خانم ها، آقایان «کشور منم!»

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۰۶۵۳۰ سایت-خوان

حضرات تحریم چى! مى فرمائید ما بین بد و بدتر انتخاب نمى کنیم؟ بسیار خوب حرف شما قبول! مى فرمائید ما مشارکت چى ها فقط در روزهاى انتخابات هیجان داریم و در مواقع دیگر نیستیم؟ باز هم حرف شما درست! اما بفرمائید الان چه کار کنیم؟ و تدبیر و برنامه ى شما براى بعد از پایان انتخابات چیست؟

ناصر مردانی در خبرآنلاین نوشت: حالا فرض کنید ما هم مثل شما روز جمعه بیست و نهم اردیبهشت امسال در خانه نشستیم و کانال تلویزیون را زدیم روى یک سریال ترکى تا قسمت هشتصد و پنجاهم آن را ببینیم یا زدیم روى شو تا با شیش و هشت قر بدهیم یا اصلا سرمان را فرو بردیم در خواندن "روح القوانین" جناب "منتسکیو" تا اندکى متوجه شویم چطور شد که اینطور شد؟! یا دست به هر کار حلال و نیمه حلال دیگر بزنیم تا نکند وسوسه شده و برویم شناسنامه را از صندوق دربیاوریم و عازم حوزه ى انتخابیه شویم و ناگهان و از روى هیجان به روحانى راى بدهیم!

نتیجه چه خواهد شد؟

خیلى ساده است! آن برادر نامزدمان! که من و تو هر دو از ایشان خوشمان نمى آید و البته ایشان هم از ما خوشش نمى آید، با حداکثر شش، هفت میلیون راى کمتر نسبت به دوره هاى قبل مى شود رئیس جمهورى اسلامى ایران و از اواخر اَمرداد ماه سال هجرى خورشیدى جارى هم مى رود مى نشیند در انتهاى خیابان پاستور و شروع مى کند به پنبه کردن هر آنچه قبلا ما با خون دل رشته ایم!

بعد ما باید شب و روز به روىِ حضرات بیاوریم که آقا با نیامدن ما فلان قدر مشارکت کمتر شد پس اگر در انتخابات آینده مشارکت بالا مى خواهید کارى کنید که ما هم بیاییم! و باز هم فرض کنید حضرات به حرف ما گوش کردند و گفتند: نازنینان، مه جبینان، پیام شما را شنیدیم! حالا بگویید چه کار کنیم که شما دفعه ى بعد در انتخابات شرکت کنید؟ و ما هم سیاهه اى از خواسته هایمان را بگذاریم روى میز مذاکره و بگوییم اینها را مى خواهیم وگرنه گزینه هاى سخت ترى را روى میز خواهیم نهاد!

اشکال کار از همین جا نمایان خواهد شد! به احتمال قریب به یقین همه ى ما روى یک فهرست مشترک از اصلاحات مورد نظر در نظام سیاسى به نتیجه نخواهیم رسید و اگر هم برسیم طرف مقابل آن را به راحتى نخواهد پذیرفت! و دست آخر چیز زیادى نصیب ما نمى شود چون در موقعیت چندان قوى در مذاکرات نخواهیم بود. نباید فراموش کرد که در شرایط تحریمِ انتخابات، همه ى مراکز تصمیم گیرى و قدرت به دست آنهایى که نه ما از آنها خوشمان مى آید و نه آنها از ما خوششان مى آید، خواهد افتاد. از مجلس گرفته تا شوراها و ریاست جمهورى...

راه حل دیگر چیست؟ نمى شود که تا ابد آنها انتخابات برگزار کنند و ما بنشینیم در خانه و راى ندهیم و دائم کناب بخوانیم یا سریال ببینیم؟! ما دنبال زندگى بهتر هستیم، دنبال حقوق اجتماعى و سهم خود در قدرت سیاسى هستیم. در صد سال اخیر دو بار براى همین چیزها انقلاب کرده ایم. رژیم سیاسى کشور را عوض کرده ایم.

مى فرمائید گزینه هاى سخت تر را بگذاریم روى میز؟ تظاهرات و اعتصاب؟ با نافرمانى مدنى؟ باشد فرض کنید همه ى این کارها را انجام دادیم. اصلا پیروز هم شدیم بعد چه کار مى خواهیم بکنیم؟ رفراندوم برگزار مى کنیم؟ انتخابات آزاد؟ دمکراسى؟ چه تضمینى هست که آن انتخابات کاملا آزاد باشد؟ اینکه شما از الان براى یک آینده ى مبهم ضمانت بدهید که براى ما نان و آب نمى شود! باید ببینیم بر چه اساسى ما فکر مى کنیم اگر رژیم سیاسى عوض شود حتما انتخابات آزادترى خواهیم داشت؟
مگر دمکراسى چقدر در کشور ما ریشه و سابقه دارد؟ اصلا از کجا معلوم بازندگان انتخابات تَن به نتیجه ى آن بدهند و دست به اسلحه نبرند آن هم در شرایط هیجانى بعد از هر انقلاب؟
نکند فکر مى کنید در اثر انقلابی جدید ما تزکیه ى روحى و اخلاقى مى شویم و رفتارهایمان مدرن مى شود؟ بگذارید یک مثال بزنیم، سابقه ى چهارشنبه سورى در سرزمین ما به بیش از دو هزار سال مى رسد. آیا توانسته ایم این مراسم قدیمى را امروز با رعایت نکات ایمنى و درست و آبرومندانه برگزار کنیم به نحوى که هر سال در عصر آخرین سه شنبه ى سال تعدادى کشته و زخمى در سراسر کشور ندهیم؟ آیا دوست داریم جهانگردان غیر ایرانى بیایند ایران و فقط عصر چهارشنبه سورى در خیابان هاى تهران دور بزنند و بروند و درباره ى رفتارهاى فردى و اجتماعى ما قضاوت کنند؟ حالا شما بفرمایید در زمینه اى که سابقه ى ما در آن به صد سال هم نمى رسد چطور مى توانیم ناگهان تغییر روش داده و درست عمل کنیم؟ به همه فرصت برابر بدهیم؟ از کجا معلوم برنده ى انتخابات چون قدرت گرفت حقوق بازنده ها را رعایت کند؟ بد نیست نگاهى به کشورهاى همسایه بیاندازیم ببینیم نتیجه ى دمکراسى تزریقى و بدون زمینه و تجربه ى تاریخى چه بوده و چه ارمغانى براى مردمان آن کشورها آورده؟

مسئله این است که اگر ما به اصلاحات معتقد نیستیم و در عین حال مى خواهیم وضع زندگى مان تغییر کند و فکر مى کنیم چاره اى جز انقلاب نیست؛ باید بدانیم هیچ کس نمى تواند به طور قطع بگوید که بعد از انقلابِ فرضىِ آینده دمکراسى برقرار خواهد شد! دمکراسى را باید یاد گرفت باید فهمید باید با تمام وجود قبول کرد. مصادره به مطلوب کردن مفهوم دمکراسى خطر سقوط به ورطه ى دیکتاتورى را افزایش خواهد داد. البته در دنیاى امروز هیچ دیکتاتورى اعلام دیکتاتور بودن نمى کند و اغلب دیکتاتورها مدعى دمکراسى هستند. گذشت دوره ى لویى چهاردهم در فرانسه که براى پایان دادن به همه ى بحث ها و یکپارچه کردن کشور در قرن هفدهم رو به خانم ها و آقایان فرمودند: "کشور منم!"

امروز اغلب سیاسیون و قدرتمداران یا مدعى دمکراسى اند یا وعده مى دهند ما را به دمکراسى رهنمون خواهند کرد و نسل لویى هاى روراست هم منقرض شده است و این یعنى اینکه ما با شرایط پیچیده ترى نسبت به گذشته مواجه ایم و تشخیص درست از غلط و راست از دروغ آسان نخواهد بود.

دمکراسى را باید تجربه کرد، فهمید، در مورد آن صحبت کرد، خواند، نظریه پردازى کرد و وارد عمل شد. هر دو انقلابِ مشروطه و اسلامى در طى صد سال اخیر و حوادث بعد از آنها، آشوب ها، ناملایمات، هیجان ها، ناگوارى ها و هزاران اتفاق تلخ و شیرین به ما آموخته است که باید بیشتر یاد بگیریم! باید اندیشه کنیم! دوره ى هیجان و زیرو رو کردن و خراب کردن به امیدِ ساختن دوباره گذشته است!
انتخابات فقط عرصه ى رقابت نیست. عرصه ى بحث و نظر هم هست. عرصه ى نقد و انتقاد هم هست. محل طرح مباحث گاه حساس هم هست.

انتخابات فقط انداختن برگه ى راى به داخل صندوق نیست بلکه زمانى است براى طرح نظرها و ایجاد جدل ها که همه ى طرف ها در نهایت از آن سود خواهند برد و جامعه را رشد خواهد داد.
دمکراسى پدیده اى نیست که از دلِ بر هم ریختگى و آشوب و هیجان و خشم و هیاهو بیرون بیاید.
امروز کشور ما هستیم! مشارکت کنیم تا کشور حفظ شود!

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن