بود. دولت بعدی هم برای تامین مصالح و منافع ملی و جلوگیری از انواع جدید ایران هراسی و جنبه امنیتی دادن به علائق سیاست خارجی ایران باید همین میزان اندک اعتماد بازیافته جامعه بین المللی به کشور را حفظ و با طراحی سیاستهای جدید و تعامل سازنده با دنیا ، بکار گیریهای اهرمهای سیاسی قدرت و رواج گفتمانهای سیاسی که هنجارهای بین المللی را تقویت و از زورگوئی و سلطه گری جلوگیری نماید به تداوم اعتماد سازی بپردازد.
این روزها در محافل عمومی و خصوصی، مردمی که انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را با نگرانی و از نزدیک دنبال میکنند سئوالشان از من و دوستانی که به نوعی سابقه کار در بخش سیاست خارجی کشور را دارند اینست که " پیروزی کدامیک از نامزدها بیشتر به نفع سیاست خارجی کشور است؟" جوا من در چند بند مختصر و ساده است:
۱- " با اقدامات تخریبی دولت مهرورز محافظه کاران نهم و دهم در سیاست خارجی و فرصت سوزی که بهترین زمان را از کشور دریغ داشت دیگر صحبت از نفع و ضرر درست نیست، بلکه بحث حیات و اینده کشور و نظام است. "
۲- منطقه و جهان به شدت ملتهب است و تعدادی از اندیشمندان نگران تحولات دنیا بطور اعم و در آمریکا بعنوان یک قدرت مالی، نظامی و سیاسی بطور خاص و نا امنی و مسابقه تسلیحاتی در خاورمیانه بوده و امکان راه انداختن جنگ را منتفی نمیدانند.
۳- در میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بجز عملکرد رئیس جمهور کنونی دیگران نه سابقه فعالیتی در این زمینه داشته اند و نه چنین توانمندی ائی در آنها دیده میشود. اگر سخنی هم در زمینه سیاست خارجی گفته باشند بیشتر انشا است و کلیات و کپی نوشته های دیگران و نه کار کارشناسی منسجم و قابل ارائه به نخبگان این علم. البته در غیاب احزاب قدرتمند و کارآ و نامزد حزبی نیز انتظاری بیش از این از آنان نمی رود.
۴- تنها دولت مستقر است که هم بدلیل سابقه اجرائی و همچنین درگیر شدن در روند مذاکراتی که به برجام ختم شد ممکن است تا حدی بداند دقیقا" در زمینه سیاست خارجی چگونه باید عمل کند تا بتواند آنگونه که در بند ۲ ترسیم شد در جهت کسب حداکثری منافع ملی حرکت کند.
۵- درست است که سیاست خارجی از شئون حکومت است و نهادهای متعددی می توانند در آن دخیل باشند اما هم انسجام بخشی و تصمیم سازی و هم اجرا و سامان دهی سیاست خارجی باید در دست دولت باشد تا از پراکنده کاری و تخریب روابط و زیر ساختهای سیاست خارجی و روابط بین المللی کشور جلوگیری بعمل آورد.
۶- در دولتهای نهم و دهم وزارت امور خارجه بعنوان دستگاه عامل سیاست خارجی لطمه خورد. در دولت یازدهم هم با تلاشهای فراوان اما ناکافی به بازسازی این سازمان تخریب شده اقدام شد و هم الان یک بستر مناسب اماده شده است تا با برنامه ریزی بهتری بتوان نقش این وزارت خانه را در تصمیم سازی و اجرائی نمودن مصوبات دولت و نظام تقویت کرد. بنابراین باید فرصت بیشتری به مسئولین این سازمان داده شود تا این وزارت خانه را به جایگاه اصلی خود برسانند. خوشبختانه سیاستهای ابتدائی غلط که آنها نتوانستند بخوبی از زمان استفاده نمایند تا سازمانی کارآ و مسئول و پاسخگو را پایه گذاری کنند، مورد قبول مسئولین قرار گرفته و امید است با تجربه دوران قبل بتوانند به پیاده کردن اهداف و سیاستهای دولت در این زمینه و نقش واقعی وزارت امور خارجه بپردازند.
۷- از سوی دیگر سیاست خارجی از آن جهت از مقولات حاکمیتی است تا کشور از تغییرات متعدد در سطوح مدیریتی و سیاستگذاری بدور بوده و از ثبات بیشتری برخوردار باشد، تا تغییرات دولتها کمتر به بی ثباتی روابط بین کشورها دامن بزنند. این امر برای روابط بین المللی که جنبه آنارشیک داشته و فاقد پلیس و دستگاه قضائی برای تنبیه کشورهای خاطی است به مراتب حیاتی تر است.
با این هفت نکته شنوندگان نه تنها خود به پاسخ سئوال خویش میرسیدند بلکه در پاسخ من میگفتند " پس اوضاع خیلی خراب است!" و من میگفتم فکر میکردم صدا و سیما توانسته باشد چنین تصویری ارائه کرده باشد؟! اما برای اینکه این جو منفی القاء ترس و نگرانی نکند بلکه پایه ائی باشد برای ایجاد حرکت و رسیدن به جمع بندی مثبت و امیدوارانه، سه نکته زیر را توضیح میدادم و امیدوارم خوانندگان عزیز نیز تلاش خود را برای همراه کردن دیگران به منظور تعامل سازنده با دنیا و پیگیری راهبرد تنش صفر در سیاست خارجی بکار گیرند و اگر جز این می اندیشند از راهنمائی حقیر دریغ نفرمایند:
۱- خوشبختانه رویکردی که حاکمیت ایران در سال ۱۳۹۲ اتخاذ کرد تا کشور را از انزوا، ایران هراسی و تحریم صحنه بین المللی خارج سازد ، در حقیقت برجام ترجمان خارجی این اراده حکومت بود.
۲- برجام چرتکه داده و ستانده ها با جامعه بین المللی نیست. برجام وجه خارجی رویکردی است که تعامل با دنیا را برای برگرداندن عزت ایرانی هدف قرار داده بود. با این تعریف هر کسی که رئیس جمهور شود با آنچه که در بالا عرض شد عقل حکم می کند همین رویکرد را ادامه دهد تا همین میزان اندک اعتماد بازیافته جامعه بین المللی به کشور دچار نوسان و خدشه نشود و چه بهتر که کسانی این راه را ادمه دهند که در روند قبلی سعی و خطا به اندازه کافی داشته اند.
۳- با سایه بی اعتمادی بر کشور نمی توان به توسعه رسید و یا برای مردم رفاه ایجاد کرد و یا دستکم یک زندگی بی دغدغه جنگ به آنها وعده داد. آنهم برای کشوری که متاسفانه با اقتصاد تک محصولی زندگی میکند و خیلی عظیمی از بیکاران تحصیلکرده که می تواند تهدیدات امنیت ملی را به دنبال داشته باشد را در زیر ساخت اقتصاد تخریب شده خود همراه دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.