وعدههای خیالی و شعارهای پوپولیستی نامزدها
اعتماد نوشت؛
ایجاد ٥ تا ٦ میلیون شغل، دو و نیم برابر کردن رشد اقتصادی، خشک کردن ریشههای فساد در اقتصاد، کارانه ٢٥٠ هزار تومانی به جوانان و بیکاران و... شماری از وعدههایی است که بعضی از کاندیداهای انتخاباتی در برنامههای خود گنجاندند. پرواضح است که دستیابی به این ارقام با استقبال همگان مواجه خواهد شد اما اصل ماجرا در اجرایی بودن این وعدهها است. برخی از این وعدهها در تاریخ معاصر ایران هیچگاه به دست نیامدند و تاکنون دولتمردان مختلف، از جناحهای گوناگون و با وعدههای متعدد از اجرای چنین مطالباتی ناکام ماندند. با این همه به نظر میرسد بخشی از کاندیداها باور دارند از جنس دیگری هستند و با تمام پیشینیان خود فرق دارند؛ اما تجربه دولتهای نهم و دهم سبب شده بخشی از مردم نسبت به چنین وعدههایی زاویه داشته باشند و بخش دیگری از مردم هم بدبین. زمانی که محمود احمدینژاد وارد کارزار انتخاباتی شد، وعدههایی چه بسا بزرگتر از امروز هم داد اما عملکرد دو دولت او نه تنها منتقدانش را سرافراز کرد بلکه با دلسردی بخش مهمی از موافقانش هم مواجه شد. اکنون باز شدن دوباره این بحثها نگرانی بخشی از کارشناسان اقتصادی را به همراه داشته؛ چراکه معتقدند وعدههای بزرگ چون سنگ بزرگ میماند و انجام شدنی نیست.
علی دینی
کارشناس اقتصادی
وعدههای بزرگ مشروعیت گوینده و جناحش را از بین میبرد
وعدههای انتخاباتی در همه جای جهان وجود دارند و به ویژه در نزدیکی انتخابات، این وعدهها افزایش چشمگیری پیدا میکنند ولی هر چه این وعدهها به شکل اغراق آمیز بیشتری مطرح شود، هم جریان سیاسی که این وعدهها را داده در صورت پیروزی زیر فشار میبرد و هم در رای دادن مردم ممکن است اخلال ایجاد کند.
هر چه وعدهها بزرگتر باشد، جامعه حساستر میشود و هر چه حساسیت بیشتر شود، توقعات بالاتر میرود و آنگاه که این توقعات پاسخ نگیرد، مشروعیت گوینده و جناحی که آنها را بیان کرده بهشدت کاهش مییابد. یکی از بخشهایی که تا امروز بیشترین وعدههای بزرگ در مورد آن داده شد، حوزه اقتصاد است. اینکه اشتغال و رشد پایدار نیاز ضروری جامعه ایران است، شکی وجود ندارد، با این همه رفع این مشکلات از راه گفتن حرفهای بزرگ ممکن نیست. مردم بنا بر اطلاعاتی که دارند، میدانند در ١٢ سال گذشته چیزی در حدود دو میلیون شغل ایجاد شده و حالا عدهای میگویند در عرض چهار سال ٥ تا ٦ میلیون شغل ایجاد میکنند، که بالطبع با تردید مواجه خواهند شد. همین وعدهها از سوی افکار عمومی و بخش نسبتا آگاهتر جامعه موجب بیاعتمادی به گوینده خواهد شد. حتی اگر دولت هم دست چنین مدعیانی بیفتد، برای عمل به وعدههای بزرگ داده شده، چالشهای جدی خواهند داشت؛ نباید فراموش کرد طرح موسوم به حمایت از بنگاههای کوچک و زودبازده ناشی از وعدههایی بود که رییسجمهوری وقت در راستای عمل به وعدههایی که داده بود اجرا کرد. نگرشی که وعدههای بزرگ میدهد و ادعا میکند دیگران
نتوانستند اما من میتوانم، سبب میشود گوینده به طرحهای ضربتی و فوری دست بزند که سرانجامی جز هدررفت منابع نخواهد داشت که به آسیب دیدن مردم منجر میشود. این تجربهای است که جامعه از دولتهای نهم و دهم به دست آورد. حال اگر براساس واقعیتهای اقتصادی حرکت شود، در ایران و در بهترین حالت سالانه چیزی در حدود ٥٠٠ هزار شغل ایجاد میشود و این در شرایطی ممکن است که اقدامات بزرگی انجام شود. باید در کشور فرآیند سرمایهگذاری رشد چشمگیری داشته باشد و رونق واقعی شکل بگیرد تا این مهم ممکن شود. در زمینه رشد اقتصادی نیز، از سال ١٣٨٤ تا ١٣٩٤ و در ١٠ سال نخست سند چشمانداز، به جای رشد هشت درصدی، میانگین شاخص تولید ناخالص داخلی چهار درصد شد که حاکی از عقب ماندگی ٥٠ درصدی از سند چشمانداز است. حال اگر کسی مدعی شده، میتواند رشد اقتصادی را دو و نیم برابر کند.
هادی حقشناس
کارشناس اقتصادی
پوپولیسم زمینههای واقعی در جامعه دارد
در شرایط کنونی که بحث انتخابات داغ شده بارها شنیده میشود که چرا شعارهای پوپولیستی اینچنین به بحثهای اقتصادی کشیده میشود؟ مطمئنا هر شعاری که در جامعه مطرح میشود پیشتر بستر آن فراهم شده است، بهطور مثال اگر دولت سازندگی از ساختن صحبت کرد، ناشی از تخریبهایی بود که در هشت سال جنگ دامن کشور را گرفت. یا هنگامی که رییسجمهوری اصلاحات از توسعه سیاسی کشور سخن به میان آورد، حتما در کشور این نیاز حس میشد. حتی شعارهای آقای احمدینژاد که از ضرورت عدالت سخن میگفت، ناشی از فاصله طبقاتی تشدید شده در دوران اصلاحات بود و به همین دلیل هر سه این دولتها توانستند اکثریت آرای مردم را کسب کنند. اکنون که شعارهای پوپولیستی دوباره مطرح میشوند حتما دلایلی دارد و قطعا در میان جامعه هم این زمینه وجود دارد. با همه تلاشهایی که دولت یازدهم انجام داد، هنوز مسائل معیشتی مردم حل نشده باقی مانده و همین امر فرصتی را برای رقبا ایجاد کرده که با تمرکز بر این بخش، بتوانند از دو دورهای شدن دولت حسن روحانی جلوگیری کنند. در این میان چند نکته مطرح میشود، دولتهای نهم و دهم پول نفت را تحت عنوان یارانه سر سفرهها برد، حدود ٢٥٠ هزار میلیارد
تومان برای کشور هزینه شد اما نتیجه آن چه شد؟ ٧٠٠ میلیارد دلار درآمد نفتی آمد و ٢٥٠ هزار میلیارد تومان آن سر سفرههای مردم رفت، اما اقتصاد با مشکلاتی مانند بیکاری دست و پنجه نرم میکند و در دو سال اول دهه ٩٠ رشد اقتصادی منفی هشت درصد حاصل شد و تمام اینها به قیمت این بود که ٤٥ هزار تومان هر ماه به مردم داده شود. به بیان دیگر بردن پول نفت بر سفرههای مردم هزینههایی دهها برابر آنچه باید به کشور تحمیل کرد و اگر برآورد هزینهها به درستی در اختیار مردم قرار بگیرد، محتمل است که نه تنها بخشی از جامعه به شکل داوطلبانه از دریافت این رقم خودداری کنند، بلکه پولهای گرفته شده را نیز پس میدهند البته به شرطی که هزینههای تحمیلی جبران شود، با این همه مشخص است نه این پولها برمیگردند و نه مشکلات، مرتفع. کشور سالهای سال درگیر مشکلات خودساخته خواهد بود و از این امر گریزی نیست. شعارهای پوپولیستی بر آرای مردم اثرگذار است اما با توجه به تجربه گذشته، مانند ١٢ سال پیش عمل نمیکند. نکته مهم آن است که یارانه کارانه اگر ٢٥٠ هزار تومان شود، سوال اول آن است که منابع این پولها کجاست؟ به هر روی ظرفیت فروش نفت و درآمدهای مالیاتی
مشخص است و سایر منابع در دسترس معین است و حالا که قرار است اقتصاد ایران درونگرا باشد، باز امکانات مشخص است. البته این تحلیل به این معنا نیست که ظرفیت اقتصاد ایران توان تجربه رشدهای اقتصادی بالا را ندارد، به تعبیر دکتر مرحوم عظیمی، همه کشورهای جهان میتوانند بالاترین درآمد سرانه را تجربه کنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.