شیخ‌اکبر در مسیر آیت‌الله اکبر هاشمی

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۹۹۰۰۵ سایت-خوان

آرمان نوشت؛

کاریزماتیک، صریح‌اللهجه و مدافع همیشگی اسلام و جمهوریت؛ اینها خصوصیاتی است که با شنیدن نام شیخ علی‌اکبر ناطق‌نوری به ذهن متبادر می‌شود. رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، این روزها سکوت معناداری را تجربه می‌کند. با درگذشت آیت‌ا... اکبر هاشمی‌رفسنجانی فضای سیاسی جمهوری اسلامی قطعا یکی از وزنه‌های اصلی خود را از دست داد. استوانه‌ای که مرکز ثقل دو جناح سیاسی اصلی کشور و پدر معنوی جریان جدید اما ریشه‌دار ایجاد شده یعنی اعتدالگرایی به حساب می‌آمد. البته اعتدال برای یک رجل سیاسی همچون‌ هاشمی معنای تازه‌ای نبود اما شاید بزرگ‌ترین میراثی که توانست در این سال‌های پایانی عمر از خود به‌جا بگذارد نهادینه کردن این اعتدال در جامعه بود. دهه جدید سیاست ایرانی دیگر از مرزهای چپ و راست و اصلاح‌طلبی و اصولگرایی گذشته است. دوران جدید، زمانه تقابل اعتدالگرایی و افراط‌گرایی است. از هر دو جناح سیاسی دهه‌های گذشته افراطیونی سربرآورده‌اند که معتدلین را مجبور به ائتلاف در مقابلشان کرده‌اند. شاید پیشقراول این اعتدال شیخ اکبر هاشمی‌رفسنجانی بود. اما شامگاه یکشنبه ۱۹ دی ۹۵ با رحلت او اعتدالیون وزنه مهمی را از دست دادند. به همین دلیل بدنه قدرتمند اعتدالیون نیاز به سر دارد. اما کدام سیاستمداری است که عبای شیخ اعتدال برازنده او باشد؟ چه کسی می‌تواند جایگاه معنوی «آیت‌ا...» را که بیش از ۳۰ سال بر آن تکیه داشت، پر کند؟ شیخوخیت سیاسی معتدلین پس از هاشمی برازنده کیست؟ نگاهی به سیاسیون رده بالای حال حاضر کشور و مقایسه آنها با «آیت‌ا...» درگذشته، بیش از همه نام یک نفر را به ذهن می‌کند. یک شیخ کشتی‌گیر. کسی که در میانه میدان بوده و از هیچ حریفی رویگردان نبوده و پهلوانانه ثابت قدم مانده و سال‌هاست که با تنگ‌نظری انتقاد و با موج‌گرایی مخالفت می‌کند. شیخی که نه تنها در سوگ هاشمی در قاب تلویزیون اشک ریخت و از آیت‌ا... هاشمی و منش او دفاع کرد بلکه برعکس بسیاری از کسانی که تنها بعد از مرگ به تمجید از هاشمی پرداختند، سال‌ها پیش از آن هم، از حامیان محکم و مدافعان همیشگی آیت‌ا... هاشمی بود.

رابطه قدیمی ناطق و هاشمی

ناطق درباره رابطه‌اش با‌ هاشمی می‌گوید: رابطه بنده با آقای هاشمی یک رابطه قدیمی است و سابقه دوستی ما هم مربوط به سال ۴۲ و شروع مبارزه در قم است و من از آنجا که آقای هاشمی را از پیشکسوتان انقلاب و مبارزه می‌دانم، به همین مناسبت احترام ویژه‌ای برای ایشان قائل هستم. نقش سرنوشت‌ساز آقای هاشمی‌رفسنجانی با آن قابلیت‌های فردی منحصر به فرد در مبارزات قبل از انقلاب و پس از آن در اداره جنگ و دوران سازندگی و سایر مقاطع انقلاب اگر نگوییم بی‌نظیر باید گفت کم‌نظیر است. بنده فارغ از رفاقت بیش از نیم‌ قرنی که با ایشان دارم، همواره ایشان را به خاطر دلبستگی‌شان به مبانی اصولی انقلاب، تعهدشان به رهبری نظام، آن هم در سخت‌ترین شرایط و پایبندی‌شان به مصالح ملی واقعا تحسین کرده‌ام. روابط ما هم اگرچه خبر خوبی برای افراد بددل نیست اما روابط گرم و صمیمانه‌ای است. اوج شهرت سیاسی ناطق به سال ۷۶ بازمی‌گردد. زمانی که در قامت رئیس مجلس پنجم پا به رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری گذاشت و به عنوان نماینده اصلی جناح راست در مقابل سیدی از جناح چپ ایستاد. او آن زمان چوب تبلیغات منفی و موج ایجاد شده را خورد. بسیاری تلاش کردند شیخ راستگرا که خود را سیاستمداری میانه‌رو معرفی می‌کرد، به عنوان چهره‌ای خشن معرفی کنند. ناطق آن زمان هم ارادتش را به هاشمی نشان داد و در زمانه‌ای که ضدیت با هاشمی به یک ارزش تبدیل شده بود، دولت احتمالی‌اش را ادامه دولت هاشمی معرفی کرد. ناطق البته در آن انتخابات میدان را به رئیس دولت اصلاحات واگذار کرد تا دولت ‌هاشمی به دست اصلاح‌طلبان بیفتد. شیخ نور از همان روز عطای کاندیداتوری در انتخابات را به لقایش بخشید و قسم خورد که دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نکند. هر چند او با تبریک سریعش به رئیس‌جمهور اصلاحات به پشت میز ریاستش در مجلس بازگشت و به گواهی بسیاری از دولتمردان اصلاحات، بیشترین همکاری را با دولت رقیب داشت تا نشان دهد در سیاست‌ورزی هم می‌توان مرام پهلوانی را رعایت کرد. ناطق همانند هاشمی که روزگاری رئیس دولت‌های نهم و دهم را به عنوان استاندار استان تازه تاسیس اردبیل معرفی کرده بود، این شورشی آینده را به عنوان شهردار تهران به اصولگرایان معرفی کرد.

شکست تلاش ناطق در ۸۴

انتخابات ریاست‌جمهوری‌ ۸۴ زمانه‌ای بود که اصولگرایان تلاش داشتند پس از هشت سال دوباره قدرت را در دست بگیرند. کاری که پیش از این با پیروزی در انتخابات شورای شهر تهران قدم اولش برداشته شده بود. این بار ناطق میدان‌داری کرد و با تشکیل شورای هماهنگی نیروهای انقلاب تلاش داشت تا اصولگرایان را به کاندیدایی واحد برساند. آن زمان هنوز شیوخ و ریش‌سفیدانی همچون مهدوی‌کنی و عسگراولادی در میدان بودند و امید به وحدت در جناح راست وجود داشت. با فراجناحی عمل کردن‌ هاشمی که البته در نهایت و در دور دوم به حمایت اصلاح‌طلبان تن داد، علی لاریجانی به عنوان کاندیدای مورد نظر شورای هماهنگی معرفی شد اما هر کدام از کاندیداهای اصولگرا داعیه پیروزی داشتند و عملا تلاش ناطق با شکست مواجه شد تا بگوید که «از این به بعد در سیاست تنها عمل می‌کنم». به هر حال با حمایت نسل جدیدی از جناح راست دولت نهم شکل گرفت. رئیس دولت‌های نهم و دهم در دوران هشت‌ساله‌اش نشان داد که معادلات اصولگرایی و حتی اصلاح‌طلبی را به هم زده است. محمدرضا باهنر که از زعمای جناح راست به حساب می‌آید با اشاره به تلاش‌های ناموفق جریان اصولگرایی برای بازگرداندن ناطق‌نوری به مدیریت جناح راست در این زمینه یادآور می‌شود: ایشان دلایل مختلفی دارد. برخی از این دلایل مربوط به درشت‌گویی‌های رئیس دولت‌های نهم و دهم است که معتقدند آن‌گونه که شایسته بود در مقابل این درشت‌گویی‌ها مورد حمایت اصولگرایان قرار نگرفت. با سپری شدن آن دوران هشت‌ساله، بسیاری از سیاسیون از ادامه افراط در هر دو جناح احساس خطر کردند و شاید به همین دلیل بود که با میان‌داری آیت‌ا... هاشمی، دو کاندیدای رقیب سال ۷۶ بر سر کاندیداتوری حسن روحانی به توافق رسیدند تا کشور از شرایط دشوار نجات پیدا کند. با پیروزی روحانی در انتخابات، امثال ناطق دوباره به میدان آمدند تا علاوه بر بازگو کردن آنچه در آن هشت سال بر مملکت رفت، از مظلومیت انقلابیون اصیل سخن بگویند. از طرفی همراهی او با هاشمی پیش و پس از درگذشت آیت‌ا... روشن است. شیخ نور همانند هاشمی از مدافعان دولت روحانی است و در شهریور۹۳ در شورای عالی اداری استان اصفهان با بیان اینکه دولت کنونی موجب ایجاد آرامش در کشور شده است، گفت: امروز یک رئیس‌جمهور عاقل و متدین در کشور وجود دارد. من روحانی را ۵۰ سال است که می‌شناسم و او از مسئولان دلسوز و متدین است. در کشور مشکلات بسیاری وجود دارد، از جمله اینکه کمبود بودجه در کشور وجود دارد، اما امنیت و آرامش در کشور حکمفرماست و باید سعی کنیم تا بی‌جهت جامعه را ملتهب نکنیم و امیدوارم تا ید واحده شویم و از مشکلات عبور کنیم. شیخ نور در بسیاری از صحبت‌های خود از نوع سیاست‌ورزی در ایران، نبود احزاب قدرتمند و بلد نبودن قاعده بازی توسط سیاستمداران ایرانی سخن می‌گوید. مثلا در آبان ۹۵ در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا در میدان نیستید، توضیح می‌دهد: من به عنوان فردی که بنیه دارم، نشاط دارم، حوصله کار تشکیلاتی دارم، نه افراطی هستم و نه تفریطی، خیلی‌ها از اصولگراها و اصلاح‌طلب‌های راست راست و چپ چپ را هم قبول دارم و آنها نیز نزد من می‌آیند. دلیل اینکه حاضر نیستم وارد میدان شوم این است که قاعده بازی را نمی‌دانیم.

شباهت‌های شیخ‌اکبر با آیت‌ا... هاشمی

با این تفاسیر شیخ اکبر متولد «نور» مازندران از بسیاری جهات شباهتی بس عجیب با سلف درگذشته‌اش یعنی شیخ اکبر متولد «نوق» رفسنجان دارد. هرچند قطعا در سیاست ایران کسی‌ هاشمی نخواهد شد. به نظر می‌رسد اگر شیخ نور مطمئن شود که عقلای قوم و زعمای جناح‌های سیاسی قاعده بازی را یاد گرفته‌اند، آن وقت شاید زمان چرخش شیخوخیت از «نوق» به «نور» فرا برسد. ناطق همان شب درگذشت هاشمی در تلویزیون گفت: مردم ما هنوز شوکه و داغ هستند و فقدان آقای هاشمی را هر چه بگذرد بیشتر احساس می‌کنند. حال شاید خودش به عنوان سیاستمداری که قابل اطمینان برای جناح راست و مورد احترام برای جناح چپ است، یکی از گزینه‌های اصلی باشد که می‌تواند تلاش کند تا فقدان امثال هاشمی در فضای سیاسی کشور احساس نشود، آن هم در شرایطی که کمتر از یک ماه تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است و بسیاری از معتدلین دو جناح بدون داشتن لیدر مشخصی چشم به اتفاقات پیش رو دوخته‌اند. انگار شیخ علی‌اکبر ناطق‌نوری همانی است که این روزها می‌تواند به مرجعی برای معتدلین دو جناح تبدیل شود. شیخی که به گفته بسیاری از صاحبنظران و البته بر اساس منش و کنش سیاسی‌اش، شبیه‌ترین سیاستمدار به آیت‌ا... هاشمی است و گویا عبای آیت‌ا... به قامت او می‌آید.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن