آمریکای بعد از انتخابات؛دولتی قطبی شده
اینکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری، چه بر سر آمریکا خواهد آمد دقیقا روشن نیست اما در دوره ریاست جمهوری کلینتون یا ترامپ، شکاف در جامعه و حکومت آمریکا بیش از پیش نمایان خواهد شد و این امر مسائل داخلی را با چالشهای جدی روبرو خواهد کرد و سیاست خارجی نیز از این تحولات بی نصیب نخواهد بود.
به گزارش فارس انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که توجهات بسیاری را معطوف خود کرده در حالی به روز برگزاری خود نزدیک می شود که اختلافات شدید بین نامزدها که گهگاه از حالت اخلاقی خارج و به طرح اتهامات سنگین علیه یکدیگر منجر، شد، تحلیلهای بسیاری را در قبال آینده آمریکا در بعد از این انتخابات به دنبال داشته است.
رقابت بین دونالد ترامپ؛ تاجری که با موضعگیریهای عجیبوغریب و گذشته مبهمش حتی همحزبیهایش در حزب جمهوریخواه را با تردیدهای بسیاری در قبال صلاحیتهای وی روبرو ساخته و هیلاری کلینتون سیاستمدار اتوکشیده به نمایندگی از حزب دموکرات، باعث بروز شکافهای عمیقی در جامعه آمریکا شده و البته به وجهه و اعتبار این کشور در عرصه جهانی بیش از پیش لطمه زده است؛ اعتباری که پیش از این نیز به دلایل بسیاری که از حوصله این متن فراتر میرود، در نزد جهانیان کمرنگ شده بود.
در حالی که نظرسنجیها از این امر حکایت دارند که کلینتون نامزد جمهوریخواهان را شکست میدهد اما نمی توان با صراحت گفت که کلینتون پیروز قطعی است چرا که سیستم انتخاباتی آمریکا به نحوی است که تا زمان اعلام نتایج انتخابات، پیروزی قطعی هر یک از نامزدها محرز نیست و تا زمان برگزاری انتخابات در ۸ نوامبر تنها میتوان به گمانهزنی پرداخت.
با این حال می توان در قبال برخی موضوعات با اطمینان بیشتری پیشبینی کرد چرا که تردیدی نیست که آمریکا در پس از انتخابات با جامعهای دچار شکاف و دولتی قطبی شده روبرو خواهد شد و از میان کلینتون یا ترامپ هر کس که راهی کاخ سفید شود یا کدام حزب اکثریت را مجلسین کنگره از آن خود کنند، چنین پیشبینیای قابل تحقق است و البته دموکراتها و جمهوریخواهان دستکم با برخی حمایتها از سوی طرف مقابل نمی توانند به اهداف خود جامعه عمل بپوشانند.
با این حال به نظر نمی رسد که شکاف به وجود آمده در عرصه سیاسی آمریکا به جمهوریخواهان و دمکراتها محدود می شود چرا که در حال حاضر هم شکاف و اختلاف بین دو حزب اصلی به حدی است که نسبت به بسیاری از مسائل در قبال یکدیگر موضعگیری نمایند و این امر مصالحه در قبال مواضع تمرکزگرا را بیش از پیش دشوار می سازد.
در عین حال سیاستهایی که رییس جمهور آینده در پیش می گیرد بیش از پیش این مصالحه را تضعیف می کند. اگر کلینتون برنده انتخابات باشد، بسیاری از جمهوریخواهان این امر را ناشی از ضعفهای ترامپ تلقی خواهند کرد و احتمالا اینگونه قضاوت می کنند که کلینتون رییس جمهور یک دوره ای خواهد بود. در عین حال بسیاری از جمهوریخواهان به ویژه آنهایی که مشروعیت پیروزی کلینتون را انکار می کنند، به دنبال سنگاندازی در مسیر دولت وی خواهند بود که دستکم وی نتواند از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ به سلامت عبور کند.
از سویی اگر ترامپ به پیروزی رسد بسیاری از دمکراتها (و حتی برخی از جمهوریخواهان) پس از آنکه از شوک پیروزی وی رهایی یابند، مهمترین اولویت خود را این امر قرار خواهند داد که این شخصیت جنجالی فرصتی برای ادامه حضورش در کاخ سفید برای دور دوم نداشته باشد. با عنایت به اینکه چه میزان از دستورکارهای وی از سوی سیاستگذاران وی تحققپذیر تلقی می شوند، اداره امور در دوره ریاست جمهوری وی بسیار دشوار خواهد بود چرا که وی تجربه لازم و کافی را در عرصه داخلی و بین المللی را ندارد.
هر کسی که رییس جمهوری آتی آمریکا شود، در قبال برخی از موضوعات مهم نظیر نوسازی زیرساختهای فرسوده این کشور و البته قانون مالیات و حوزههایی چون سلامت، حمایت کنگره را کم و بیش به همراه خواهد داشت اما بعید است دیگر موضوعاتی که نیازمند همکاری بین کنگره و رییس جمهور هستند، در مدت زمانی کوتاه به فرجام برسند نظیر اصلاح قانون مهاجرت که به موضوعی جنجالی در آمریکا و اروپا بدل شده است. تجارت دیگر موضوع چالشی بین رییس جمهور آتی و کنگره خواهد بود چرا که محیط سیاسی داخلی باعث شده که سیاستگذاران را در حمایت از مواضعی جانبه احتیاط را در پیش بگیرند که مخالفان جدیای دارد نظیر Trans-Pacific Partnership که ترامپ و کلینتون مخالف آن هستند با وجود آنکه تصویب آن به اقتصاد آمریکا و جایگاه راهبردی آن کمک می کند. در عین حال کسری بودجه و قروض آمریکا افزایش خواهد یافت.
با این حال در قبال مباحث سیاست خارجی می بایست انتظار تحولات متفاوتی را به نسبت تحولات داخلی پیش بینی کرد چرا که به موجب قانون اساسی آمریکا رییس جمهور از اختیارات قابل توجهی برخوردار است. در حالی که تنها کنگره می تواند به طور رسمی اعلام جنگ یا تصویب توافقات نماید، روسای جمهور می تواند بدون تصویب مستقیم کنگره از قوای نظامی بهره گیرند یا از آن امتناع کنند. روسای جمهور آمریکا در عین حال می توانند وارد توافقات بین المللی شوند، انتصابات در کاخ سفید را صورت داده و با حکم اجرایی سیاست خارجی را تغییر دهند نظیر اقدامی که اوباما در قبال کوبا صورت داد.
تحت دولت کلینتون، این روند را می توان به ایجاد یک یا چند ناحیه امن در سوریه، ارائه تسلیحات به اوکراین و اتخاذ موضعی سحتتر در قبال کره شمالی تعبیر کرد. با این حال پیش بینی سیاست خارجی ترامپ دشوارتر به نظر می رسد. وی تجربه سیاسی قابل توجهی ندارد و از این رو نمی توان پیش بینی کرد چه میزان از لفاظیهای انتخاباتی وی به سیاست تبدیل خواهند شد. با این حال از مواضع وی اینگونه بر می آید که دولت ترامپ از برخی متحدان سنتی آمریکا در اروپا و آسیا فاصله خواهد گرفت و نقش آفرینی واشنگتن در خاورمیانه را کمرنکتر خواهد کرد.
اینکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری، چه بر سر آمریکا خواهد آمد دقیقا روشن نیست اما در دوره ریاست جمهوری کلینتون یا ترامپ، شکاف در جامعه و حکومت آمریکا بیش از پیش نمایان خواهد شد و این امر مسائل داخلی را با چالشهای جدی روبرو خواهد کرد و سیاست خارجی نیز از این تحولات بی نصیب نخواهد بود.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.