فوائد سیاستهای ترامپ برای خاورمیانه؟!

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۱۳۳۷۳۸ سایت-خوان

نصرت اله تاجیک درخبرآنلاین نوشت:

ما یک روزی باید تصمیم بگیریم مسئله آمریکا را در هر بعدی از سیاست داخلی به سیاست خارجی تبدیل کنیم. این رویکرد باعث میشود دست ما برای استفاده از ابزارها و مزیتهای نسبی مان در سیاست خارجی باز باشد و در زمین سیاستهای آمریکا بازی نکنیم. ما در تنظیم روابطمان با امریکا باید به روندهای بزرگی که در دنیا دارد جریان می یابد توجه داشته باشیم و خود را در آن مجموعه تعریف کنیم. یکی از لوازم تحقق آن دسته از وعده های ترامپ که قابلیت اجرائی دارد مسئله توجه آمریکا به درون و مخصوصا" مسائل اقتصادی است. متن زیر مصاحبه خبرنگار نشریه مثلث با آقای نصرت الله تاجیک از دیپلماتهای سابق کشورمان است.


در ابتدا به طور کلی ارزیابی خود را از فضای انتخابات آمریکا و پیروزی دونالد ترامپ بفرمایید؟ دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا شعارهای تندی را طی رقابت‎های انتخاباتی‎اش بیان کرده بود؛ از اظهار نظر در مورد مسلمانان و سیاه پوستان گرفته تا بحث پاره کردن و اصلاح برجام. به نظر شما چقدر از این صحبت‎ها مربوط به فضای انتخابات است و چقدر از آنها جنبه عملی و واقع گرایانه به خود خواهد گرفت؟
ترامپ قبل از ریاست جمهوری با ترامپ بعد از ریاست جمهوری متفاوت است. هم شعارهایش، هم برنامه‎هایش و هم رویکردش به مسائل. مهمترین مسئله‎ای که می‎توان در این قسمت به آن اشاره کرد این است که ترامپ بیشتر درگیر مسائل داخلی خواهد شد و خود ما، داخل کشور بحث نگاه آمریکا به ایران و برجام را برجسته کرده‎ایم. ما در داخل کشور مسئله آمریکا را به نوعی مسئله سیاست داخلی خود کرده ایم که این رویکرد درست نیست بلکه آمریکا باید در حد سیاست خارجی ایران باشد و به آن پرداخته شود. لذا من بر عقیده هستم با این مشکلاتی که اکنون در آمریکا به عنوان کشوری عظیم که صنایع نظامی در چند منطقه مهم دنیا دارد، حاکم است، بحث ایران برای دولت جدید خیلی در اولویت نخواهد بود. توجه داشته باشید در اواخر دولت جرج بوش و نو محافظه کارها، سیاست خارجی آمریکا وضعیت بدی داشت لذا فلسفه سیاست خارجی باراک اوباما در دو دوره ریاست جمهوری اش بیشتر بر این مسئله متمرکز بود که تاحدودی این قضیه را حل و فصل کند اما خیلی موفق نبود. لذا اگر ترامپ بخواهد بر اساس شعارهایش پیش برود، کار برایش دشوارتر خواهد بود. به عقیده من قسمتی از شعارهای ترامپ باید به واقع گرایی نزدیک شود تا او هم بتواند نظر پوپولیست‎ها را با خود داشته باشد و هم شعارهایش اجرائی باشد. اما در عین حال ترامپ به دنبال برخی اهداف نیز هست و اگر بخواهد همان اهداف را تامین کند اولویتش در سیاست داخلی خواهد بود. همچنین اگر قرار باشد در سیاست خارجی مشکلی برای ترامپ ایجاد شود از سوی ایران نیست بلکه به نظر می رسد این مشکل به لحاظ اقتصادی و از سوی چین باشد. لذا ما نباید خیلی خود را درگیر رئیس جمهور جدید آمریکا کنیم بلکه باید با خویشتنداری مسائل را دنبال کنیم.

