معیارهای حکمروایی خوب شهری

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۲۰۶۳۸۸ سایت-خوان

اگر مدیریت راهبردی، شهر را به عنوان یک نظام هوشمند، زنده، خبره و آگاه‌بخش راهبری و سکانداری نکند، شهروندانش تولید و بازتولیدکننده محصولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره ای خواهند بود که کارکردهای آشکار و پنهان آن افزایش کیفیت زندگی، استقرار و مانایی نظام اخلاقی و پایداری شهر را موجب می شود. توسعه متوازن، انسجام در سطوح مدیریتی، حاکمیت رویکرد فرهنگی برای استمرار حیات معنوی، آرایش هنرمندانه و زیباشناسانه آرایه ها و فضای شهری، کاهش آسیب ها، تعدیل انحرافات اجتماعی، استقرار و استمرار نظام پایش و به‌ویژه شهری ساختارمند، هویت بخش، مشارکت‌محور با کارکرد ویژه تولید و بازتولیدکننده فرهنگی در زیر چتر حکمروایی خوب، زمانی حاصل می شود که شهر صاحب الگوها و نظام معیارین فرهنگی و به طور خاص «شهروند معیار» باشد.

اگر مدیریت راهبردی، شهر را به عنوان یک نظام هوشمند، زنده، خبره و آگاه‌بخش راهبری و سکانداری نکند، شهروندانش تولید و بازتولیدکننده محصولات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره ای خواهند بود که کارکردهای آشکار و پنهان آن افزایش کیفیت زندگی، استقرار و مانایی نظام اخلاقی و پایداری شهر را موجب می شود. توسعه متوازن، انسجام در سطوح مدیریتی، حاکمیت رویکرد فرهنگی برای استمرار حیات معنوی، آرایش هنرمندانه و زیباشناسانه آرایه ها و فضای شهری، کاهش آسیب ها، تعدیل انحرافات اجتماعی، استقرار و استمرار نظام پایش و به‌ویژه شهری ساختارمند، هویت بخش، مشارکت‌محور با کارکرد ویژه تولید و بازتولیدکننده فرهنگی در زیر چتر حکمروایی خوب، زمانی حاصل می شود که شهر صاحب الگوها و نظام معیارین فرهنگی و به طور خاص «شهروند معیار» باشد. شهروند معیار براساس حاکمیت نظام معیارین در شهر، شهروندی است با درجاتی از دانش و سواد شهری و با نگرش های کل نگر و آینده گرا که او را به عنوان شهروندی مؤمن و متعهد به هویت شهر و قانون گرا معرفی می کند که در رفتارهایش وظیفه شناسی، نظم پذیری و در جهت گیری اش وظایف و مطالبات شهروندی، روح جمعی همدلانه و هویت خواهانه، را می توان مشاهده کرد. چگونه با نظام معیارین وگفتمان فرهنگی و اجتماعی می توان شهروند معیار تربیت کرد تا پایاتر و پویاتر شهر را حیات معنوی بخشد. یکی از رویکردهای متقن و روشنگرانه پاسخ می دهد که چنین شهر مطلوبی را باید به روشی مدیریت کرد که روح حاکم بر آن شهر گفتمان فرهنگی باشد، تا بتواند الگوی ارتباطی با سبک زندگی تولید فرهنگی طراحی کند و موجب هویت، انسجام و روح جمعی در قالب سازگاری نظام قشربندی و پایگاه اجتماعی شهروندان شود. شهر موجودی پویا، همگرا، خبره و هوشمند است که با ایجاد وحدت بینشی و یکپارچگی در سطوح مدیریتی می تواند نظام معیارین و پشتیبان الگوهای رفتاری مطلوب شهروند معیار را تولید و در شهروندان آن نهادینه و درونی بکند و بدین شیوه شهر بیمه می شود و روح تولید و باز تولیدکنندگی فرهنگی در ریه های تنفسی شهر دمیده می شود.
حاکمیت مردمی در مدیریت نوین مدیریت مجموعه های شهری نقشی تعیین کننده دارد، بر این اساس مداخله و مشارکت عمومی است که در تمام فرآیند برنامه ریزی، اجرا، نگهداری و حتی توقف برنامه های شهری حضور دارد و تعیین کننده است. در جهان امروزی هیچ سیاست، طرح، برنامه و پروژه شهری بدون مداخله عمومی انجام نمی پذیرد و مداخله عمومی در قالب روش های گوناگون مانند ارزیابی تأثیرات اجتماعی فرهنگی و یا برآوردهای تأثیرات زیست محیطی و غیره تبدیل به قانون و سند سیاستی در شهرها شده است؛ حتی بانک جهانی ارائه تسهیلات و وام به شهرها را مشروط به وجود قوانین و مقررات مربوط به مداخله عمومی می داند.
علاوه بر مداخله عمومی و مشارکت فراگیر شهروندان در فرآیند برنامه ریزی مدیریت شهری، کل نگری، جامع نگری در قلمروی اقتصادی، فضایی، معماری و زیبا شناختی در قلمروی فرهنگی، اجتماعی و بالأخره حکمروایی خوب از دیگر ویژگی های مدیریت راهبردی در حوزه های مدیریت شهری است.

* سلمان عبدالله زاده، کارشناس مدیریت شهری

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن