اوپک بعد از ترامپ
اعتماد نوشت:
رییسجمهور منتخب امریکا دونالد ترامپ قول داده است که دولت وی تسلط بر بازار بینالمللی انرژی را به عنوان یک استراتژی اقتصادی و سیاست خارجی برنامهریزی خواهد کرد. علاوه برآن قول داده است که شرایطی فراهم آورد که بیش از پنجاه میلیارد دلار ذخایر استخراج نشده نفت وگاز متعارف وغیر متعارف و نیز ذخایر زغال سنگ مورد بهرهبرداری قرار گیرند و امریکا را از واردات انرژیهای فسیلی ازکشورهای عضو اوپک که امریکا با آنها روابط دوستانهای ندارد بینیاز خواهد کرد. بهنظر میرسد که شرایط جدید پس از انتخاب ترامپ در امریکا قبل از اینکه موجب نگرانی برای ایران باشد که همواره تحت تحریمهای مختلف امریکا بوده است کشورهای عربی عضو اوپک به رهبری عربستان سعودی را نگران کرده است. به همین دلیل عربستان با واسطه قراردادن کشورهای عضو اوپک نظیر نیجریه و ونزوئلا و غیرعضو اوپک نظیر روسیه سعی دارد که ایران را متقاعد کند که نظام سهمیهبندی تولید در اوپک که درزمان دولت نهم و دهم به نفع عربستان و متحدانش برچیده شد را برگرداند.
محمد بارکیندو، دبیرکل اوپک روزشنبه در دیدار با وزیر نفت ایران بهنظر میرسد بیشتر از نگرانی کشور متبوع خودش که درحال حاضر دست به گریبان بحران اقتصادی ناشی از قیمتهای پایین نفت است و کشورهای تولیدکننده و صادرکننده شمال آفریقا صحبت کرده باشد تا سعی کند که مهندس زنگنه را به همکاری در پذیرش دوباره نظام سهمیهبندی تولید در اوپک متقاعد کند. احتمالا او متذکر شده است که عربستان سعودی نیز از سیاستهای ضد ایرانیاش که با شکست روبهرو شدهاند پشیمان است. با توجه به این نظریه قابل فهم است که چرا مهندس زنگنه نسبت به نتیجه اجلاس آتی اوپک ابراز خوشبینی کرده و گفته است درصورتی که اوپک و غیراوپک در مذاکراتشان به نتیجه مطلوب برسند قیمت نفت در رقم ٥٥ تا ٦٠ دلار درهربشکه مورد نظر اوپک خواهد رسید.
اما، بسیاری از کارشناسان به اندازه دبیرکل اوپک و وزیر نفت ایران به نتیجه اجلاس آتی اوپک خوشبین نیستند، زیرا تجربه ثابت کرده است که وقتی اوپک و غیراوپک به توافقی دست پیدا میکنند بعد از آن معلوم میشود که توافق براساس این بوده است که کاری نکنند و همچنان حجم و ارقام تولیدی قبلی بهدلیل اینکه مشکل مالی دارند ادامه پیدا میکند. مهمتر از همه آیا امریکا را میتوان در زمان حاضر عضو غیراوپکیها مطرح کرد؟ اگر چنین باشد باید منتظر بود و دید که وقتی آقای ترامپ و همکاران ایشان که به نژادپرستی متهم هستند با کشورهای اسلامی، رنگینپوست آفریقایی و... عضو اوپک چه رابطهای خواهند داشت ؟ با روسیه چگونه رفاقت یا رقابت خواهند کرد؟ همچنین پس از فروپاشی داعش عراق و سوریه برای تولید و صادرات نفت وگاز چه میکنند؟ فراموش نشود که در عراق این شرکتهای چند ملیتی هستند که تولید عمده نفت را دردست دارند و نه دولت عراق. بنابراین، سیاست نفتی شرکتهای چند ملیتی چینی، اروپایی و امریکایی چگونه خواهد بود؟
تولید نفت ایران از اواسط سال ٢٠١١ بهدلیل تحریمها روزانه بیش از یک و نیم میلیون بشکه کاهش پیدا کرد. باید به وزارت نفت تبریک گفت که توانست بلافاصله پس از توافق برجام تولید را به سطح فعلی حدود سه میلیون و نهصد هزار بشکه درروز برساند که اگر نرسانده بود اینک در موقعیتی قرار نداشت که در داخل اوپک ایران را به عنوان یک وزنه مد نظر قرار دهند و از ایران تقاضای کمک کنند.
با انتخاب وزیر سابق انرژی روسیه درهفته گذشته به عنوان دبیرکل مجمع کشورهای صادرکننده گاز GECF عربستان، قطر، امارات متحده عربی و سایر متحدانشان امیدوارند که روسیه بتواند با میانجیگری ایران را متقاعد کند که در مذاکرات مرتبط با تثبیت سطح حجم تولید نفت خام همکاری کند و در سطح فعلی تولیداش را متوقف کند. اما، این نباید به این معنی باشد که ایران برنامههای افزایش ظرفیت تولید نفت وگاز خود را متوقف کند زیرا دراین صورت ایران درمیانمدت و بلندمدت برنده نخواهد بود.
مشکلی که بازار نفت و گاز با آن دست به گریبان است این واقعیت است که انرژی را به عنوان یک کالا تعریف کردهاند. طبیعی است که وقتی تولیدکنندگان نوع مشابهی از کالا تولید میکنند در بازار برای کسب سهم بازار با قیمت رقابت کنند که وضعیت امروز ناشی از آن است. بیش از ١٥ سال است که یک گروه کارشناسی ایرانی و اسکاتلندی این بحث را مطرح کردهاند که انرژی یک کالا نیست بلکه فراهم آورنده خدمات است. اکنون این تعریف مورد توجه قرار گرفته است و ثابت هم شده است، زیرا به محض اینکه ایران توانست سهم از دست رفته نفت خودرا به بازار برگرداند ملاحظه شد که قیمتها در اثر ورود نفت ایران به بازار کاهش پیدا نکرد. نفت ایران هم مقصد پیدا کرد و در دریاها سرگردان نبود. چرا؟ برای اینکه نفت ایران با تعریف جدید انرژی فراهمکننده خدمات است با خدمات و کالاهایی که مصرفکنندگان نفت ایران قصد تجارت با ایران داشتند معاوضه شد. درواقع نظیر معاوضه انرژی با حملونقل (هواپیما) و غیره. این تعریف زمانی که مهندس زنگنه وزیر نفت بود دردولت هفتم و هشتم سرفصل دیپلماسی انرژی ایران قرار گرفت و معاوضه گاز با برق (جمهوری ارمنستان)، گاز با گاز (جمهوری آذربایجان و
ترکمنستان) و معاوضه نفت خام در بندرنکا دریای خزر با نفت خام در خلیج فارس هم تعریف شد. درواقع معاوضه انرژی با انرژی (شبکه انرژی خزر) برای زمینهسازی تعریف ارز جدید برای معاملات انرژی به جای تسلط دلار پایهگذاری شد که متاسفانه طی بیش از یک دهه اخیر بهطور جدی پیگیری نشد. اینک تنها ابزاری که آقای ترامپ قصد دارد با آن در بازار نفت تسلط را بیشتر کند «دلار» است. کما اینکه اخیرا با افزایش نرخ بهره و حتی شایعه افزایش نرخ بهره دلار و بالا رفتن ارزش دلار در برابر سایر اسعار دیدیم که قیمت نفت خام سقوط کرد. از سوی دیگر شرکتهای نفتی (اوپک و غیراوپک) ساختار یکپارچه دارند یعنی از اکتشاف، تولید تا فرآورش و توزیع. بنابراین، چنانچه قیمت در بخش بالا دستی صنعت نفت کاهش پیدا کند آنها در بخش پاییندستی صنعت نفت ضررشان را جبران میکنند. متاسفانه با سیاستهای نادرست خصوصیسازی در ایران ساختار صنعت نفت ایران با شخمی که زدند دروضعیتی قرار دارد که هم در بخش بالادستی و هم در بخش پاییندستی مشکل دارد. بنابراین، تثبیت سطح تولید نفت خام برای ایران باید با دقت بررسی شود و برای اوپک و غیر اوپک هم مشکلی را حل نخواهد کرد.
کارشناس بینالمللی انرژی
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.