روایتی از جدایی حدادعادل از مجلس
از پیش از انتخابات هم نگران آمدنشان بود و هشدار داده بود که «من تجربه مجلس ششم را دارم. احساس میکنم صدای پای مجلس ششم در تبلیغات انتخاباتی مجلس دهم شنیده میشود. خوب است که ملت به یاد آورد آن روزهایی را که مجلس ششم در کشور ایجاد کرده بود». حالا در آخرین نطق خود در مجلس نهم هم باز تکرار کرده است که: «اگر اصلاحطلبان در مجلس دهم بخواهند به جای حل مشکلات مردم، به حاشیهسازیهای سیاسی بپردازند و فضای مجلس را مانند مجلس ششم به فضای جنجال و جدال لفظی و رسانهای تبدیل کنند، مردم امیدوار را ناامید کردهاند و درصورتیکه بخواهند با حفظ عزت ملت و استقلال جمهوری اسلامی، برای حل مشکلات مردم راهحلهای منطقی پیدا کنند، مطمئن باشند که از حمایت اصولگرایان نیز برخوردار خواهند شد. آنجا که تلاش واقعبینانه برای خدمت به مردم و حل مشکلات کشور مطرح باشد، خطکشیهای جناحی رنگ میبازد». این یعنی اصولگرایان باوجود اصراری که در ظاهر بر اصولگرادانستن و خواندن مجلس دهم دارند؛ اما در باطن اینطور نمیاندیشند. حدادعادل دو روز پشتسرهم- یکی در فراکسیون اصولگرایان و بعد در صحن علنی - به مجلسیان آینده هشدار و تحذیر و بعد هم رهنمود داده است که: «مجلس دهم برای واحدهای تولیدی تعطیل شده و اصلاح نظام بانکی و مبارزه با قاچاق کالا و مقابله با فساد اقتصادی و جلوگیری از پرداخت حقوقهای ۷۰ و ۸۰ میلیونتومانی به مدیران دولتی و مقابله با آسیبهای اجتماعی از قبیل اعتیاد و لجامگسیختگی اخلاقی در فضای مجازی، اقدام و عمل کند. چنین رویکردی میتواند اصولگرا و اصلاحطلب را دوشادوش یکدیگر در مجلس دهم در خدمت ملت قرار دهد».
قاعده این است که احزاب، منتخبان و منتصبان، در پایان دوره از عملکرد خود بگویند و اجازه دهند در بوته نقد قرار گیرند؛ بهویژه اگر آن شخص، فردی مانند حدادعادل، با سابقه چهار دوره نمایندگی باشد؛ اما حدادعادل نگفته است که در این چهار دوره نمایندگی برای حل مشکلاتی که خود توقع برطرفکردن آن را از مجلسیان آینده دارد، چه کرده است.
مجلس ششم
حدادعادل در جریان بازشماری آرای تهران به جای علیرضا رجایی به مجلس ششم راه یافت. شورای نگهبان اعلام کرده بود که صندوقهایى که مخدوشبودن آن از نظر شورای نگهبان به اثبات رسیده است و با معیارهاى شوراى نگهبان تأییدکردنی نیست، باید ابطال شود. برای همین تصویب اعتبارنامه حدادعادل نزدیک به شش ماه طول کشید. جلسه بررسی اعتبارنامه حدادعادل اول آبان برگزار شد. غلامعلی حدادعادل از خود دفاع نمیکرد و نامهای به مهدی کروبی، رئیس وقت مجلس، نوشت و گفت: «اعتراض آقایان (شعبه یا کمیسیون یا معترضان) به من نبوده و اعتراضها مربوط به انتخابات است. اعتراض چون درباره ابطال صندوقهاست، به من هیچ ربطی ندارد؛ بنابراین من بحثی ندارم که بیایم دفاع کنم». بعد از انجام رأیگیریها اعتبارنامه حدادعادل تأیید شد. حدادعادل رئیس فراکسیون اقلیت در مجلس ششم بود و با توجه به فضای اصلاحطلبانه حاکم بر مجلس چندان تحرک نداشت.
مجلس هفتم
در مجلس یکدست اصولگرای هفتم، حدادعادل به ریاست رسید.
غلامرضا مصباحیمقدم درباره عملکرد هیأترئیسه مجلس هفتم گفته است: «عملکرد هیأترئیسه مجلس هفتم ضعیف و زیر حد متوسط ارزیابی میشود. مجلس باید جایگاه، استقلال و اقتدار خود را داشته باشد و بهگونهای عمل نکند که دولت قوانین مصوب را نادیده بگیرد و بخواهد آنها را زیر پا گذارد؛ کاری که متأسفانه در مجلس هفتم، اتفاق افتاد و نشانه ضعف مجلس بود». امیدوار رضایی، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هفتم هم گفته بود که جایگاه مجلس هفتم نسبت به مجالس گذشته در جامعه افت پیدا کرده که یکی از دلایل آن عملکرد نهچندان مثبت هیأت رئیسه مجلس هفتم بود.
وقتی از حدادعادل درباره اینکه آیا غیبت او در بحثهای چالشی مجلس هفتم به عنوان رئیس مجلس درست بوده یا خیر، گفت: «خیر آمار اداره جلسات را اگر بگیرید مشخص میشود که من چند درصد جلسات را اداره کردم و چند درصد نوابرئیس، گاهی مواقع مسافرت و مأموریت بودم که نوابرئیس اداره میکردند و گاهی اوقات در بحث برنامه بودجه باهنر به من کمک میکرد و گاهی اوقات تقسیم زمان میکردیم».
باوجود انتقاداتی که به عملکرد هیأترئیسه مجلس هفتم میشود، حداد معتقد بود که آن مجلس استقلال خودش را حفظ کرده بود. تعبیر حداد این بود که «مجلس هفتم پشت دولت است، نه در مشت دولت» قابلتأملترین اقدام حداد در مجلس هفتم به انتخابات ریاست جمهوری سال ٨٤ باز میگشت. شورای نگهبان صلاحیت مصطفی معین، نامزد حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب، و مهرعلیزاده، اصلاحطلب مستقل را رد کرد. حدادعادل به مقام معظم رهبری نامهای نوشت و درخواست کرد که ایشان شورای نگهبان را به توسیع دایره نامزدهای واجد شرایط توصیه کند. درخواستی که نتیجه داد و مصطفی معین و مهرعلیزاده تأیید صلاحیت شدند.
مجلس هشتم
حدادعادل در مجلس هشتم، رئیس کمیسیون فرهنگی بود و بازی ریاست را به لاریجانی واگذار کرد. عملکرد رئیس مجلس هفتم در ابتدای آغازبهکار مجلس هشتم موجب شد تا برخی از «روزه سکوت» گرفتن حدادعادل سخن به میان آورند. بررسی مشروح مذاکرات مجلس هشتم از جلسه یکم تا ١٩٥ مشخص میکرد که حدادعادل در مجلس هشتم «یک بار» در مخالفت و «یک بار » هم بهعنوان موافق یک لایحه، میکروفونش باز شده است. نامزد جدی ریاست مجلس نهم، فقط سه بار در صحن مجلس تذکر داده که البته یک مورد آن مربوط به استفاده صحیح از واژگان فارسی بوده است. البته گفته شد که مواردی هم بوده که حدادعادل نطقی در مجلس داشته اما به موضع نمایندگی او مربوط نبوده است.
صراطنیوز درگزارشی نوشته بود که در بسیاری از موارد که برخلاف شعار و آرمانهای همیشگی دکتر حدادعادل و حامیانش، مجلس هشتم در آستانه تصویب قوانین مسئلهدار قرار میگرفت، خبری از واکنش حداد نبوده است. به نظر میرسد مهمترین کنش حداد که تأثیر مهمی در واگذاری ریاست مجلس نهم به لاریجانی داشت، به آخرین روزهای مجلس هشتم و ماجرای استیضاح وزیر کار بازمیگشت.
بر سر انتصاب مرتضوی به ریاست سازمان تأمین اجتماعی، نمایندگان میخواستند وزیر کار را استیضاح کنند، اما حداد نزد مرتضوی رفت و پیغام آورد که او قول شرف داده که کنار برود، نمایندگان هم امضای استیضاح را پس گرفتند اما مرتضوی زیر قولش زد و کنار نرفت. احمدی نژاد به مجلس آمد و گفت، دولت هیچ تعهدی نداده است و مرتضوی نیز که صبح به احترام جلسه شب گذشتهاش به سازمان تأمین اجتماعی نرفته بود، از بعد از ظهر بر سرکار حاضر شد.
مجلس نهم
همزمان با اعلام نامزدی «غلامعلی حدادعادل» برای کاندیداتوری ریاست مجلس نهم٬ رسانههای حامی اصولگرایان اقدام به نقد عملکرد او در مجلس هشتم کردهاند. علی مطهری همان زمان در پاسخ به سخنان حدادعادل که سؤال از احمدینژاد را باعث کاهش اقتدار مجلس دانسته بود٬ گفت: «همین جمله ثابت میکند که ایشان برای ریاست مجلس مناسب نیست... مجلس، رئیسجمهوری را که میگوید فلان قانون را اجرا نمیکنم، احضار کرده و جلسهای شبیه دادگاه علنی تشکیل داده که قاضی آن مردم بودهاند». او افزوده بود: «امثال آقای حداد فکر میکنند که اگر در جایی از حقوق مردم دفاع کنند، مثلا از حقوق یک زندانی سیاسی دفاع کنند، علیه نظام اقدام کردهاند و این یک تفکر خطرناک است و با تفکر شهید آیتالله مطهری فرسنگها فاصله دارد».
افرادی مانند «روحالله حسینیان» هم که به دلیل رقابتهای دروناصولگرایی از حداد دلخور بود درباره او گفته بود: «ما نسبت به ریاست آقایان حداد و لاریجانی ذهنیت منفی داریم؛ در ریاست آقای حداد نگران این هستیم که ریاستش در دست یک عده افراد خاص، از جمله آقای توکلی بیفتد و... از آقای لاریجانی هم نگرانیهایی داریم و میترسیم باز هم مدیریت مجلس هشتم ادامه یابد».
در نهایت، یک روز مانده به برگزاری مراسم افتتاحیه مجلس نهم، منتخبان ملت با تشکیل جلسات متعدد در مورد مسائل مهم و پیش رو، از جمله انتخاب رئیس و هیأترئیسه مجلس نهم رایزنی کردند. در این جلسات غلامعلی حدادعادل از سوی فراکسیون اصولگرایان مجلس و علی لاریجانی نیز از طرف رهروان ولایت به عنوان رئیس پیشنهادی مجلس نهم انتخاب و معرفی شدند. در نهایت علی لاریجانی با کسب ١٧٣ رأی از مجموع ٢٧٥ آرای مأخوذه به سمت رئیس موقت مجلس نهم برگزیده شد. غلامعلی حدادعادل هم صد رأی منتخبان جدید ملت را از آن خود کرد.
با همه اینها اما حداد، دلیل رئیسنبودن خود در مجلس هشتم و نهم را اینگونه عنوان کرده است: «احمدینژاد از من دلخور بود زیرا در مواقعی که باید در مجلس ایستادگی میکردم، این کار را انجام دادم. من هر جا حق خودم بود میگذشتم ولی جایی که حق نظام، مردم و رعایت قانون اساسی بود ایستادگی میکردم اما تمام اینها با رفتاری انجام میشد که به درگیری کشیده نشود ولی احمدینژاد این برخورد من را دوست نداشت. دلیل دیگر رئیسنبودن من هم بیرون مجلس بود که برخی تشکلها از من خوششان نمیآمد زیرا بنده گرایش حزبی را در عزل و نصبها اولویت نمیدادم».
نامزد ریاستجمهوری
حدادعادل عزم انتخابات ریاست جمهوری کرده بود و یکی از سه عضو ائتلاف اصولگرایان بود. اردیبهشت ٩٢ و در جریان رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری، از او در مورد صدق وعدههای انتخاباتیاش سؤال شد که گفت: «همه باید در این زمینه به خدا پناه ببریم و با ملت خود صادقانه رفتار کنیم، من نمیتوانم آینده را پیشبینی کنم اما بر این اعتقادم که گذشته انسانها قرینهای برای رفتار آینده آنهاست و در همین راستا با مروری بر گذشته مشخص میشود که اصول بنده از بعد از انقلاب تاکنون هیچ تغییری نداشته است».
از او درباره برنامههایش در راستای رفع فقر سؤال شد که گفت: «در موضوع رفع فقر از جامعه مسائل مختلفی وجود دارد که در صورت ایجاد سازوکار مناسب برای آنها این موضوع قابل بهبود است ولی شرط انصاف این است که بگوییم وضعیت فقر از بعد از انقلاب نسبت به زمان قبل آن بهبود چشمگیری یافته و سطح زندگی مردم به نسبت بهتر شده است». از او وعده بهبود معیشت مردم در جریان انتخابات مجلس دهم هم شنیده میشد، بدون اینکه بگوید مجلس نهم برای بهبود اوضاع اقتصادی مردم چه کرده است. یک تحلیلگر در علت شکست اصولگرایان در انتخابات تهران نوشته بود که کلیشهایشدن شعارهای اقتصادی بدون ارائه برنامه مشخص پاشنه آشیل انتخاباتی اصولگرایان شده است.
حداد در یک نگاه
غلامعلی حداد عادل، زاده ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۴ در تهران است. نماینده تهران درمجلس شورای اسلامی ایران از دوره ششم تا نهم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران و عضو شورای سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی ایران و رئیس بنیاد سعدی است. او همچنین پنجمین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران و اولین رئیس غیرروحانی مجلس شورای اسلامی بوده است. غلامعلی حداد عادل با شعار تقوا و تدبیر در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ نامزد شد، اما در ۲۰ خرداد ۱۳۹۲(چهار روز پیش از انتخابات ریاستجمهوری ایران) به نفع اصولگرایان از کاندیداتوری کنارهگیری کرد. در سال ۱۳۹۳ نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر به او اهدا شد. حداد عادل و همسرش را به واسطه دبیرستانهای فرهنگ هم میشناسند. طیبه ماهروزاده، دبیرستان دخترانه فرهنگ مخصوص علوم انسانی را تأسیس کرده است. رئیس فرهنگستان زبان و ادب به زبان فارسی هم حساسیت ویژهای دارد تا جایی که این حساسیت او منجر به برکناری یک مجری تلویزیونی به علت اصرار بر استفاده از «اساماس» به جای پیامک شد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.
ارسال نظر