امکان رد صلاحیت روحانی وجود دارد؟
روزنامه های امروز، سفر موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به ایران و دیدار با مقامات ایران از جمله وزیر خارجه و رئیس جمهور را در کانون توجه و تحلیل قرار داده اند. این در حالی است که موضوع انتخابات و فساد در صندوق فرهنگیان، از دیگر موضوعات مهم امروز بوده است.
به گزارش تابناک، روزنامه های طرفدار دولت از ورود موگرینی حمایت کرده اند، ولی مخالفان به انتقاد از آن پرداخته اند.
روزنامه شهروند در گزارشی با تیتر «نجات سوریه از مسیر تهران» نوشت: «هرچند فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در حساب توییترش هدف از سفر به ایران را مذاکره درباره سوریه اعلام کرد، اما ظاهرا طرف ایرانی برنامهای مجزا هم داشت؛ چرا که حمید ابوطالبی، معاون سیاسی دفتر رئیسجمهوری در حساب توییترش اجرای برجام و تعهدات طرفها بهویژه اتحادیه اروپا، ارتقای روابط ایران و آن اتحادیه و همچنین مشارکتهای اقتصادی را از مهمترین محورهای گفتوگوی موگرینی با حسن روحانی، رئیسجمهوری اعلام کرد.
البته موگرینی در تهران در نخستین گام با جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران مذاکرهای دو نوبتی انجام داد که براساس اخبار منتشر شده، محور آنها موضوع سوریه و راههای پایان بخشیدن به بحران در این کشور بوده است».
در همین رابطه، روزنامه ایران در ستون طنز خود در مطلبی به قلم پیمان مقدم نوشت: «عموجان دلواپس ما کلاً هر عنصر غربی را که میبیند کهیر میزند و هر مقام و مسئولی از دولت اعتدال را که پای میز مذاکره با عنصر غربی ملاحظه میفرمایند معتقدند که مشغول فروختن کشور به اجانب هستند: «البته اگر چیزی برای فروختن مانده باشد. هستهای را که با برجام دادید رفت. کشور را که به خاک سیاه نشاندید رفت. حالا هم این سرکار خانم لابد آمده تا سیب و گلابیها را پیش خرید کند و برود.»
به نکته ظریفی اشاره کردید عموجان؛ چیزی نمانده که بدهیم فدریکا ببرد. درآمدهای نفتی که در بیابانها خرج ساخت مسکن مهر شد. ته ماندهاش را هم خاوری و زنجانی و دوستان جارو کردند و معلوم نشد کجاست. یکسری املاک دست فلان نهاد بود که آن طور شد. خلاصه اینکه شما دقیقاً نگران چی هستید؟ چیزی از دولت هاله نور جز بدهی و تورم و قرض و قوله مانده که خانم موگرینی برای چپو کردنش نقشه کشیده باشد و با دولت اعتدال دست به یکی کرده باشد؟
عموجان با غضب فرمودند: «والا از شما بعید نیست که روی قاجار را سفید کرده اید. هیچ بعید نیست سیب و گلابیهای سالهای بعد را به ایشان بدهید تا کدخدا را از خودتان راضی کرده باشید. اگر چیزی نیست و نمانده این ترکان خاتون باز چرا سر و کلهاش پیدا شده؟ در ضمن صدبار گفتهایم و باز هم میگوییم اگر کمرتان زیر بار مشکلات خم شده و قادر به اداره امور نیستید خب کلید دولت را بدهید و بروید و خلاص. هر روز این اجنبیها را راه میدهید و قربان صدقهشان میروید که کجا را بفروشید؟»
خب عموجان فکر میکنند تمام مملکت مثل املاک فلان نهاد است که بشود چوب حراج بر سر آن زد و فروخت و بعد هم یقه دیگران را گرفت که به چه حقی بازخواست میکنید و بیخود کرده اید پیگیری کرده اید. بابا کشور هزارتا دستگاه نظارتی دارد که وظیفهشان ترساندن خبرنگاران است که یک وقت حقیقتی از مفاسد را افشا نکنند. البته بجز تخلفاتی که در زیرمجموعه دولت رخ میدهد و میشود به بهانه آن از صدر تا ذیل عملکرد دولت را زیر سؤال برد. افشای آن تخلفات از فهرست ممنوعه خارج است. پس خیالتان تخت باشد عموجان، دولت هیچ سیب و گلابی ای را نمیتواند بدون اطلاع و مجوز به کسی بفروشد. تا به حال ۱۰ بار پیشنویس قراردادهای نفتی را نوشتهاند و با اعتراض حضرات خط زدهاند و از نو به نگارش مشغول شدهاند. در دولت هاله نور بشکه و کشتی و دکل نفتی را با یک امضا جا به جا میکردند و هیچکدام از این یقه درانیها را ندیدیم که ندیدیم.