آیا دونالد ترامپی که با برچسب حزب جمهوریخواه در رقابت ها حضور پیدا کرد اما چندان مورد اقبال نخبگان و سران حزب قرار نگرفت در سیاست هایش از اصول حزب پیروی خواهد کرد یا سیاست های یکجانبه گرایانه ای را در پیش خواهد گرفت و به طور کلی آیا سیاست های دولت جدید آمریکا به نفع ایران و منطقه خواهد بود؟
سیاست های حزب جمهوریخواه در بیانیه ۶۶ صفحه ای انتخاباتی حزب کاملا مشخص است ولی ترامپ تا بدین مرحله خیلی با جمهوریخواهان هماهنگ نبود و آنها نیز خیلی به این کاندیدا علاقه مند نبودند. بنابراین به نظر نمی رسد که دولت آینده آمریکا این سیاست ها را دنبال کند. ترامپ مشخصا اگر بخواهد هزینه های سیاست خارجی را از دوش آمریکا بردارد دخالت کشورش در خاورمیانه را به حداقل خواهد رساند. او در صحبت هایش نیز به این موضوع اشاره کرده است. ترامپ می خواهد در تفاهم با روس‎ها هزینه های واشنگتن را کاهش دهد و اگر هم دخالتی باشد به واسطه جنگ های نیابتی خواهد بود. باوجودیکه ترامپ پدیده ای ناشناخته است اما حداقل این حسن را دارد که یک فضای تنفسی برای ایران به وجود خواهد آورد. زیرا از این پس سیاست خارجی آمریکا توان دخالت بیشتر در خاورمیانه را ندارد. نیویورک تایمز چندی پیش نواری را از صحبت های جان کری وزیر خارجه آمریکا با معارضان سوری پخش کرد که در آن کری تشویق می کند که دخالت بیشتری صورت بگیرد اما نیروهای نظامی این مسئله را نمی‎پذیرند. این مسئله نشان می‎دهد که امروز دیگر آمریکا توان نظامی گذشته‎اش را ندارد. آمریکایی که در زمان بوش به عراق سرباز می‎فرستاد با آمریکای امروز خیلی متفاوت است . در حال حاضر نیز مردم آمریکا از سرمایه گذاری بیشتر و درگیری مستقیم در کشورهای دیگر خسته‎اند. به علاوه شاید ترامپ شعارهایی داده باشد اما در عمل، واقع گرایی و بوروکراسی تاحدودی او را محدود خواهد کرد. لذا من تصور می‎کنم که ترامپ به سمت درگیری مستقیم و دخالت بیشتر در کشورهای دیگر پیش نخواهد رفت. همچنین اگر به تاریخ رجوع کنیم اصل سیاست خارجی آمریکا، انزوا گرایی بوده و آغاز جاه طلبی آمریکا شاید به ۵،۶ دهه پیش بازگردد. پیش از این تاریخ آنها داخل خودشان محصور بودند. با این تفاسیر، متاسفانه آمریکایی‎ها به دلیل این مشکلات و پتانسیلی که داشتند چهره ژئوپلتیکی خاورمیانه را بی ربط برهم ریختند. باید توجه داشت آمریکا سیاست‎هایش برخلاف اروپا بوده است؛ اروپا از ابتدا برون گرا بوده و به همین دلیل خاورمیانه را بهتر می‎شناسد.

پس می توان گفت که دونالد ترامپ در نهایت خود را با بدنه حاکمیت و ساختار کشور وفق خواهد داد؟
ببینید سیستم اداری و بدنه کارشناسی در هر کشوری یک سری ملزومات دارد که هر شخصی وقتی روی کار می آید به ناچار باید تاحدودی در قالب آن سیستم حرکت کند. من نگرانی خاصی در خصوص برجام و اجرای آن از سوی دولت جدید آمریکا ندارم. زیرا برجام تنها ساختار موجود در روابط بین الملل است که ۶ قدرت آن را امضا کرده اند. شاید ترامپ در شعارهایش برای آنکه نظرات و آرایی را به سمت خود جلب کند صحبت از پاره کردن برجام کرده بود اما این سخنان عملی نخواهد شد. زیرا یک رئیس جمهور هیچ گاه در ابتدای کار برای خود چالش ایجاد نخواهد کرد. آنهم رئیس جمهوری که به تلقی ما، اولویت های سیاست داخلی، مسائل اقتصادی و انتظارات مردم برایش خیلی مهمتر است. لذا ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا وقتی در سیاست خارجی ۱۰ ها مشکل دارد، مشکل دیگری به آن اضافه نخواهد کرد. ترامپ وقتی وارد کاخ سفید شود، وارث یک سری مسائل و مشکلات داخلی و خارجی خواهد بود که باید آنها را اولویت بندی کند. لذا به نظر می رسد که رسیدگی به همین مشکلات حداقل یکی دو سال زمان ببرد. درنتیجه احتمالا ترامپ نیز اسیر بوروکراسی خواهد شد.

اگر دونالد ترامپ بخواهد همچون مواضعی که طی انتخابات اتخاذ کرد هزینه آمریکا در منطقه خاورمیانه کاهش دهد و به طور کلی سیاست خارجی برایش خیلی در اولویت نباشد، آیا ممکن است این مسئله منجر به انزواگرایی آمریکا در منطقه شود؟
اکنون دیگر نمی‌توان از بازگشت آمریکا به ۴۰، ۵۰ سال پیش و سیاست انزواگرایی واشنگتن صحبت کرد زیرا یک بخشی از منافع اقتصادی آمریکا یک سیاست فعال را ایجاب می کند و بازگشت به دوران انزواگرایی و جنگ های داخلی آمریکا را شاهد نخواهیم بود. بحث من این است که چون آمریکا زیرساخت‎های لازم را نداشته سیاست‎های اشتباهی را در خاورمیانه دنبال کرده است. اما اروپا با خاورمیانه پیوند دارد؛ حلقه اول امنیتی اروپا خاورمیانه است و حلقه اول امنیتی خاورمیانه نیز اروپاست. آمریکا از ابتدا جاه طلبی های دیگری داشت و مسائلی که باعث شد سیاست انزواگرایی آمریکا به کنار گذاشته شود بحث نفت و انرژی بود و بعدها مسئله امنیت رژیم صهیونیستی نیز به آنها اضافه شد. در این میان سرمایه گذاری ای که آمریکایی ها در زمان نومحافظه کاران و بوش انجام دادند بیش از حد توانشان است و اکنون دولت جدید به ناچار باید آن سرمایه گذاری را تاحدوی کاهش دهد. از سوی دیگر مسائلی چون سرمایه گذاری عظیم آمریکا در منطقه و ارسال نیرو کمی دور از تصور است و در درجه نخست آمریکا تلاش خواهد کرد در تعامل با روس‎ها کار را پیش ببرد.
سیاست خارجی ترامپ در چند ماه آینده شکل خواهد گرفت و مهمترین موضوع تقابل بین دو موضع یعنی موضع حزب جمهوریخواه و شعارهای ترامپ و دیدگاه‌های او خواهد بود.
انزواگرایی بیشتر به قبول افول قدرت یا کاهش قدرت هژمونیک آمریکا باز می‎گردد و بسیاری از شعارهایی که ترامپ در دوره رقابت های انتخاباتی سر داد نیز در خصوص افول قدرت آمریکا بود. از سوی دیگر در کمپین ترامپ، شعار دوباره آمریکا را بزرگ کنیم و در پلت فورم جمهوریخواهان نیز موضوع استثناگرایی آمریکایی خیلی پررنگ بود. لذا آنچه که در چند ماه آینده در تدوین سیاست خارجی آمریکا نقش دارد این است که باید این تناقض را حل کنند. از یک طرف موضوع قرائت به شدت ایدئولوژیک از استثناگرایی آمریکایی مطرح است که با انزواگرایی جور در نمی آید. از سوی دیگر ترامپ شعارهایی داده که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باید هزینه های حضور آمریکا در منطقه را بپردازند یا دلیلی ندارد که آمریکا هزینه های ناتو را بپردازد. این دیدگاه ها در دولت جدید با هم تقابل خواهند داشت و اینکه در نهایت کدام دیدگاه فائق آید هنوز مشخص نیست. در کل مواضع حزب جمهوریخواه و نومحافظه کاران بیشتر ایدئولوژیک و معطوف به استنثاگرایی آمریکایی است در حالی که شعارهای دونالد ترامپ بیشتر معطوف به واقعیت افول قدرت آمریکاست. لذا اینکه آیا آمریکا انزواگرایی بیشتری خواهد داشت یا مداخله جویی بیشتری در همین دوره بازبینی سیاست ها تعیین خواهد شد و به نظر من یک جنگ قدرت شدید بین این دو دیدگاه صورت خواهد گرفت.

با توجه به اینکه دموکرات ها و به طور مشخص خانم کلینتون نزدیکی زیادی به اعراب دارند و ترامپ بالعکس حتی سخن از آن گفته که آنها باید هزینه های حضور آمریکا در منطقه را بپردازند، اکنون در دوره جدید، روابط واشنگتن ریاض چه سمت و سویی خواهد گرفت؟
من بعید می دانم بهبودی در روابط دو کشور حاصل شود حتی این احتمال را می دهم که روابط آمریکا و سعودی ها در دوره جدید تاحدودی تخریب شود. حدس می زنم اگر آمریکا در دوره ترامپ همانطور که خودش قول داده بخواهد با روس ها وارد تعامل شود ممکن است هم راستای سیاست های سعودی قرار نگیرد. لذا یا سعودی ها باید کوتاه بیایند یا آمریکایی ها که خب دولت واشنگتن که تازه نفس است و کوتاه نمی آید و ریاض باید کوتاه بیاید. با این تفاسیر احتمال می رود که در دوره روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا تاحدی تنش ها میان آمریکا و عربستان افزایش پیدا کند.
این نکته را نیز اضافه کنم که امروز آمریکا مشکلاتی با عربستان دارد و آن را به صورت خار در گلو تحمل می کند؛ سیاست های سعودی ها، دخالت هایشان، مدارس فکری شان، نقشی که در شکل گیری طالبان، القاعده و داعش دارند و اقدامات شان در سوریه و یمن اصلا قابل قبول آمریکا نیست و آنها نمی توانند از این اقدامات دفاع کنند اما منافع اقتصادی شان ایجاب می کند تاجایی که ممکن است سعودی ها را در کمپ خودشان حفظ کنند.

در دوره روی کار آمدن ترامپ، ایران برای آنکه بیشترین بهره را ببرد و کمترین آسیب به کشور وارد شود باید چه سیاستهایی را در دستور کار قرار دهد؟
این بحث که ترامپ نسبت به عربستان تحفظ دارد یا گفته نمی توان بشار اسد را از صحنه قدرت در سوریه حذف کرد نکات مثبتی است که ما باید در طراحی سیاست های خودمان به آنها توجه کنیم. ترامپ کمیتی مجهول و کیفیتی ژله ای دارد . ایران به دلیل آنکه رئیس جمهور منتخب آمریکا، سیاست خارجی را به صورت بیزینس نگاه می کند می تواند بهره برداری کند. همچنین تهران باید قدرت سخت افزاری نرم افزاری اش در خاورمیانه را نیز مدنظر قرار دهد و بداند که می تواند بر کمیت مجهول و کیفیت ژله ای ترامپ تاثیرگذار باشد. امروز ما باید یک برنامه ریزی درست داشته باشیم؛ حلقه و اولویت اصلی ایران، اروپاست و در کنار آن باید تعاملات با روسیه و چین را نیز به درستی پیگیری کنیم. توان دیپلماتیک و کار سیاست خارجی ایران باید ایجاد اجماع باشد تا جلوی تکثیر داعش را بگیریم و فضای خاورمیانه را به سمت بهبود اوضاع سوق دهیم.

در نهایت موضع دولت آتی واشنگتن را با توجه به اظهار نظرهای ترامپ در خصوص بحث سوریه و مبارزه با داعش چطور می بینید؟
خود ترامپ مطرح کرده که دولت او با روس ها به تفاهمی خواهند رسید. خوشبختانه سیاست های او در مورد سوریه تا به امروز برخلاف سیاست های اوباما و وزارت خارجه کری که کمی بلاتکلیف بودند، مشخص تر است. در این خصوص بارها سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه گله کرده بود که آمریکایی ها هنوز تکلیف‎شان با مسئله سوریه و معارضان مشخص نیست. به نظر من این صحبت ترامپ که خواهان رسیدن به تفاهم با روس ها در خصوص سوریه است سخن عاقلانه ای است. این رویکرد آمریکا به نوعی به نفع ایران خواهد بود؛ اما نوع آن مهم است یعنی اگر این تفاهم منجر به حذف ایران از گردونه شود خیلی نامطلوب است. اما اگر ایران با روسیه طوری پیش برود که در سوی دیگر نیز آمریکا با آنها همراه شود وضعیت خوبی خواهد بود. زیرا آمریکا و ایران در خصوص مسائل منطقه به صورت دوجانبه نمی توانند همکاری داشته باشند. لذا اگر همراهی مسکو و واشنگتن در سوریه هزینه های مادی و معنوی ایران را کاهش دهد و ما برگ برنده ای در سوریه از طریق روس ها داشته باشیم خیلی حالت مطلوبی است. اگر ما بتوانیم خواسته‎هایمان را با یک روش مطالعه شده و اجماع داخلی به درستی الگوسازی کنیم و کار را به دست وزارت امور خارجه بسپاریم این توانمندی مدیریتی، سیاسی، تحلیلی و کارشناسی در سیاست خارجی کشور وجود دارد که بتوانیم در این دوران از این روش ترامپ که می خواهد با روس ها در مورد خاورمیانه و به طور مشخص روسیه به تفاهم برسد، بهترین بهره را ببرد.
منبع: نشریه مثلث شماره مورخ شنبه ۲۹.۸.۹۵ با عنوان انزواگرائی یا افراط گرائی؟

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن