نکتههایی درباره تعطیلی ۱۰ روزه پاسارگاد
مدتی است در فضای مجازی نامهای دست به دست میشود که با امضای مقامی رسمی در استان اصفهان به کلیهی دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردیِ آن استان فرستاده شده است، با موضوع عدم وجاهت قانونی برگزاری هر نوع تور گردشگری در مدت زمان اول تا دهم آبانماه سال جاری به مقصد پاسارگاد شیراز.
به گزارش عصر ایران،نین نامهای سبب شگفتی بسیاری از دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران شده است. ظاهراً موضوع برمیگردد به بزرگداشتی که شماری از ایرانیان برای کورش بزرگ در تاریخ هفتم آبانماه بهجای میآورند و گویا تبلیغات برخی رسانههای خارج از ایران و شیوهی برخورد گروهی از همین دوستداران با آن شخصیت تاریخی کشورمان، سبب برداشتهایی امنیتی از قضیه شده است.
به نظر میرسد در اینباره اشاره به چند نکتهی کلیدی راهگشا باشد چرا که ادامهی این روند و تعطیلی بازدید از آرامگاه کورش در دشت مرغاب ــ که کموبیش از سال ۸۵ آغاز شد ــ در درازمدت به ضرر نظام و کیانِ کشور است.
۱- نخستین موضوع این است که آیا پاک کردنِ صورتمسأله و تعطیل کردنِ این محوطهی و سایت گردشگری سببِ حل موضوع میشود یا موضوع را کشدارتر و حتی بحرانیتر میکند؟ در چند دههی اخیر بارها مواردی از برخوردهای اینچنینی با پدیدههای مختلفِ فرهنگی و اجتماعی را دیدیم. من از آوردن مصداق خودداری میکنم. اما آیا آن برخوردها به نتیجهای رسیده است؟
تقریباً در هیچ مورد نتیجهای حاصل نشده است. در این مورد هم جز آنکه بهانهای به دست دیگران و بهویژه دشمنان نظام دهد تا بیشتر بر فرضیههای خویش پای فشارند و تصویر کسانی که در تضاد با خواستِ چنین مقامهایی در چنان روزی به پاسارگاد رفتند، بازتاب خبری گستردهتری بیابد به نظر نمیرسد که حاصل دیگری داشته باشد.
طبیعتاً گروههای مخالف نظام از چنین وضعیتی استقبال میکنند. یعنی هر چه دامنهی تعارض با نظام گستردهتر شود سبب خرسندیِ بیشتر آنهاست.
در حالی که مواردی چون این موضوع بهراحتی قابل حل است و جای شگفتی دارد که شماری از مسؤولان کشوری، صادقانه یا ناصادقانه، در این زمینه هزینهای را به نظام تحمیل کنند. نمونهای از واکنش به چنین سختگیریهایی را در همین یک دهه به عینه دیدیم.
پافشاری دولت پیشین بر راهاندازی سدِ بیحاصل و بیاستفاده و اکنون رهاشدهی سیوند سبب شد که توجه به هفتم آبانماه ــ جدا از درستی یا نادرستی این مناسبت ــ و حضور در آرامگاه کورش گسترشی شگفتیآور یابد و تقریباً این روز به رسمیت شناخته شود.
در حالی که بهنظر میرسد در نقطهی مقابل، اگر این روز به رسمیت شناخته شود یا دستکم رو در روی آن حساسیتی به خرج داده نشود اتفاقاً با حضور گستردهتر علاقهمندان، رفتارِ آن شمارِ کم از دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران که بهانهی چنین برخوردهایی میشود در میان مردم گم میشود.
حتی بهسادگی میشود با تمهید برنامههایی در چنین روزی، این روز را به مناسبتی گردشگری در تقویم ایران بدل کرد که با شعارهای همهی دولتهای این سالها کاملاً همخوان است.
اندکی تأمل نشان میدهد که کموبیش چنین رویدادی برای دو شاعر سرشناس تاریخ کشورمان هم، که شعرهایشان میتوانست بهانههایی به دست دو قطبِ مخالفِ فکری دهد که رو در روی هم بایستند (حافظ و فردوسی، که اینروزها روز بزرگداشت حافظ بزرگ هم هست)، هم قابلیت رخ دادن داشت، که اکنون کاملاً منتفی شده است.
یعنی، شاید در سالهای نخست کموبیش رفتارِ جوانانه از سوی گروهی از دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران در پاسارگاد رخ دهد اما با وجود فضای باز و کمکم همراهی نهادهای فرهنگی، پس از مدتی، این تهدید به فرصتی تبدیل و کاملاً جذب فضای فرهنگی کشور شده و از دستورکارِ امنیتی آن گروه از مقامها خارج میشود.
۲- بهنظر میرسد پسِ ذهنِ آن گروهی که صادقانه در مقابلِ برگزاری مراسمی چون هفتم آبان میایستند چنین است که کورش بزرگ نماد پادشاهی و رو در روی شیوهی نظام اسلامیِ کنونی است.
برای یکبار هم که شده این گروه از مقامها و کوشندگان حفظ امنیت کشور یا نظام باید آگاهیشان را در اینباره کامل کنند. هنگامی که کورش تاج بر سر گذاشت شیوهی فرمانروایی در جهان چنین بود و تا چند دهه پیش چنین شیوهای شیوهی مرسوم جهان بود.
از سوی دیگر، کورش جزو معدود پادشاهان و شاید بتوان گفت تنها پادشاهی است که در تاریخ، برای مدتی بسیار طولانی و در واقع تا همین تاریخ معاصر از سوی همگان، چه دوست و چه دشمن، ستوده شده است و حتی تاریخنویسان جدیِ معاصر هم با بررسی آنچه از گذشته مانده چنین شایستگیای را واقعی دانسته و بر آن مُهر تأیید زدهاند.
دربارهی محبوبیتِ جهانی او، حتی در همین اکنون که انبوهی از بدخواهیهای کاملاً هدفمند علیه وی وجود دارد، این بس که ثبت جهانی پاسارگاد در سال ۲۰۰۳ میلادی نه تنها با استقبال همهی نمایندگان کشورهای جهان در آن نشست روبهرو شد و بسیاری برای سخن گفتن دربارهی آن در آن نشست وقت گرفتند، که ملاک ثبت آن نیز افزون بر مواد یک و دو و پنج کنوانسیون میراث جهانی به پیشنهاد دیگران به مادهی ششِ کنوانسیون هم مجهز شد که به مکانها و بناهای تاریخیای بازمیگردد که افزون بر ارزش تاریخی، جنبهی معنوی و مقدس هم دارند.
گفتنی است، «آرامگاه کورش نه تنها در دوران پیش از اسلام که در دوران اسلامی و در دورههای اولیهی رواج تعصّبات عربی هم حرمت معنوی خود را در وجدان عمومی جامعه نگاه داشته است. گواه تاریخی آن، نامهایی چون «مشهد مادر سلیمان»، یا «مقبرهی مادر سلیمان»، «محراب مادر سلیمان»، «مسجد مادر سلیمان»، «مشهد ام انبی» یا «مشهد مرغاب» است که مردمان در دوران پس از اسلام بر آن نهادند و بر زبان راندند که همگی رنگی و طنینی از تقدس را با خود حمل میکنند.
در دوران اتابکان فارس یا بعد از آن، مسجدی در پیرامون آرامگاه ساخته شده که بنا بر بعض اقوال تا سدهی چهاردم هم مورد استفاده بوده و گفته شده که در داخل آرامگاه هم محرابی از سنگ تراشیده که در اطراف آن آیاتی از قرآن به خط ثلث نگاشته بود و قبلهنمایی نیز در سنگ کنار آن.
دکتر باستانی پاریزی در کتاب کورش و ذوالقرنین آورده است که تا چند دههی قبل، اهالی دشت مرغاب مراسم تاسوعا و عاشورا را دورادور این آرامگاه انجام میدادهاند.
از قول دکتر جمشید صداقتکیش در مقالهای در مورد مسجدهای فارس در ویژهنامهی فصلنامهی فارسشناخت از منابع کهنی یاد شده است که از مقدس بودن آرامگاه کورش در نزد مردمان سخن گفتهاند که از آن جملهاند: مسالک و ممالک اصطخری (۳۲۰ هجری)، حدود العالم من المشرق الی المغرب (۳۷۲ هجری)، اشکال العالم ابوالقاسم جیهانی (۳۶۷ هجری) و نزهتالقلوب حمدالله مستوفی (۷۴۰ هجری)» (در باب میراث فرهنگی، احمد جلالی ـ رییس پیشین مجمع عمومی کنوانسیون میراث جهانی در یونسکو، فصلنامهی فروزش، شمارهی یکم، زمستان ۸۷).
باید توجه داشت که کوروش، باز بر خلاف آنچه گروهی خاص مینمایانند، جایگاهی بزرگ در اندیشهی بسیاری از اندیشمندان اسلامی دارد و در آثار بسیاری از بزرگان و مفاخر اسلامی روح متعالی و عدالتخواه او ستایش شده و بسیاری از صاحبنظران حوزه و دانشگاه در تفاسیر آیات ۸۲ تا ۹۵ سورهی کهف قرآن مجید، که بر انطباق روایات مربوط به کورش کبیر و ذوالقرنین تأکید میکند، به جایگاه کورش بزرگ یا ذوالقرنین از منظر قرآن اشاره نمودهاند که برای نمونه برخی از مفسران متقدم، مانند وَهب بن منبّه و محمد بن صائب کَلبی و یوسف بن موسی قطان نه تنها در تفسیر سورهی کهف، بلکه در چند جای دیگر روشن کردهاند که ذوالقرنین همان کورش هخامنشی است و در دوران معاصر نیز میتوان از این افراد نام برد:
مولانا ابوالکلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیر البیان، علامهی بزرگ شیعیان علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، آیتالله ناصر مکارم شیرازی و ده نفر از مفسران قرآن در تفسیر نمونه (مانند آقایان قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)، تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن، آیتالله میرمحمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق، حجتالاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات، دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی، صدر بلاغی در قصص قرآن، جلال رفیع در کتاب بهشت شداد، منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی، قاسم آذینیفر در کتاب کورش پیامآور بزرگ، دکتر فریدون بدرهای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق، محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش، دکتر شروین وکیلی در کتاب کورش رهاییبخش، آیت الله سیدمحمد فقیه استاد اخلاق و حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم، استاد محیط طباطبایی، حجهالاسلام شهید هاشمینژاد و احمدخان بنیانگذار دانشگاه اسلامی علیگر، عبدالمنعم النمر مهمترین شخصیت علمی و مذهبی عرب، صابر صالح زغلول نویسنده عرب در
کتاب مؤسس الدولة الفارسیة وأبو إیران؛ حیاته و فتوحاته و هل هو ذوالقرنین و کتابهای تفسیر من هدی القرآن، تفسیر الفرقان و تفسیر المنیر.
سخنانِ مثبتِ سیدمحمد خامنهای (برادر مقام معظم رهبری) و رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا و همچنین رییسِ بنیاد ایرانشناسی و دکتر علیاکبر ولایتی، مشاور امور بینالملل مقام معظم رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام دربارهی کورش بزرگ را نیز میتوان در همین امتداد ارزیابی کرد.
۳- اما در مقدمه اشاره کردم که اینگونه برخورد با بازدید از پاسارگاد به ضرر کیان کشور نیز هست، چرا که به نوعیِ تأیید توطئهگرانی است که با پناه گرفتن در پشتِ نظام و اسلام پایههای همبستگی ایرانیان را به قصدِ نابودیِ ایران هدف گرفتهاند.
کورش، در واقع، نماد دورهای است که کلیت فرهنگی و تمدنی ما در آن دوره شکل و نضج گرفته است؛ دورهای که ایرانیان ــ که اکنون، با مرزبندیهای سیاسی چند سدهی اخیر، بخشِ بزرگی از آنان را باید گفت ایرانیتباران ــ توانستند در کنار هم نه تنها به قدرتی بزرگ بدل شوند بلکه روح تساهل و مدارا را به جهان بگسترند و بهویژه در همین بخش از جهان که اکنون گرفتار جنگ و آشوبی خونین و خانمانسوز است صلحی پایدار و در پیِ آن پیشرفتی چشمگیر را تجربه کنند.
دریغا و دردا که با بیگانه شدن ما با چنین نمادهایی، همچنان که پیش از ما در سرزمینهای پیرامونیمان چنین اتفاقی رخ داد و آن خاطرهی مشترک زدوده شد، این جنگ و آشوب به درونِ همین مرزهای کوچکشدهی کنونی نیز رخنه کند...
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.