عموجان پیچ محکمی به گوش ما داده و فرمودند:«سیب و گلابی که به جای خود؛ والله قسم اگر برگه هلو و عصاره خارخاسک را هم بدهید ببرد کفن میپوشیم و به صحنه میآییم.» حاشا و کلا. خارخاسک برای بلغم بسیار مفید است. چشم مراقبیم...»
اما محمدکاظم انبارلویی در یادداشتی در روزنامه رسالت با تیتر «ما و اتحادیه اروپا» به انتقاد از این سفر پرداخته و نوشت: «وجود اتحادیه ای به نام اروپا یک سراب است. بسیاری از کشورهای اروپایی عضو این اتحادیه نیستند. کشور بزرگی مثل روسیه که یک قطب قدرت در جهان است عضو اتحادیه اروپا نیست، لذا اتحادیه اروپا نمیتواند از زبان همه دولتها و ملتهای اروپا حرف بزند.
ثانیا: هویت «اتحادیه اروپا» در اندازه یک دولت و کشور به لحاظ حقوق بین المللی زیر سوال است. اگر اینها یک کشور هستند پس دفاتر نمایندگی هر یک از اعضای آنها در تهران تحت عنوان سفارتخانه های مرتبط چیست؟ اگر سفارتخانههای کشورهای عضو اتحادیه بهطور مستقل در تهران دفتر و دستک دارند پس دفتر و دستک جدیدی تحت عنوان اتحادیه اروپا در تهران چه معنا میدهد؟ این چشم بندی دیپلماتیک و گاوبندی سیاسی و شامورتی بازی در عرصه مناسبات و روابط تهران با اروپا یک جایی باید رمزگشایی شود.
ثالثا: ایران اکنون شده بهشت جاسوسان غربی! وقتی به دام می افتند التماس می کنند تا رها شوند! وقتی رها می شوند می روند آن طرف آب شکایت و ادعای خسارت مالی می کنند! این بساط را باید دولت و قوه قضائیه همراه با قاطعیت مجلس، با اعدام انقلابی جاسوسان آمریکایی، انگلیسی و... جمع کنند تا غرب طمع نکند مداخله در امور داخلی ایران و نیز برقراری پیچیده رابطه کنسولی و کاپیتولاسیون را احیاء کند. فریادهای امام خمینی (ره) در ۴ آبان سال ۴۳ هنوز در گوش ملت ایران زنده و هشدار دهنده است.
۶- در آستانه ۱۳ آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، فریادهای ملت ایران باید کوبنده تر از هر سال در پاسخ به این جسارت و بی حرمتی ها باشد. امسال باید فریاد مرگ بر آمریکا، مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل، کوبندهتر از هر سال باشد و این فریاد باید در تک تک پایتختهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا شنیده شود.
خانم فدریکا موگرینی هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا اکنون در تهران است آقای ظریف باید صریحا در مورد اتحاذ مواضع مداخله جویانه اتحادیه اروپا به شرح آنچه در قطع نامه آن آمده است به وی هشدار و انذار دهد.»
انتخابات ۹۶
محمد عطریانفر در گفت و گو با اعتماد به موضوع رد صلاحیت احتمالی روحانی پرداخته و گفت: « امکان ردصلاحیت آقای روحانی توسط شورای محترم نگهبان وجود ندارد. پس وقتی چنین است، نگرانی وجود ندارد. ما نگران ردصلاحیت ایشان نیستیم که هزینهای داشته باشد. آقای روحانی ردصلاحیت نمیشود و در انتخابات پیش روی، با قوت و قدرت در صحنه حاضر میشود. بر اساس مطالعهای میدانی مطالبه مردم، روشنفکران، اندیشمندان، جامعه شهری و طبقات محروم جامعه، ادامه ریاستجمهوری مستقر است و این انتظار، یک «خواست ملی» است. دلیلی وجود ندارد آقای روحانی ردصلاحیت شود. باور ما این است که ردصلاحیتی صورت نخواهد گرفت و او صلاحیتش همچنان مستمر و پایدار خواهد ماند. لذا معرفی عنصری جایگزین معنا ندارد. اگر کسی درون جبهه اصلاحات ادعا کند که میخواهد در برابر آقای روحانی کاندیدا شود، از نظر ما پذیرفته نیست و آن را اقدامی خودسرانه تلقی میکنیم».
بازگشت حجاریان
روزنامه آرمان نیز در خبری با عنوان « بازگشت حجاریان به دانشگاه! » نوشت: « سعیدحجاریان به دانشگاه بازگشت! شاید در نگاه اول پس از اندکی تعجب از این خبر، این سؤال در ذهن برخی مخاطبان ایجاد شود که او چرا و چگونه در دانشگاه حضور پیدا کرده است. پاسخ به این ابهام را باید در اظهارات اخیر او پیدا کرد.«ریشه، ریشه و باز هم ریشه»؛ این کلمه موضوعی است که اگرچه تئوریسین اصلاحات به شکل واضح در جملات خود از آن استفاده نمیکند، اما سالهاست که تاکید دارد باید برای اصلاح امور از پایه شکلگیری مشکل کار را آغاز کرد؛ چرا که در غیر این صورت هر تلاشی صورت گیرد نتیجهای کوتاهمدت خواهد داشت. در دولتهای نهم و دهم آسیبهایی مشاهده شد که از ناحیه بیتوجهی به اصل موضوع و تنها بها دادن به ظواهر متوجه بخشهای با اهمیت شد که از آن جمله میتوان به وضعیت دانشگاهها در آن دوران اشاره داشت. خانهنشین شدن برخی اساتید باتجربه و رکود فعالیتهای دانشجویی شرایط نامطلوبی را برای نهادی فراهم کرد که امام خمینی آن را مبدا همه تحولات نامیده بود و اصلاحطلبان رویکردی را دردستور کار قرار دادند تا خون تازه به جامعه دانشگاهی و متاثر از آن، به جامعه سیاسی تزریق شود. حجاریان از جمله شخصیتهای سیاسی محبوب دانشگاهیان است و خودش هم تمایل بیشتری دارد تا آنچه در ذهن دارد را در جمعهای دانشجویی بیان کند تا به اطلاع جامعه برسد؛ دلیلش هم شاید این باشد که بهصورت حقیقی به مبدا تحول بودن دانشگاه اعتقاد دارد و نکته قابل تاملتر هم آنکه، بسیاری از تئوریهای مطرحشدهاش در دانشگاهها و در جمع دانشجویان بیش از ارائه دیدگاههایش در فضاهای غیر دانشگاهی مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است. برای اثبات این ادعا میتوان به اظهارات تئوریپرداز اصلاحات در خرداد سال ۹۴ مراجعه کرد که گفته بود:«اینجا حق آب و گل دارم، مدتهاست به این دانشگاه دعوت نمیشدم. خوشحالم امروز دعوت شدهام و توانستهام به این دانشگاه بیایم.» البته دولت اصلاحات همواره از نظرات حجاریان استقبال کرده اما دلیل عدم حضور او در دانشگاهها، هجمه مخالفان اصلاحات بوده است. اکنون هم ظاهرا شرایط برای حضور او در پشت تریبون دانشگاه مهیا نیست و دلواپسان دهه هفتادی، برای نرسیدن صدای تئوریسین اصلاحات به جامعه تلاش میکنند اما دانشجویان و نخبگان دانشگاهی چنین رویکری ندارند و نشریات دانشجویی با پخش دیدگاههای حجاریان در جامعه اقدام دلواپسان را خنثی میکنند؛ به نحوی که میتوان اذعان داشت: «حجاریان به دانشگاهها بازگشته است».
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.