محمود احمدی‌نژاد؛ بال یا وبال گفتمان اصولگرایی

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۴۰۹۰۳ سایت-خوان

در منطق سیاسی جدید، رابطه نیروهای سیاسی و ساختار قدرت تعیین‌کننده مناسبات خواهند بود.

آرمان نوشت؛

در منطق سیاسی جدید، رابطه نیروهای سیاسی و ساختار قدرت تعیین‌کننده مناسبات خواهند بود. دگرگونی‌های سیاسی در عصر ما تابعی از پراکندگی قدرت است. قدرت در فضای سیاسی اکنون در ماکروپلیتیک (قدرت به معنای دولت و حکومت) محصور نمی‌شود. میکروپلیتیک (قدرت در اجتماع) در آرایش سیاسی امروز ایران سهمی بسزا دارد. البته نباید بین این دو عرصه قدرت خطی منفک و ممیزه کشاند. هر قدرت ملغمه‌ای از قدرت ماکرو و میکرو است، چنانکه که متولیان قدرت ماکرو برای تثبیت قدرت خود نمی‌توانند از میکرو پلیتیک چشم پوشی کنند. دراین دستگاه تحلیلی است که احمدی‌نژاد خود را واجد آن قدرت حاضر در میکرو پلیتیک می‌بیند که برای متولیان ماکروپلیتیک جهت از صحنه بیرون راندن جرگه تحول خواه اعتدالی - اصلاحی، جاذبه ایجاد کند. گرچه حضور او در ساختار سیاسی ایران تهدیدی جدی علیه ثبات، توسعه و تحول بود، اما امروز نباید از فرصت‌هایی که حضورش برای اصلاح‌طلبی ایرانی به ارمغان می‌آورد، چشم پوشی کرد. حرکت حاشیه علیه متن توسط احمدی‌نژاد امکان پذیر نیست. کانون گفتمانی که او می‌خواست نماینده اش باشد، آنقدر استقرار یافته نیست که بتواند دال‌های جانبی اش را شارژ کند؛ منبع قدرت او خود از شارژ خالی است. صورت‌بندی گفتمانی اصولگرایی به راحتی امکان مفصل‌بندی حول ایشان را نمی‌یابد. این گفتمان به‌شدت از لازمانی و لامکانی بودن رنج می‌برد. زمینه و زمانه آمادگی پروراندن و تجسد اصولگرایی را در احمدی‌نژاد ندارد. اصولگرایی در عصر اعتدالی، پسا احمدی‌نژادیسم، پسابرجام و پختگی اصلاح‌طلبی و... ابای فراوان دارد تا دوباره خود را در چهره او بازنمایی کند. اصلاح‌طلبی ایرانی هم باید او را جدی بگیرد و هم جدی نگیرد. جدی دانستن مخاطرات این تفکر برای آینده ایران، محور حرکتی سیاسی و معقول خواهد بود. او کمک بزرگی برای ائتلاف خردگرایان حول منافع ملی و کوتاه آمدن از مطالباتی است که برای امروز فانتزی می‌نمایند. اما آنچنان که در آغازین سطور اشاره شد، او را از آن جهت نباید جدی گرفت، که با فقر گفتمانی به وقت اکنون مواجه وبد زمانی گفتمان اش به‌شدت برملا ست. حضورش در عرصه سیاسی، حجت موجه خردگرایان برای ائتلاف است، چیزی که بهبود خواهی ایرانی به‌شدت به آن نیاز دارد. او سرمایه‌ای نیست که به کار صاحبانش بیاید، که نشانه‌ای است از بحران یک گفتمان. هنر اصلاح‌طلبی ایرانی بازنمایی مخاطرات احمدی‌نژادیسم برای آینده این مرز و بوم است. مانور اصولگرایی ایرانی روی احمدی‌نژاد، تقویت مبانی و اصول اصلاح‌طلبی است. احمدی‌نژاد تا اطلاع ثانوی در به کنار هم نگهداشتن متولیان مصلحت عمومی و منافع ملی نقشی مثبت بازی خواهد کرد، و البته رها شدن حامیان او از این شرایط، آنها را به دو مسیر رهنمون خواهد کرد. مسیر خیر و صواب برای ایشان همراه و همزبان شدن با بهبود خواهی ایرانی به نام نامی اصلاح‌طلبی است. فقر گفتمانی او به بحران مفصل‌بندی و فراتر از آن بی‌قراری مفرط مبانی هویت‌سازسیاسی مد‌نظر او نیز سرایت کرده است. در پارادایم انقلاب اسلامی مرجعیت جایگاه ویژه‌ای داشته است. گفتمان‌های اصولگرایی و اصلاح‌طلبی به عنوان دو گفتمان قوی حاضر در ذیل این پارادایم هماره در نزدیکی به مرجعیت شیعه به خود تردید راه نمی‌دادند. جایگزین کردن دیگران، در تضعیف گفتمان احمدی‌نژادیسم نقشی اساسی داشته است. گفتمان اصولگرایی به برداشت احمدی‌نژاد گرچه روزی بر اصولگرایی ایرانی سایه افکنده بود و به بی‌قراری حدا کثری اصولگرایی در شرایط بعدی انجامید، اما در اصولگرایی بی‌قرار کنونی وضعیتی هژمونیک ندارد. می توان نتیجه گرفت که مجموعه شرایط سیاسی کشور در فضای سیاسی کنونی و لحاظ جمیع جوانب، از ساختار سیاسی تا آرایش نیروها، از ائتلاف‌ها ی سیاسی تا جامعه جنبشی، مطالبه‌گر و بهبود خواه، از شرایط جهانی و منطقه‌ای تا پیامدهای برجام، از افزایش آگاهی عمومی تا رشد فزاینده رسانه‌های منتقد و افزایش قدرت بهبود خواهان، از ائتلاف گسترده اصلاح‌طلبان و اعتدالیون تا بی‌قراری اصولگرایی و... نشان می‌دهد که بهبود خواهی ایرانی می‌تواند از حضور او در عرصه سیاست، بهره‌ها ببرد و کماکان اصولگرایی را موقعیت بی‌قراری نگه دارد. این این بدان معناست که تا مادامی که اصولگرایی نتواند نو شود و فاصله معناداری با احمدی‌نژادیسم از خود نمایان کند، کماکان باید هزینه‌های همراهی با احمدی‌نژاد و گفتمانش را بپردازد.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن