هیلاری کلینتون و آینده پیشبینی پذیر
روزنامه اعتماد نوشت؛
انتخابات امریکا به دلیل پتانسیل نظامی و اقتصادی آن کشور برای همه مردم دنیا از اهمیت برخوردار است. برای مردم ایران لااقل در این دوره اتفاق مهمی است. مواضع هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ در قبال برجام تا حدود زیادی همسو با مواضع حزبی دو کاندیداست، هر چند در برخی محورها هم غیرحزبی است. هیلاری کلینتون هر چند از اصل توافق برجام حمایت میکند و مانند دونالد ترامپ از پاره کردن برجام سخن نمیگوید، اما معتقد به سیاستهای سختگیرانهتری در مواجهه با ایران است و از آزاد کردن داراییهای ایران بهشدت انتقاد میکند. تندروهای ایرانی اما به دو دلیل از ابتدا هم دوست نداشتند که چهل و پنجمین رییسجمهور امریکا، یک زن بشود آنهم هیلاری کلینتون. چرا؟ یکی اینکه پرخاشگری ترامپ دنیا را به سمت ادبیات جنگ سرد میبرد و منجر به تقویت موقعیت مسکو در منطقه میشود که این باب دندان تندروهاست و دیگر اینکه امریکاییها با رییسجمهور شدن هیلاری کلینتون، به عنوان نخستین رییسجمهور زن، دومین برگ برنده خود را مبنی بر دموکراتیک بودن امریکا، بعد از نخستین برگ برنده اخیرشان یعنی نخستین رییسجمهور سیاهپوست، رو خواهند کرد و خب معلوم است مردم خواهند گفت که امریکای ٢٠٠ ساله رییسجمهور زن دارد ولی چرا مردم ایران، امروز حتی یک وزیر زن هم نداشته باشند و تندروها نمیخواهند زیر این نگاه کنایهآمیز جامعه قرار بگیرند. همانطور که ریاستجمهوری اوباما، یک برگ برنده برای تاریخ آن کشور محسوب میشود، ریاستجمهوری خانم کلینتون هم یک اتفاق تاریخی خواهد بود. واقعیت این است که از نظر من و شاید اصلاحطلبان به صورت عام مهمترین عامل تعیینکننده، نحوه مواجهه رییسجمهور بعدی امریکا، با برجام و نحوه اجرای آن است.
مهمترین حامی کلینتون هم اوباما است. این خانم قول داده که در همان مسیر اوباما حرکت کند مخصوصا در مورد تعهدات بینالمللی دولت اوباما. کلینتون در حقیقت به نوعی ادامهدهنده رویکرد اوباما در منطقه و ایران است و بنابراین رفتارش برای ما پیشبینیپذیرتر است. البته ما از اوباما در قبال اجرای برجام راضی نیستیم ولی اگر ترامپ رییسجمهور شود نه تنها مسیر اجرای توافق برجام به دست انداز سختتری میافتد که احتمالا پرخاشجوییهای ترامپ موجب رشد پوتینیسم در منطقه خاورمیانه شده و شما بهتر میدانید که تقویت روسیه و اقبال عمومی منطقهای به روسیه تحت هر شرایطی به ضرر منافع ملی ایران است. قدرتیابی ترامپ بر آتش قطبی شدن جامعه جهانی و رقابت تسلیحاتی خواهد افزود. با اینکه مقامات ایران در ٣٠ سال پیش در ماجرای ایران کنترا تصور میکردند میتوانند از ریگان جمهوریخواه امتیاز بگیرند اما تاریخ بعدها نشان داد که به قدرت رسیدن یک جمهوریخواه دیوانه بیسوادی چون جورج بوش میتواند در مسیر بهبود مناسبات بینالمللی جامعه ایرانی با غرب چالشهای جدی ایجاد کند و به رشد رادیکالیسم در جهان اسلام بینجامد. اگر ایران توانست با استفاده از ابزار دیپلماسی
در مذاکرات هستهای از دولت دموکرات امریکا امتیاز بگیرد و حق داشتن صنعت هستهای خود را به کرسی بنشاند اما مطمئنا از یک روانی اولتراشووینیست مثل ترامپ، چنین امتیاز گرفتنی به راحتی امکانپذیر نیست. اقلا اوباما و همین خانم کلینتون چند جلد کتاب خواندهاند و در بهترین مراکز آکادمیک امریکا تحصیل کردهاند مانند مادلین آلبرایت و آقای کلینتون. ولی این ترامپ شارلاتان که از جنس رمضون یخی و شعبون بیمخ خودمان است، به نظرم لای یک کتاب را در طول عمرش باز نکرده است. ترامپ اگر رییسجمهور شود، سرنوشت برجام قطعا بهتر از الان نمیشود ولی اگر کلینتون رییسجمهور شود، احتمالا میتوان به بهبود روند اجرای برجام و سرعت عمل در تثبیت آن که مهمترین دستاورد دولت روحانی و مورد حمایت اصلاحطلبان ایران نیز هست امیدوار شد.
برای ایران، اجرای سریعتر برجام موضوعیت دارد. از این بابت در مجموع هرچه شکاف داخلی در امریکا میان دو رویکرد ستیزهجویانه و سازشطلبانه نسبت به ایران گسترش یابد بهتر است و مخصوصا ادامه رویکرد سیاست خارجی اوباما فرصتهای بیشتری پیش روی ما قرار میدهد تا بتوانیم تحرک خارجی خود را بیشتر کنیم و از تله مرگآور تحریم و انزوا بگریزیم، وگرنه در کل رفتار خصومتآمیز کاخ سفید در قبال ایران میان دو جناح امریکایی چندان توفیری نمیکند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.