کسری بودجه یا کمبود ایده؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۸۲۲۶۶ سایت-خوان

سخن تازه ای نیست! حالا دیگر بحران مالی صدا و سیما به گوش مردم کوچه و بازار هم رسیده است.

به گزارش تبیان، این در حالی است که در همین سالهایی که فریاد کمبود بودجه صدا و سیما بلند است شاهد توسعه فنی و شبکه ای این سازمان عریض و طویل هستیم! قطعا ایجاد یک شبکه جدید یعنی نیاز مالی برای تامین تجهیزات فنی و تکنولوژی، ساختمان و امکانات اداری و تامین نیروی انسانی، و بدیهی است با توجه به حجم گسترده مکانیسم یک شبکه تلویزیونی می توان حدس زد که راه اندازی هر شبکه یا واحد و ساختمان اداری در صدا و سیما چه میزان بودجه ای را طلب می کند.

حالا این توسعه کمی را بگذارید درکنار این سخن دکتر علی عسکری در همین نشست که گفته بود: «صدا و سیما به دنبال استفاده از قوای فکری جامعه با توانایی قدرت بیان قوی و موثر برای جذب مخاطب بیشتر بوده و می خواهد از این افراد در رسانه ملی استفاده کند.» این در حالی است که در حال حاضر صدا و سیما در پرداخت دستمزد به برنامه سازان، هنرمندان و کارشناسانی که با این رسانه همکاری می کنند مشکل دارد. حال سوال این است چگونه سازمان صدا و سیما با این کسری بودجه و بحران مالی می تواند از قوای فکری و نخبگان فرهنگی - هنری استفاده کند؟

ضمن اینکه برای حضور اهل فکر باید فرصت و مجالی فراهم کرد تا آنها بتوانند ایده و خلاقیت های خود را به دور از بوروکراسی اداری و روحیه کارمندی به منصه ظهور برسانند و از دایره تنگ سیستم اداری دست به تولید آثار خلاقه و اثربخش بزنند.

از سوی دیگر بخش مهمی از افکار عمومی خواهان رویکردهای انتقادی و تحلیلی - تفسیری در رسانه ملی هستند. این رویکرد هم می تواند ریزش مخاطب را ترمیم کند و هم مخاطبان تازه ای برای رسانه ملی به ارمغان بیاورد. با این حساب هم برای جلب مخاطب بیشتر و تامین رضایت آن و هم جلب نیروهای خوش فکر و اهل ذوق باید کمتر دایره خط قرمزها را وسیع تر کرد و از سلیقه های انحصاری پرهیز.

برای حضور اهل فکر باید فرصت و مجالی فراهم کرد تا آنها بتوانند ایده و خلاقیت های خود را به دور از بوروکراسی اداری و روحیه کارمندی به منصه ظهور برسانند و از دایره تنگ سیستم اداری دست به تولید آثار خلاقه و اثربخش بزنند

بسیاری از خط قرمزها خودساخته است و هیچ پشتوانه قانونی ندارد. اگر قرار باشد هر گونه نقد و تحلیل را به منزله مصداق سیاه نمایی بدانیم قطعا نمی توان با ذهنیت بسته و جیب تنگ به تحول در برنامه سازی تلویزیونی امیدوار بود. این در حالی است که دکتر عسکری در همین نشست برنامه ثریا را که رویکردی انتقادی داشته سیاه نمایی دانسته و دلیلی بر تعطیلی این برنامه!

واقعیت این است که نمی توان از یک سو از طرح و برنامه ها و ایده های بزرگ حرف زد اما برای رسیدن از ایده به دیده، مسیر را هموار نکرد. بسیاری از چالش های رسانه ملی در تولید برنامه های اثر بخش و عدم موفقیتش در جلب رضایت مخاطب به این برمی گردد که بین مطالبات و عملکردش فاصله است و بسیاری از تصمیم گیری ها یا شیوه مدیریتی آن با اصول و قواعد مدیریت رسانه ای منطبق نیست. یا سلیقه ای و مبتنی بر تصمیم های فردی عمل می شود یا برنامه ریزی ها مبتنی بر واقعیت های موجود نیست. به نظر می رسد که صدا و سیما بیش از اینکه از کمبود بودجه رنج ببرد از کمبود ایده و ایده پرداز آسیب می بیند. این همه پرسنل اداری و خدماتی ناکارآمد، معلوم است که بودجه آن را می خورد و پول ها بیشتر صرف هزینه جاری و تامین حقوق می شود. تا زمانی که نگاه به صدا و سیما نگاهی اداری- سازمانی باشد نمی توان از آن انتظار یک نهاد فرهنگی - هنری داشت.

به جای گسترش بیهوده ساختار و ساختمان اداری و افزایش لشکر کارمندان باید به ایده پردازی و ایده پردازان در حوزه رسانه، فرهنگ و هنر توجه داشت؛ آنگاه با بودجه اندک نیز می توان برنامه اثربخش ساخت و رسانه ملی را به ثروتی ملی بدل کرد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن