باز هم «بگم‌ بگم» در بهارستان دهم

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۷۵۰۶۸ سایت-خوان

شرق نوشت؛

عباس آخوندی آمد و رفت و وزیر ماند. نتیجه البته چندان هم پیش‌بینی‌ناپذیر نبود. هزینه استیضاح وزیر راه و شهرسازی ماند برای آنهایی که زمان مجلس، وزیر و اعضای هیئت دولت را صرف پاسخ‌گویی به نکاتی کردند که پیش‌تر از ارائه آن به وزیر سر باز زده بودند. اشاره هم به‌ همان جلسه‌ای است که استیضاح‌کنندگان به جای درج همین موارد، جلسه را ترک کرده و به‌اصطلاح خودمانی قهر پیشه کردند؛ اما نه‌تنها عباس آخوندی؛ بلکه بسیاری از ایرانیان به‌خوبی می‌دانند که شیوه‌های تهمت‌زدن و رهاکردن مسئله به حال خود ریشه دیرینه‌ای در ادبیات تخریب سیاسی کشور ما دارد. این شیوه بی‌بدیل به‌ویژه در مناظره‌های تلویزیونی محمود احمدی‌نژاد به اوج خود رسید. همه آن تصویر معروف را به یاد دارند. نیمچه‌ نگاهی به مقابل و ورق‌زدن یک‌سری کاغذ و تهدید به بگم‌ بگم. این بگم‌ بگم‌ها بعدتر با محوریت شخص احمدی‌نژاد تا صحن علنی مجلس رسید و پاپیچ علی لاریجانی، رئیس مجلس، شد. وقتی که احمدی‌نژاد صحن علنی را با پخش فیلم و این بار تهدید ضمنی رئیس مجلس برهم زد و داد و بیدادها به هوا رفت.بعدتر میراث‌داران سنت فکری او در بهارستان در بزنگاه‌های سیاسی به سبک خودشان با آمار و اطلاعات و پرونده‌سازی سراغ تخریب چهره‌های سیاسی رفتند. فیلم یکی را نشان دادند و فک و فامیل دیگری را با برخی پرونده‌های فساد در هم آمیختند. اینها شیوه‌های نخ‌نمایی از برخورد سیاسی گروهی خاص در مجالس نهم و دهم است. شکر آنکه کمّیت این نیروهای فکری و سیاسی در مجلس دهم رو به کاهش گذاشته؛ با‌این‌حال همان نفرات اندک باقی‌مانده به‌خوبی موارد مد نظر را کارگردانی می‌کنند.استیضاح عباس آخوندی که بخش عمده آن کپی استیضاح دوره پیشین بود، نیز در سایه همین تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها برگزار شد. وزیر رأی آورد و همه به‌خوبی و خوشی به خانه رفتند؛ اما معلوم نیست عرصه سیاست در ایران از مجلس گرفته تا مناظره‌ها، نشست‌ها و جلسه‌های سخنرانی تا کی بناست محفلی برای تخریب نام‌ها و فراموشی زودهنگام پس از واقعه باشد.در استیضاح وزیر نام بسیاری چهره‌های به‌اصطلاح آشنا، همکاران سابق و فامیل عباس آخوندی به اسم کوچک و بزرگ بر زبان آمد. بدون شک هیچ‌کدام از آنها فرصت دفاع از خود در صحن علنی مجلس را نخواهند داشت؛ اما آیا نمی‌توان بر‌اساس همین قوانین جاری با روند بگم‌ بگم‌های به‌راه‌افتاده در جامعه برخورد کرد. آیا سیاستی برای پایان‌دادن به بداخلاقی‌های سیاسی در کشور وجود ندارد؟ شاید اگر همان روز که احمدی‌نژاد در مناظره و پخش زنده تلویزیونی به آیت‌الله هاشمی و خانواده‌اش اشاره کرد و با دیگران نیز برخورد مشابهی داشت، فرصت غنیمت بود تا جلوی افترازدن‌ها گرفته شود یا اگر موضوع صحت دارد، برخورد قضائی اتفاق بیفتد. اغلب کارشناسان حقوقی بر این باورند که در ایران کمبود قانون نداریم و مشکل از اجرانکردن قانون است. چنانچه در طرح دوفوریتی برخورد با خودسرها نیز برخی می‌گویند حسب قوانین موجود امکان برخورد با خودسرها و گروه‌های فشار وجود دارد؛ اما سؤال اینکه با کدام‌یک از آنها برخورد شده که امیدوار به کاهش این برخوردها باشیم. حالا هم اتفاق خاصی نیفتاده. وزیر این بار از استیضاح جسته؛ اما از دام بی‌اخلاقی‌ها نه. این بی‌اخلاقی‌ها که اتفاقا در هشت سال صدارت محمود احمدی‌نژاد توسعه یافت، حالا آفتی برای جامعه ما شده است؛ آفتی که بیش از پروژه فساد بابک زنجانی‌ها به کشور لطمه خواهد زد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن