ارتقای جایگاه شورای نگهبان چگونه؟

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۷۹۰۲۴ سایت-خوان

روزنامه اعتماد در یادداشتی نوشت؛

هفته گذشته دوره نیمی از اعضای شورای نگهبان به پایان رسید و سه نفر از حقوقدانان آن از سوی مجلس انتخاب شدند. به همین مناسبت در این یادداشت به گفت‌وگوی یکی از نامزدهای موردنظر که پیش از انتخابات انجام شده پرداخته می‌شود تا نقبی به موضوع مهم چگونگی ارتقای جایگاه شورای نگهبان زده شود.

هنگامی که برنامه‌ای انتخاباتی پیش می‌آید، به‌طور طبیعی اظهارات جدیدی نیز شنیده می‌شود؛ اظهاراتی که در گذشته، گویندگان آنها، ضرورتی بر بیانش نمی‌دیدند و این از محاسن و خوبی‌های انتخابات است که برای جلب نظر رای‌دهندگان باید به حقیقت‌گویی نزدیک شد. دوره مسوولیت سه نفر از حقوقدانان شورای نگهبان نیز به پایان رسید و طبق قانون اساسی، رییس قوه قضاییه تعدادی حقوقدان را به عنوان نامزد به مجلس معرفی کرد و نمایندگان نیز سه نفر از آنان را به عنوان عضو حقوقدان شورای نگهبان انتخاب کردند و به نظر می‌رسید که با توجه به ترکیب فعلی مجلس، ضروری بود که این نامزدها نسبت به برخی عملکردهای گذشته شورا موضع شفاف‌تری اتخاذ کنند. آقای عباسعلی کدخدایی که پیش از این نیز عضو حقوقدانان شورای نگهبان و سخنگوی آن بود و اکنون به عنوان یکی از نامزدها برای انتخاب شدن به مجلس معرفی شده بود در خصوص مسائل شورای نگهبان نکات جالبی را اظهار داشته است که مرور و ارزیابی آنها خالی از فایده نیست و امیدواریم اکنون که دوباره انتخاب شده‌اند به این ارزیابی‌ها توجه لازم را مبذول دارند.
«کارکرد شورای نگهبان به هیچ‌وجه سیاسی نیست بلکه کارشناسانه است و همه ردصلاحیت‌ها هم با همین نگاه کارشناسی صورت می‌گیرد. آقای کدخدایی در این مورد حتی پا را فراتر می‌گذارد و می‌گوید که شورای نگهبان هرگز از نهادی انتقاد هم نمی‌کند اما وقتی در مقابل این سوال که دبیر این شورا بارها از دولت انتقاد کرده است قرار می‌گیرد، می‌گوید: آیت‌الله جنتی در قامت امام‌جمعه انتقاد می‌کند نه دبیر شورای نگهبان. کدخدایی برخی انتقادها به شورای نگهبان را وارد می‌داند و آن را ناشی از نبود سیستم جامع انتخاباتی می‌داند و معتقد است با تدوین یک قانون جامع انتخاباتی و اصلاح برخی موارد می‌توان نقیصه را رفع کرد. شاید اوج گفت‌وگو با کدخدایی آنجایی باشد که خبرنگار از او می‌پرسد می‌توانیم ردصلاحیت سیدحسن، آقای هاشمی یا تایید‌صلاحیت آقای احمدی‌نژاد را به عنوان مصداق اشتباهات شورای نگهبان در نظر بگیریم و او در پاسخ تنها به یک جمله اکتفا می‌کند «قرار شد اگر نتوانم جواب بدهم سکوت کنم. »... اصراری برای پنهان کردن (اختلافات درونی‌ شورا) نیست، من در ابتدا هم گفتم چون شورای نگهبان یک کارکرد تخصصی دارد پس نظراتش هم تخصصی است، ...

اختلافات شورای نگهبان، اختلافات کارشناسی است... نظر جمعی فقها و حقوقدانان این است که نظارت شورای نگهبان باید موثر باشد. در فقه اصطلاحی برایش دارند که همان نظارت استصوابی است.
در جامعه و فرهنگ سیاسی ما این نظارت استصوابی یک واژه خیلی منفی جلوه داده می‌شود در حالی که یک نظارت موثر است و چیز دیگری غیر این نیست. یعنی اگر شورای نگهبان تشخیص داد که در انتخابات تخلفی صورت گرفته است و این تخلف موثر در سرنوشت انتخابات است می‌تواند آن را ابطال کند.
به استناد اصل ٩٨ قانون اساسی خود شورای نگهبان مفسر قانون اساسی است و می‌گوید که این نظارت عام و در تمام مراحل است. یعنی از صدر تا ذیل برگزاری انتخابات شورای نگهبان هرجا تخلفی دید می‌تواند ابطال کند... اگر یک بار برای همیشه ما بیاییم، نظام انتخاباتی‌مان را تعریف کنیم و اختیارات شورای نگهبان و وزارت کشور، نهادهای نظارتی و اجرایی ما به‌خوبی تدوین شود شاید این مشکلات دیگر به وجود نیاید. وی در پاسخ به این سوال که آیا این درست است که شورای نگهبان بتواند از همه قوا انتقاد کند ولی هر انتقادی از شورای نگهبان به مخالفت با نظام تلقی شود، گفت: شورای نگهبان که انتقادی نمی‌کند و آیت‌الله جنتی هم به عنوان امام جمعه حرف زدند هیچ‌وقت از جایگاه شورای نگهبان انتقادی نشده است.»
در مورد اظهارات آقای کدخدایی ذکر برخی نکات خالی از فایده نیست.
١- این فرض در اساس درست است که هر فرد دارای جایگاه‌های گوناگونی است و نباید این موارد را با یکدیگر خلط کرد. ولی تمایز این جایگاه‌ها در افکار عمومی به این سادگی نیست. به علاوه وقتی کسی در جایگاه بسیار مهم دبیری شورای نگهبان قرار دارد باید تمام جایگاه‌های دیگر خود را به نحوی مدیریت کند که به این جایگاه لطمه وارد نشود. مثل قاضی که جایگاه منحصر به فردی دارد و نباید اجازه دهد، جایگاه‌های دیگر او، موقعیت قضایی وی را مخدوش کند. به علاوه فرض کنیم ایشان امام جمعه هم باشد، چه ضرورتی دارد که چنان سخن بگوید که جایگاه دبیری شورای نگهبان را با سوال مواجه کند؟ آقای امامی کاشانی هم امام‌جمعه است ولی به گونه دیگری سخن می‌گوید.
بنابراین بیان اظهارات تندی که مخدوش‌کننده جایگاه حقوقی دبیری شورای نگهبان است پذیرفته نیست. از همه اینها مهم‌تر اینکه ایشان در بیشتر موارد در نماز جمعه با صراحت از موضع شورای نگهبان سخن گفته است و به‌طور مشخص نیز بر آن جایگاه تاکید کرده، بنابراین در خصوص تعارض این دو نقشی که ایفا شده و به ضرر موقعیت حقوقی شورای نگهبان شده است تردیدی وجود ندارد.
٢- آقای کدخدایی اصرار دارند که شورای نگهبان یک کارکرد تخصصی دارد. در واقع بهتر است گفته شود که باید یک کارکرد تخصصی داشته باشد. اگر تمام امور این شورا بر وجه تخصصی یا همان حقوقی پیش می‌رفت، در این صورت دیگر نباید از انتشار عمومی مطالب شورا نگران بود. مثل آرا و نظرات دیوان عالی کشور یا هر دادگاه دیگر که انتشار آنها موجب افزایش دانش و درک حقوقی کارشناسان و مردم می‌شود. اگر نظرات شورا کاملا و براساس قانون و از منظر تخصصی بود، در این صورت هیچگاه آقای کدخدایی محترم از پاسخ دادن به سوال علت ردصلاحیت سیدحسن آقا یا تایید صلاحیت آقای احمدی‌نژاد استنکاف نمی‌کردند. چون هیچ‌کس از بیان و نقد یک تصمیم کارشناسی پرهیز نمی‌کند حتی اگر مخالف آن باشد. اگر تصمیمات کارشناسی بود، اختلاف نظر ایرادی نداشت، مثل احکام دادگاه‌هایی که چند قاضی دارد و به اقلیت و اکثریت تقسیم می‌شوند و هر دو گروه نظرات حقوقی خود را بیان می‌کنند. بنابراین باید احتمال جدی داد که مسائل و اختلافات از نوع کارشناسی و حقوقی نیست که اگر چنین بود هیچ باکی از انتشار مفاد اختلافات نبود. همچنان که بیان اختلافات در حوزه علمیه نیز امری رایج است.
٣- در مورد نظارت استصوابی نیز اظهارات دقیقی صورت نگرفته است. کسی مخالف نظارت موثر نیست. و اگر هم کسانی مخالف آن باشند، نقدشان به عملکرد شورای نگهبان در این مورد مبتنی بر این دیدگاه نیست. در واقع شورای نگهبان در دفاع حقوقی و مستدل از عملکرد خود در چارچوب همان قوانین موجود نیز ناتوان است. به همین دلیل است که نگاه منفی نسبت به این نظارت به وجود آمده است.
تصمیمات حقوقی بیش از هر تصمیم دیگری (سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی) ظرفیت آن را دارند که به صورت مستدل و روشن بیان و دفاع شوند. مورد خانم خالقی نمونه مناسب ماجراست و اینها را با اصلاح قانون انتخابات نیز نمی‌توان برطرف کرد، چون دخالت شورای نگهبان در انتخابات از موضع مفسر قانون اساسی، قانون‌نویسی عادی را دچار مشکل کرده است.
واقعیت این است که شورای نگهبان باید به گونه‌ای عمل می‌کرد که قاطبه اهل نظر و حقوقدانان نظرات و عملکرد این شورا را فصل‌الخطاب نهایی امور تلقی کنند. ولی متاسفیم که بگوییم از حیث وزانت حقوقی و رفتاری شورای نگهبان فاقد این جایگاه است، سهل است که در وضعیت مناسبی قرار ندارد. بنابراین هر کسی که می‌خواهد به عضویت شورای نگهبان درآید، ابتدا باید بگوید تحقق این جایگاه برای شورای نگهبان مستلزم چه اقداماتی است و او چگونه این اقدامات را انجام خواهد داد؟

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن