ریاستجمهوریِ «نزدیکِ محال» برای سردار
شرق نوشت:
دو سر محور مناظره ٢٢ اردیبهشت کاملا از هم بیگانه بودند. یک سر سودای عشق به ایران داشت و سر دیگر سروصدا و خشم. یک سر میگفت میخواهیم برویم تا برسیم و سر دیگر با سروصدا و طرح مسائل بیپایه و اساس و البته بدون برنامه میگفت اینگونه نمیرسیم. آخرین مناظره تلویزیونی کاندیداهای انتخابات ریاستجمهوری در حالی برگزار شد که همگان انتظار مناظرهای شفاف و روشن را داشتند؛ اما مبتنی بر اخلاق؛ آن هم نه اخلاقی سیاسی که مبنایش منفعت خود و گروه و جناح خود باشد. ملت ایران انتظار سیاستی اخلاقی را داشتند؛ اما متأسفانه سیاست اخلاقی حلقه مفقوده این مناظره بود، همان حلقهای که از ٨٨ نایاب شد و حال عدهای میخواستند همچنان این حلقه مفقود بماند.
البته از ابتدای تبلیغات کاندیداها این جناب سردار بود که بر طبل بیاخلاقی یا به بیان رساتر اخلاق سیاسی کوبید که یادآور رفتارهای زشت محمود احمدینژاد در ٨٨ بود. جناب سردار میخواست بر کجراهها قدم بردارد که ملت با محمود احمدینژاد برای اولینبار تجربهاش کرده و به در بسته خورده بودند و براساساین در ٩٢ به حاکمیت عقلانیت و تدبیر رأی دادند تا دولت تدبیر، امید را برای آنها به ارمغان بیاورد.
مردم در مناظرات دریافتند که در چهار سال گذشته کشور از لبه پرتگاه نجات داده شده است و باید کماکان مسیر تدبیر و عقلانیت را دنبال کنند. جناب سردار با اعداد و ارقام سخن میگفت؛ اما بر مبنای همان اخلاق سیاسی که نهتنها حقیقت و عدالت را به کناری مینهد؛ بلکه به بیان اخلاقی اسحاق جهانگیری «خلافگویی» میکند. از خرید زمین و املاک در سالهای پیشین گفت تا رقیب را در چشم ملت بهگونهای تصویر کند که خلاف واقعیت بود. حرف او حقیقت داشت؛ اما آنجایی که نگفت در آن سالها قیمت آن زمین و املاک چقدر بوده است، وارد وادی اخلاق سیاسی خلافگویی شد.
جناب سردار قالیباف نمیتواند یک سیاستمدار باشد؛ زیرا او نتوانست خود باشد. او میخواست تصویری از خود ترسیم کند که واقعا نیست. او اگر خود بود، قطعا رأی بیشتری داشت.
شاید آنهایی که با فیلمهایی مانند جدایی نادر از سیمین، فروشنده و ابد و یک روز، قیل و قال و سروصدا و خشمشان گوش فلک را کر میکرد که اینها سیاهنمایی از جامعه ایران است، اگر یک بام و دو هوا نداشتند، باید اکنون بر سردار میشوریدند که چرا این نمای سیاه را از جامعه ترسیم کردهاید. سردار نشان داد که نه تنها در عرصه سیاست به بلوغ نرسیده است؛ بلکه ریاستجمهوری برای ایشان «نزدیکِ محال» است. او خوب حمله میکند؛ اما نمیتواند گل بزند و اگر گلی هم میزند یا آفساید است یا خطا. وی همچنین استادِ گلبهخودی است و ویژگی بارز ایشان این است که حتی در زمانی که حریف قصد حمله ندارد، کاری میکند که حریف وی را تحت فشار بگذارد، همان کاری که در مناظره پایانی اردیبهشت ٩٦ انجام داد و روحانی تلویحا به وی یادآور شد که سردار دوست دارد لوله کند؛ اما در لولهشدن هم ید طولایی دارد.
البته نباید از حق هم گذشت که حسن روحانی خوب حمله میکند و نقاط ضعف رُقبایش را به خوبی میشناسد. او هم موقعیتشناس است و هم زمانشناس و توانست به خوبی و با یادآوری این نکته که او اخلاق را همیشه مدنظر قرار داده است، در لحظات پایانی برگ برنده خود را رو کند. او نشان داد یک سیاستمدار اخلاقی است و هم اخلاق را خوب میشناسد و هم سیاست میداند. حسن روحانی نشان داد که با سلاح اخلاق هم میتوان نوازشگر افرادی بود که میخواهند بر صورتش سیلی بزنند.
مناظره ٢٢ اردیبهشت ٩٦ نشان داد که سردار همچنان باید در انتظار وصال پاستور بماند و او باید بداند به شهرهای نو میماند، شهرهایی که اگرچه زیبا هستند؛ اما هرگز محبوب نخواهند شد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.