بنیان‌سیاست‌بین‌الملل‌برچه‌اساسی‌است؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۷۹۱۵۲ سایت-خوان

برخی از تحلیلگران می گویند که بنیاد سیاست بین الملل بر بی اعتمادی استوار است و گمانه زنی ها بر این است که تبری جستن عربستان سعودی از آمریکا و تلاش برای برقراری موازنه استراتژیک با صنعت هسته ای ایران، سرچشمه وخیم تر شدن رقابت های منطقه ای است. پژوهشگران ارشد مسائل استراتژیک در میزگرد ایرنا به واکاوی این موضوع و تاثیرات منطقه ای برجام پرداخته اند.

به گزارش ایرنا، یک سال از امضای توافقنامه هسته ای بین ایران و گروه۱+۵ (برجام) می گذرد توافقی که به زعم بسیاری از آگاهان و کنشگران عرصه سیاست، یکی از مهمترین رخدادهای سیاسی سال های اخیر در عرصه بین الملل محسوب می شود. بسیاری از ناظران مسائل ایران معتقدند این توافق تاثیرات عمده ای در عرصه روابط منطقه ای خواهد داشت و چشم انداز آینده روابط ایران با کشورهای منطقه و همسایگان را متحول می سازد.

امروز، بعد از گذشت یک سال از امضای بیانیه برجام که هم زمان در تیرماه ۱۳۹۴ از سوی محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران و فدریکا موگرینی هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا متن آن قرائت و اعلام شد، پرسش مهمی که پیش رو قراردارد این است که با توجه به تحولات رخ داده در مناسبات راهبردی برخی کشورهای منطقه با همسایگان و یا عرصه سیاست داخلی آنها، چشم انداز آینده روابط ایران با کشورهای مهم منطقه به ویژه عربستان و ترکیه در چارچوب توافق هسته ای در برجام چگونه خواهد بود؟ آیا باید به عربستان فرصت تغییر رویه های خطرناک را داد؟ آیا کودتای نافرجام در ترکیه تغییری در رویه سیاسی این کشور در عرصه سیاست خارجی و مناسبات با همسایگان ایجاد خواهد کرد؟
میهمانان میز گرد ایرنا، دیاکو حسینی پژوهشگر مهمان در موسسه مطالعات ایرانی اروپا و آمریکا(ایران یوریکا) و عطالله عبدی عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و مدیر گروه جغرافیای سیاسی به این پرسش هاپاسخ می دهند.


** ایرنا: برخی می گویند که دنیای کنونی پیرامون ما سرشار ازتهدیدات است آیا ما می توانیم از این تغییرات برای موازنه سازی به منظور تامین منافع ملی خود استفاده کنیم؟

عبدی: کشورهایی مثل کشور ما زمانی منافع ملی شان در سطح منطقه و جهان تامین خواهد شد که موازنه قدرتی برقرار باشد. درجهان یک قطبی و دو قطبی، معمولا ما بازنده بازی خواهیم بود ولی اینکه چطور به این موضوع برسیم و تهدیدهای ما چیست و چه کشورهایی برای ما تهدید هستند مقوله دیگری است. معتقدم هستم درادامه برجام دو فرصت تاریخی منحصر به فرد در دست ما قراردارد؛ یکی تغییراتی است که درون جامعه آمریکا در حال رخ دادن است و همزمان ما نیز به سمتی حرکت کردیم که توانستیم با این نظام غرب به گفتمان و مذاکره برسیم. این فرصتی است که نتیجه آن برجام شده است، و دیگری که مکمل این فرصت است ، فرصتی است که در سطح منطقه ای به دست آوردیم؛ رقبای تاریخی،ژئوپلتیک و ایدئولوژیک ما در منطقه به بن بست رسیده اند. وضعیت عربستان الان نه در سطح داخلی و منطقه ای و نه در جهانی وضعیت مطلوبی نیست. عربستان برای ما رقیب است و در مسیر امنیت و پیشرفت ما در سطح داخلی وخارجی مدام کارشکنی می کند.
در مورد ترکیه به نظر می رسد دستگاه دیپلماسی باید این هوشمندی را داشته باشد که خطر ترکیه را در راستای تجربه امپراتوری عثمانی برای غرب مجسم کند. امپراطور ایی که نزدیک به ۳۰۰-۴۰۰ سال غرب را درگیر کرده بود.از نظر تاریخی اینها باید ببینند چه کسی در راستای مقابله با این امپراتوری خلافت اسلامی به غرب کمک کرده است؟
البته این بخشی از کار است اگر بتوانیم این تجسم در الگوی ژئوپلتیکی را دوباره معرفی کنیم که در عرصه رقابت، منطقه در شرایط حاضر دارد تبدیل می شود به عرصه رقابتی که قرن ۱۶در منطقه داشتیم و ایران می تواند همکار مناسبی برای غرب باشد فرصت خوبی برای ماست و البته باید این را از داخل هم بخواهند.
این دو فرصت یعنی باز شدن باب گفت و گو با غرب در قالب برجام و عیان شدن ماهیت اصلی رقبای منطقه ای، فرصت بسیار خوبی برای ماست. نکته جالب به حاشیه رفتن اسرائیل، حداقل در بین بخشی از دولتمردان آمریکایی است و این فرصتی است که برای ما ایجاد شده است که بتوانیم خودمان را از منظر منطقه ای به سطح قدرتی که بتواند منافع ملی ما را تامین کند و دیگران را به ما امیدوار کند برسانیم.
درست است چالش های ایدئولوژیک نمی گذارد علنا از زبان سیاستمداران طراز اول غرب این را بشنویم با این وجود متفکران و صاحبنظران آنها می گویند که الان تنها کشوری که در منطقه توانسته است از ابزارهای ژئوپلتیک خود به خوبی استفاده کند و بحران ها را طوری که دلش می خواهد تا حدودی پیش ببرد ایران است و این می تواند درطرف مقابل امیدواری ایجاد کند که ایران می تواند متحد خوبی برای غرب در معادلات آینده جهانی باشد.
البته نمی شود خیلی در قید تاریخ بود که ببینیم تهدیدهایی که در شرق و شمال هستند چه چیزهایی هستند،ولی تاریخ نشان داده ما از شرق خیلی تهدید نشده ایم بیشتر تاخت و تازهای ویرانگر در تاریخ ما عمدتا از غرب وشمال بوده است. چین از منظر اقتصاد شاید به ما آسیب بزند البته قابل پیش بینی نیست شاید هم زمانی اینها هم به فکر تهاجم نظامی برسند ولی خیلی چین را به عنوان تهدید نظامی نمی بینم آنها بیشتر دنبال اقتصاد هستند. مشکلات تمدنی و فرهنگی استراتژیک و ژئوپلتیک در کره، ژاپن، اقیانوس آرام و دریای چین دارند. درباره روسیه ملاحظاتی وجوددارد. روسیه البته باز خواهد گشت و آسیای مرکزی و قفقاز را به راحتی از دست نخواهد داد. ما در اینجا با روسیه البته چالش هایی خواهیم داشت با این حال زمینه های همکاری بین ما و روسیه در زمینه قفقاز و آسیای مرکزی با روس ها از منظر قدرت وجود دارد. البته از منظر قدرت؛اگر ضعیف باشیم، امارات هم برای ما تهدید است. در هر صورت می توانیم با روس ها در زمینه مبارزه با بنیاد گرایی اسلامی و پان ترکیسم که به نظر می رسد مسائل راهبردی و ماندگار هستند همکاری کنیم. اینها دشمنان اصلی خود را روسیه ،چین و ایران می دانند و این زمینه همکاری برای ما با چین و روسیه را فراهم می کند در عین حال خیلی هم نمی شود خوش بین بود.

** ایرنا: راجع به عربستان گفتید که در منطقه به بن بست رسیده است در عین حال در یک سال اخیر شاهد تحرکات آزار دهنده سعودی ها در سازمان همکاری اسلامی، شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب هستیم و اتفاقا بخشی از انتقاداتی که به دستگاه دیپلماسی می شود به خویشتنداری ایران در قبال این تحرکات است، نکته دیگر در مورد ترکیه است آیا کنار رفتن داود اوغلو و عذرخواهی اردوغان از روسیه را نمی توان به معنای ایجاد خلل در تفکر نوعثمانی گری ارزیابی کرد؟

عبدی-تا زمانی که اخوانی ها ( اخوان المسلمین ) در ترکیه هستند الگوی عثمانی را به عنوان الگویی که احزاب اخوانی را در منطقه مدیریت کند، وجود خواهد داشت.عربستان دو بد شانسی آورده است، یکی اینکه افرادی رقیب دیپلماسی این کشور در ایران هستند که معقولانه حرکت می کنند، قبلا اینها لازم نبود خیلی زحمت بکشند چون عربستان، اسرائیل و عده ای در داخل به آنها کمک می کردند؛ ولی، با تیم جدید وزارت خارجه، عربستان در شرایط بدی قرار گرفته است واحساس خطر می کند. سعودی ها در عرصه سیاست خارجی می بینند که تمام تلاش های آنها برای آنکه مذاکرات برجام و نزدیکی ایران و غرب به نتیجه نرسد، بی فایده بود. ازاین رو، الان بیشتر در قالب بازیگر مزاحم و مخل عمل می کند که چیزی هم عایدش نشده است.البته کارشکنی های آن وجوددارد و بخشی از وضعیت موجود ناشی از همکاری عربستان و اسرائیل است. بدشانسی دیگر اینکه در شرایط موجود و در دوره گذار در عربستان، حاکمان عاقلی در کار نیستند.

** ایرنا: آیا نبود عقلانیت کافی در برخی از حاکمان کنونی سعودی ،برای ما خطر تلقی نمی شود؟
عبدی: خیر، عربستان نمی تواند به چنین رفتاری ادامه دهد، چون رفتارهای نسنجیده از منظر بین المللی این کشور را تضعیف می کند و طبیعتا اگر منظور خطر نظامی باشد فکر نمی کنم اربابانش اجازه دهند وارد چنین بازی شود.

** ایرنا: با وجود تمرکز تسلیحاتی، دلارهای نفتی و رفتارهایی که حاکمان جدید دارند آیا ممکن است خطر رفتار غیر منطقی منتفی باشد؟

عبدی: قبول دارم ممکن است رفتار منطقی نداشته باشند با این حال الان در منطقه، اروپا و امریکا هم با آن مشکلات زیادی دارند. عربستان بعید است وارد یک رویارویی مستقیم با ایران شود چنانکه در یمن و سوریه و عراق نتوانستند کاری از پیش ببرند. شاید اسرائیل دوست داشته باشد چنین رویارویی شکل بگیرد ولی بعید است آمریکا به عربستان در این عرصه کمک کند. وضعیت عربستان چه در بعد داخلی و چه از نظر خارجی وضعیت مناسبی نیست مخصوصا که ذخایر ارزی و افزایش هزینه های عربستان با آن سیستم ولنگاری مالی، عربستان را هم دچار مشکل می کند. ما باید از این فرصت طلایی که رقبای ما زمین گیر شدند و قدرت های جهانی به رقبای ما بدبین هستند و فضا برای همکاری فراهم است بهره بهینه را داشته باشیم.

**ایرنا: اعتقادی که در زمان توافق هسته ای شکل گرفته بود این بود که با توافق هسته ای منطقه خاورمیانه به سمت آرامش و ثبات حرکت خواهد کرد ولی تحولات یک سال اخبر چنین روندی را نشان نمی دهد نظر شما دراین باره چیست؟

حسینی: قبل از توافق هسته ای با ۱+۵، متاسفانه عده ای از سر ساده دلی اعتقاد داشتند که بعد از توافق هسته ای، منطقه به آرامش خواهد رسید و کشورهای منطقه، قدرت و منزلت جدید ایران را به رسمیت خواهند شناخت. من درهمان موقع در سخنرانی ها و در نوشته های مختلف در این باره هشدار دادم. استدلال های من در آن زمان بسیار ساده بود؛ مقدمه برداشت ناامنی و تشدید رقابت های منطقه ای به درک این واقعیت وابسته بود که توافق اتمی ایران و غرب در آن صورت بندی خاص، نمی تواند چیزی بیش از یک توافق ناقص باشد؛ بدین معنا که تاسیسات اتمی ایران طبق این توافق به طور کلی منهدم نشده و زیربنای تاسیسات اتمی در ایران به کار خود ادامه خواهد داد و در آینده ی نامعلوم، تنها با مقداری اصلاح، تعدیل و تغییر آماده تولید تسلیحات اتمی خواهد بود. بر همین اساس، رقبای منطقه ای ایران نمی توانند امکان سرباز زدن ایران از تعهداتش را نادیده بگیرند. از دید آنها اگر واقعا چنین اتفاقی رخ دهد، ایران می تواند با کاهش دادن زمان گریز( در سانتریفیوژها ) ، به سرعت به توانایی تولید اولین بمب اتم دست یابد و هیچ تضمینی وجود ندارد که آمریکا قادر و یا مایل باشد به هر نحوی از دستیابی ایران به بمب هسته ای جلوگیری کند. بنابراین از دید این کشورها، راهکار مطمئن تر تلاش آنها برای برقراری موازنه تکنولوژیک و یا قرار گرفتن در آستانه دستیابی به تسلیحات هسته ای است.
در ادبیات فنی به کشورهایی که در آستانه دستیابی به تسلیحات هسته ای هستند، 'قدرت های هسته ای مجازی' گفته می شود. از دید آنها اگر ایران با این توافق به چنین مرحله ای برسد، باید این کشورها نیز بکوشند که در وضعیت مشابهی قرار بگیرند. دوم؛ وجود یک توافق ناقص که ایران را یکسره از تاسیسات هسته ای محروم نمی کند، در عمل به معنای آن است که ایالات متحده برخلاف شعارهای اولیه اش، این حق و جایگاه را برای ایران به رسمیت شناخته و متحدان منطقه ای خود را با ایرانی که در آستانه اتمی شدن رها کرده، به حال خود گذاشته است. از منظر کشورهای رقیب منطقه ای ایران، ایالات متحده ثابت کرده است که تکیه گاه قابل اعتمادی برای این کشورها نیست و بهتر است که آنها به فکر دفاع از خود در رقابت با ایران باشند.
تلاش برای استقلال از ایالات متحده و جستجوی موازنه استراتژیک با صنعت هسته ای ایران، سرچشمه وخیم تر شدن رقابت های منطقه ای است. به علاوه با رها شدن ایران از غل و زنجیر تحریم های اقتصادی و فشارهای سیاسی، از نگاه این کشورها، ایران زمان، انرژی و اعتماد به نفس بیشتری برای تعقیب بلندپروازی های منطقه ای از یمن تا لبنان خواهد داشت و در نتیجه به عامل بزرگتری برای ترس سایر رقبای آن تبدیل خواهد شد.
درک این تصورات چندان دشوار نبود و قابل قبول نیست که امروز در مواجهه با این احساسات و بی ریختگی های ناشی از آن غافلگیر شویم اما متاسفانه اینطور شد.
با این وجود هنوز هم دیر نیست و در اولین سالگرد برجام می توانیم با چنین نگاهی روی این موضوعات و راه حل های آن کار کنیم. تقریباً همه می دانیم که برای جبران این وضعیت و اصلاح آن به اعتماد سازی نیاز داریم اما فکر می کنم زمانی که درباره اعتماد سازی حرف می زنیم، به شدت گرفتار سوءتفاهم می شویم. اعتمادسازی هرگز و در هیچ مرحله و موردی با خواهش و دلجویی و تمنا به دست نیامده است و از این پس نیز به دست نخواهد آمد.
در جنگل جهانی، بی اعتمادی بنیان سیاست بین الملل است و اعتماد استثناست. اینکه اعتماد چگونه ساخته می شود نه بر مبنای دل بستن به نیات خوب بلکه بر اساس سازوکارها و مکانیسم هایی پیش می رود که به تعهدات طرفین در رابطه با خویشتنداری اعتبار می دهد. به این معنا که کشورها به هم تعهد می دهند که منافع بی پایان خودشان را با در نظر گفتن منافع سایر کشورها متوازن و محدود کنند و این تعهدات نه صرفاً بر روی کاغذ بلکه مستظهر به ابزارهای تنبیهی و جبرانی است؛ بطوریکه اگر یک بازیگر از تعهداتش طفره رفت، به سرعت با اقداماتی که هزینه های طفره روی را در ازای مزایای آن افزایش می دهد، رو به رو می شود. این اقدامات گاهی از جنس حقوقی و از طریق دادگاه های بین المللی قابل پیگیری است و گاهی از جنس سیاسی و اقتصادی است و از طریق تهدید، تحریم، تطمیع و ائتلاف ها دنبال می شود. قوام یافته ترین توافقات بین المللی آنهایی هستند که هر دو دسته از ابزارهای جبرانی و تنبیهی را در کنار هم داشته باشد.
ما در منطقه به چنین مکانیسم هایی نیاز داریم تا بتوانیم اولا به این کشورها و در راس آنها عربستان سعودی اطمینان بدهیم که ما به دنبال بلعیدن منطقه نیستیم. در گام اول، به عنوان یک پیش نیاز روان شناختی، ما باید به آنها بقبولانیم که نگرانی آنها را درک می کنیم. در ایران بعضا گفته می شود عربستان سعودی مهاجم و دیوانه است فکر می کنم این برداشت نه تنها مانعی برای شروع دیپلماسی است بلکه نادرست هم هست.
بنیان های رفتار تهاجمی عربستان سعودی پس از سال ۲۰۰۳ و جنگ عراق در شرایطی پایه ریزی شد که ایران عملا تنها برنده اوضاع پیش آمده برای عراق بود. به دنبال سرنگونی صدام حسین و خلا ایجاد شده، دایره نفوذ ایران از افغانستان و عراق فراتر رفت، انقلاب های به اصطلاح بهار عربی منجر به فضا سازی های تازه ای شد بعضی از متحدان سعودی سرنگون شدند. در نتیجه در توازن منطقه ای ، عربستان سعودی به رتبه پایین تری سقوط کرد و همزمان چاره ای جز دست به گریبان شدن با این کابوس نداشت که ایران برتری منطقه ای اش را روزی علیه عربستان سعودی و برهم زدن نظم سیاسی آن و نزدیک ترین متحدانش در شیخ نشین های خلیج فارس به کار خواهد گرفت.
کاملا درست است که چنین برداشتی ناشی از نقایص داخلی عربستان سعودی است اما ما باید در کنار جامعه بین المللی که نسبت به نارسایی های سیاسی و اجتماعی عربستان و خطرات آن آگاه است، تلاش کنیم که به عربستان فرصت کافی برای تغییر رویه خطرناک موجود را بدهیم. اما این صداقت یکجانبه از سوی ایران کافی نیست.به طور متقابل رهبران عربستان باید در راه درک نگرانی های ایران قدم بردارند.
جمهوری اسلامی ایران سالها شاهد اقدامات مخرب عربستان سعودی در حمایت از صدام حسین در تجاوز به ایران و همینطور اخلال در جریان روابط ایران و غرب و دامن زدن به ایران هراسی های دروغین و کوشش های مخل و برهم زننده آن در مناطق پیرامونی آن از طریق حمایت از گروه های سلفی بوده است. در حالیکه جمهوری اسلامی ایران نگران حضور همه جانبه نظامی آمریکا در اطراف ایران است، عربستان سعودی از هیچ تلاشی برای تهدید کردن ایران از راه پیوستن به رفتارهای تهاجمی آمریکا فروگذار نکرده است. تا زمانی که ایران، عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس را دست نشانده مطلق ایالات متحده می داند، هیچکدام از این کشورها نمی توانند بیش از این انتظار رفتارهایی دوستانه و خویشتن دارانه را از ایران داشته باشند. آنها باید نشان دهند که اصل 'همسایگی خوب' را قربانی همراهی با غرب نخواهند کرد و به ایران این پیام را برسانند که آماده اند برای حل اختلافاتشان بدون متوسل شدن به نقش نیابتی از جانب منافع قدرت های غربی به پای میز مذاکره با ایران بیایند.
در گام بعدی، جمهوری اسلامی ایران نباید صرفا به این ابراز نیات خوش بینانه اکتفا کند؛رقبای ایران نیز به این خوش بینی ها بسنده نمی کنند. اگر می خواهیم کشورها از جمله عربستان سعودی را وادار کنیم با ما همکاری کنند باید هزینه های عدم همکاری را افزایش دهیم. تنش زدایی ایران و آمریکا در جنبه های استراتژیک، می تواند یکی از راه هایی باشد که هزینه عدم همکاری کشور منطقه مثل قطر، امارات و عربستان با ایران را افزایش دهد. چون در غیراینصورت، آمریکایی که قصد نداشته باشد، مناسباتش را با ایران قربانی منافع این کشورها کند، تن به اقدامات نامطلوب و زیان بخش به حال روابط دو جانبه و سرمایه های استراتژیک در خلیج فارس نخواهد داد. ترکیه نقطه کلیدی دیگر است.
ما با ترکیه مشکل بنیادین نداریم چون ترکیه عضو ناتو است و برخلاف عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس، کشور ضعیف، شکننده و کوچکی نیست که از بلعیده شدن توسط ایران هراس داشته باشد. ترکیه دارای ارتش قوی و مدرن است و نوزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا را در اختیار دارد و همه اینها باعث شده نسبت به قدرت و نفوذ ایران، اطمینان خاطر بیشتری دارد.

**ایرنا: در مورد ترکیه شرایط چگونه است.رقابت ایران و ترکیه در حوزه های نفوذ را چگونه می بینید؟

حسینی: این داشته ها برای ترکیه و هر کشور دیگری، اساسی است چون به حیات و بقای کشور ارتباط دارد. حوزه نفوذ در وهله اول به بقا ارتباط ندارد بلکه به پرستیژ مربوط است. یعنی جنبه حیاتی برای کشورها ندارد و برخلاف مواردی مرتبط با بقا، قابل مذاکره است. ترکیه از آنجا که نگران بقای خود از جانب ایران نیست، ذاتا با ما مشکل ندارد اما چون در رابطه با حوزه نفوذ رقابت داریم می توانیم با هم وارد مذاکره و توافق شویم این چیزی است که ما نیاز داریم. در منطق استراتژی ژئوپولیتیکی، اگر ما ترکیه را از مدار ائتلاف خطرناک سعودی-ترکیه و مصر دور کنیم هزینه های موازنه کردن ایران را برای عربستان سعودی افزایش داده ایم چون عملاً عربستان سعودی نمی تواند بدون اجماعی در منطقه که قدرت های عمده در آن حضور داشته باشند، ائتلافی موفق را علیه ایران سامان دهد و یا به نحوی از آن نتیجه بگیرد.
در کنار این اقدامات، افزودن بر توان دفاعی خودمان به نحوی که ضریب خطای محاسباتی را برای سایر کشورها به حداقل برساند، یک ابزار جدی برای تقویت بنیه امنیت ملی ما و تنظیم کننده رفتارهای دیگران است. متاسفانه بودجه نظامی ما در مقایسه با کشورهای منطقه بسیار ناچیز است. این یکی از ایراداتی است که باید در آینده نزدیک، به طور جدی روی آن کار کنیم. همینطور به موازات اصلاح ساختار نیروهای مسلح، سربازگیری حرفه ای و مدرن سازی ارتش، تغییر محور استراتژی نظامی از جنگ های نامتقارن به توانایی جنگ های نوکلاسیک که مستلزم صرف هزینه های تجهیز و آموزش های نظامی متناسب با تکنولوژی نظامی فضاپایه، دریا پایه و زمین پایه است را نیازمندیم.
ما باید به جای تمرکز کردن به گروه های شبه نظامی و جنگهای نامتقارن و دفاع موشکی که نواقصی دارد به دنبال ایجاد سایر ابعاد ارتش مدرن از جمله نیروی هوایی استراتژیک و نیروی دریایی قدرتمندی باشیم که قدرت تحرک آبی را متناسب با نیازهای ژئوپولیتیک اقیانوسی قرن جدید هماهنگ کند.

** ایرنا: بر اساس توافق هسته ای کشورها باید در بحث تحقیق و توسعه با ایران همکاری کنند. با چشم اندازی که ترسیم کردید آینده این همکاریها را چطور ارزیابی می کنید؟
حسینی: امیدوارم این تعهدات صادقانه باشد. طبیعتا برای رسیدن به توافقی مثل برجام طرفین نیاز داشتند وعده هایی به هم بدهند. با وضع موجود و بی اعتمادی عمیقی که طرفین به نیات هم دارند همکاری گسترده فنی به گونه ای که منجر به تقویت بنیه فناوری هسته ای ایران شود، ممکن است تلاشی برای اتمی شدن ایران قلمداد شود. برای تحقق این همکاری ها در ابعاد واقعی و صادقانه، به چیزی بیش از برجام نیاز داریم. ما به ضمیمه استراتژیک دیگری نیاز داریم که نه تنها مقوم برجام باشد بلکه آن را تکمیل کند. نباید از این صحبت اینگونه برداشت شود که قرار است، امتیازات یکجانبه بیشتری به غرب بدهیم. بلکه مقصود از چنین گفت وگوهای احتمالی، به دست آوردن چشم انداز استراتژیکی است که جایگاه ایران را با پرش از سکوی برجام ارتقا می دهد و سلسله مراتب تازه ای به وجود می آورد که طی آن نقاط اشتراک منافع ایران و ایالات متحده زمینه ساز گونه ی جدیدی از ثبات در اوراسیای جنوبی را از طریق بازسازی موازنه های متناسب فراهم می کند. این ضمیمه استراتژیک، در صورت لزوم، نهادهای منطقه ای را برای راه انداختن مکانیسم 'نظارت ها و موازنه ها' (Checks and Balances) به وجود می آورد. در این شرایط است که در پس ثبات حاصل شده، همکاری های سیاسی، تجاری و علمی ایران و غرب به دنبال ایجاد فضای اعتماد سازی شده بر مبنای موازنه قوا و مکانیسم های قابل آزمایش در ذیل چارچوب های همکاری گسترده تر منطقه ای که همه کشورهای منطقه در آن شرکت دارند، به سرانجام خواهد رسید.

**ایرنا: یکی از مباحثی که درباره برجام و تاثیرات منطقه ای آن وجود دارد این بود که اگر این توافق به دست آید فرصت های بی نظیری پیش روی ایران فراهم می شود و در مقابل اگر توافق نشود خطرات جدی پیش روی ایران خواهد بود. از سوی دیگر شاهد هستیم که بخش عمده انتقادات از برجام حول مسائل اقتصادی متمرکز شده است و جلوگیری از وقوع خطر جنگ مورد بی توجهی قرار می گیرد نگاه شما به این مسئله چیست؟

عبدی: پیرامون این موضوع دو رویکرد وجود دارد؛یک رویکرد می گوید غرب اساسا جرات نداشت که وارد مجادله نظامی فراگیر با ایران شود؛ ما از نظر نظامی آن قدر قوی بودیم که بتوانیم پاسخ مناسب به طرف مقابل بدهیم که فکر واردشدن به یک درگیری نظامی با ما را نداشته باشد. رویکرد دیگر می گوید اگر ما در این بحث برجام و هسته ای با غرب به تفاهم نمی رسیدیم طبیعتا آنها یکی از مواردی که برای ما مطرح می کردند بحث فرسودن بنیادهای اقتصادی و اجتماعی ما و در نهایت اقدام نظامی احتمالی علیه ما را می توانستند پیگیری کنند همچنان که در عراق و یا تا حدودی در سوریه تجربه شد و جالب این است که نیروهای تجزیه طلب و قوم گرا به شدت منتظر چنین روزی بودند و تمام برنامه ها را به این سمت حرکت می دادند که اگر فردا روزی ایران با آمریکا مشخصا وارد درگیری نظامی شد و خلاءهای قدرت پیش آمد اینها بتوانند در قالب مناطق مختلف قومی شورش هایی راه انداخته برای خود مناطقی ترسیم کنند. البته اینکه چقدر عملی می شد بحث دیگری است اما به نظر می رسد برجام از این جهت، توانست حداقل تهدیدهایی را که وجود داشت به تعویق بیندازد.
ممکن است در آینده به خاطرعدم پای بندی طرفین به بحث برجام به چالش هایی برسیم ولی در مقطعی که این اتفاق افتاد واقعا تهدیدها از منظر اقتصادی،سیاسی و نظامی برای ما جدی بود. معتقدم برجام توانست بخش مهمی از این تهدیدها را کم کند ما منشور هفتمی شده بودیم و برجام کمکی بود که حداقل سایه تهدیدهای نظامی از بالای سر ما رفع شود.

حسینی: من این سئوال را از دید دیگر جواب می دهم و آن اینکه در وضعیت قبل از توافق اتمی ایران با شش کشور امکان وقوع جنگ وجود داشت اما چیزی که فاجعه بار بود این بود که این جنگ نه توسط قدرت های بزرگ و یا جمهوری اسلامی ایران بلکه از سوی قدرت های غیرمسئول و کوچکی محتمل بود که می توانستند به بهانه جنگ پیشگیرانه و وادار کردن ایران به تلافی، جهان را وارد منازعه تمام عیار با ایران کنند و خودشان پشت قدرت های بزرگ پناه بگیرند. عربستان سعودی و اسرائیل بیش از سایرین نسبت به این سناریو علاقه مند بودند.
توافق هسته ای به تعبیر دقیق به تعویق انداختن یک فاجعه بود و از این جهت مهم نیست برنده چنین جنگی چه کسی می توانست باشد مهم این بود آغاز این جنگ برای منطقه و اقتصاد ما یک فاجعه بود و ما از این جنگ جلوگیری کردیم.
اجازه بدهید به صراحت به آن عده از منتقدان برجام که با اطمینان می گویند ما در آستانه جنگ نبودیم و نباید از این بابت نگران می بودیم، یادآوری کنم که در نظر گرفتن امکان تصمیمات غیرعقلانی از طرف دیگران، لازمه جدایی ناپذیر هرگونه محاسبه عقلانی است. اغلب جنگ های بزرگ تاریخ زمانی شکل گرفته اند که طرفین در نهایت اطمینان، اعتقاد داشتند که جنگی رخ نخواهد داد. زمانی که هیتلر به لهستان حمله کرد، انتظار نداشت که انگلستان و فرانسه دست به واکنش بزنند همانطور که درباره چکسلواکی این کار را نکرده بودند. در جنگ اول جهانی هم اوضاع بر همین منوال بود. زمانی که صدام به ایران حمله کرد فکر نمی کرد هشت سال طول بکشد و اگر بوش می دانست که جنگ عراق بیشتر از یک دهه به طول خواهد کشید، دست به این انتخاب و حمله به عراق نمی زد. در واقع همیشه جنگ ها بر اساس یک محاسبه غلط اتفاق می افتند. بنابراین این اعتقاد که تهدید جنگ، پیش از توافق هسته ای واقعی نبود، ناشی از ناآشنایی آنها با ماهیت مسائل استراتژیک و نظامی و شیوه های شروع جنگ در جهان است.
برجام، فارغ از پیامدها و جزئیات، بسیار ارزشمند است و باید از طرف همه ملت های جهان، قدر دانسته شود. شروع جنگ دیگر در منطقه می توانست تمدن را در منطقه ما عقب بیندازد.

**ایرنا:به عنوان سئوال آخر درباره تحولات اخیر ترکیه را بفرمایید.
حسینی:هرچند ریشه های کاملا داخلی داشت و عمدتا حاصل نحوه مواجهه رجب طیب اردوغان با نیرو های سیاسی سنتی رقیب بود اما آغازگر پیامد های بزرگی در روابط خارجی ترکیه خواهد بود. در همان ۲۴ ساعت اول پس از تحرکات نظامی، عمق اختلافات عربستان سعودی و ایالات متحده با ترکیه آشکار شد. احتمالا از این جهت که دولت اردوغان به زمان بیشتری برای تسویه حساب های داخلی و برقراری نظم سیاسی مطلوب خود نیاز دارد، انگیزه بیشتری برای مصالحه و عادی سازی روابط با همسایگانش خواهد داشت. من نمی دانم که آیا همین موضوع می توانسته انگیزه ای برای کشورهای به ظاهر متحد ترکیه و ناراضی از سیاست های اردوغان در بحران های منطقه ای بوده باشد که تلویحا یا حتی در لایه های پیچیده تری از کودتا استقبال کنند یا نه.
مطمئنا با گذشت زمان بیشتر، بهتر خواهیم توانست نسبت میان نارضایتی متحدان ترکیه و سرچشمه ها و پیامدهای کودتای اخیر را مقایسه کنیم.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن