انتقاد از زیباکلام توسط پارلمان انگلیس
روزنامه اعتماد در یادداشتی نوشت: سرور ارجمندم، استاد بزرگوارم، دکتر صادق زیباکلام عزیز، سلام. اینطور که در صفحه یک روزنامه آرمان دیدم پارلمان انگلستان حضرتعالی را دعوت کردهاند که به لندن تشریف ببرید و درباره چشمانداز روابط ایران و آنجا سخنرانی کنید. خیلی هم خوب، انشاءالله که خوش بگذرد و سفر بیخطر باشد و چنانکه از شما انتظار میرود خوش بدرخشید و حق بگویید و از منافع ملی ایران دفاع کنید.
اما چیزی که باعث تعجبم شد و وادارم کرد که در یادداشت امروزم شما را مخاطب قرار دهم نقلقولی از شماست که روزنامه روی عکستان تیتر کرده: «دعوت یک استاد ایرانی مایه افتخار من است». گفتم شاید روزنامه اشتباه کرده و از محتوای فرمایش شما تیتر ساخته. به اصل مطلب که مراجعه کردم دیدم نه؛ آنها عین فرمایش شما را نوشتهاند. اما آیا این «افتخار» با چیزهایی که درباره خلقیات نابجای ما ایرانیها در این مدت نوشتهاید و گفتهاید منافات ندارد؟ خوب و دقیق نوشتهها و گفتههای شما را خواندهام و شنیدهام. اعتراف میکنم که یکجاهایی هم با شما همدلی دارم. راست میگویید. ما خیلی اوقات بیدلیل افتخار میکنیم و الکی به خود میبالیم و بهخصوص در مواجهه با غربیها - شاید برای ترمیم اعتماد به نفس- سند افتخار جعل میکنیم.
خیلی از کشورها و خیلی از مردم جهان به این چیزهایی که ما افتخار میکنیم، اعتنایی نمیکنند بلکه هیچ وقعی نمینهند. در ناسا دانشمندان ژاپنی و چینی و یونانی و افغان و آفریقایی و عرب و اروپایی هم کار میکنند. اما تا این حدی که ما به ایرانیهای ناسا افتخار میکنیم کشورهای دیگر افتخار نمیکنند. نمیشود هرکجا دانشمند و آرتیست و بازرگان موفق دیدیم هورا بکشیم و دست بزنیم و هرکجا دزد و قاتل و جانی و قاچاقچی دیدیم خود را به کوچه علیچپ بزنیم و به روی خود نیاوریم. دنیا درهم است و هرکسی در هرجایی هر کاری که کند- چه بخواهد و چه نخواهد- به قومی، به طایفهای و به سرزمینی متعلق است. ما هم مثل همه جای دنیا خوبیهایی داریم و بدیهایی. باید بدیهایمان را کم و خوبیهایمان را تقویت کنیم. روانشناسها به زوجهای نامتعادل و تاحدودی متخاصم پیشنهاد میدهند که خوبیها و بدیهای همسرشان را بنویسند. در یک ستون خوبیها را فهرست کنند و در یک ستون بدیها را. بعد این دو فهرست را روی دو کفه ترازو بگذارند، ببینند کدام یک میچربد.
به نظرم بد نیست با سرزمینمان هم همین معامله را بکنیم. خوبیهایش را بنویسیم و بدیهایش را هم. بعد کلاهمان را قاضی کنیم ببینیم ما کجای این خوبیها و بدیها ایستادهایم. انشاءالله در پرونده ایران کرگدن این کار را خواهیم کرد، اما عجالتا در کمال تواضع خدمتتان عرض کنم که این فرمایشتان، همین که گفتهاید به عنوان یک استاد ایرانی افتخار میکنید که پارلمان انگلیس دعوتتان کرده، با همه آنچه در این مدت نوشتهاید و گفتهاید نمیخواند.
شما میگویید کاش تیم ملی ما ببازد که هموطنان ما دچار غرور کاذب نشوند و حرفهای مبالغهآمیز نزنند. این حرف قابلتامل است اما اتفاقا پیروزی در میدان ورزشی، فطری و منطقی، برای افتخار سزاوارتر از دعوت پارلمان انگلیس است. چرا اینجا که رسیدهاید خود را استاد ایرانی نامیدهاید؟ استاد ایرانی یعنی چه؟ اگر یک استاد علومسیاسی بلژ را به فرانسه دعوت کنند و از او بخواهند سخنرانی کند، آیا آن استاد باید افتخارش را به حساب بلژیک منظور کند؟ شما بهتر میدانید که هندوها بیش از بقیه اقوام در بریتانیا رفتوآمد دارند. در آنجا کارگری میکنند، مدیریت میکنند، درس میدهند، سخنرانی میکنند، حتی در بعضی مناقصهها برنده میشوند و کارهای اساسی را بهعهده میگیرند. آیا شنیدهاید که اینها افتخار کنند به اینکه مدیر هندی، کارگر هندی، استاد هندی و صاحب شرکت هندیاند که به انگلستان دعوت شدهاند؟ یک چیز دیگر هم هست. آیا واقعا پارلمان انگلیس فضیلتی بر بقیه پارلمانها دارد؟ بر عوام عیبی نیست اگر فریب اسمهای پرطمطراق را بخورند. اما شما که استاد علوم سیاسی هستید و از سازوکار سیاست در عالم خبر دارید نیک میدانید که پارلمان انگلیس هم یک جایی
است شبیه به باقی پارلمانها. آنجا هم نهادی نیست که بتواند فخر بیاورد یا به کسی فخر هدیه دهد. یک چیز دیگر هم در متن روزنامه آرمان بود که هیچ با معیارها و عقاید شما سازگاری نداشت. اینکه شما نخستین استاد ایرانی هستید که به آنجا دعوت میشوید. واقعا نخستین بودن فضیلت است؟ آیا این مصاحبه کوتاه با آرمان با تمام این چیزهایی که تا حالا فرمودهاید در تناقض نیست؟
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.