خاستگاه پیروزی فهرست امید در تهران

تاریخ انتشار: شماره خبر: ۳۰۳۷۵۸۴ سایت-خوان

کلیت فرهنگ سیاسی شهروندان تهرانی جدای از فرهنگ سیاسی دیگر حوزه‌های انتخابیه نیست بلکه بروز آن تابع تصور ژئوپلیتیک، الزامات و بایسته‌های محلی در قالب پایتخت‌نشینی آنهاست.

روزنامه شرق نوشت؛

از زمان مشخص‌شدن نتیجه آرای دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در کلان‌شهر تهران تاکنون تفاسیر و برداشت‌های مختلفی توسط کارشناسان و کنشگران سیاسی ارائه شده است. اما ایراد اساسی وارد بر تحلیل‌های یادشده، توجه به عوامل و زمینه‌های نزدیک به زمان برگزاری انتخابات بود و کمتر بر فرهنگ سیاسی و با‌لتبع کنش سیاسی و رفتار انتخاباتی ساکنان پایتخت تمرکز داشته‌اند.

کلیت فرهنگ سیاسی شهروندان تهرانی جدای از فرهنگ سیاسی دیگر حوزه‌های انتخابیه نیست بلکه بروز آن تابع تصور ژئوپلیتیک، الزامات و بایسته‌های محلی در قالب پایتخت‌نشینی آنهاست. در مقیاس کلان تحلیل و از منظر فرهنگی اساسا موقعیت جغرافیایی ایران بستر خاصی برای ساکنان آن طی تاریخ تدارک دیده که در کلیت خود به صورت ضعف اندیشه راهبردی و مطالبه کوتاه‌مدت‌ها در فرهنگ ملت ایران نمود یافته است. از سوی دیگر شکاف تاریخی دولت - ملت بر فرهنگ سیاسی ایران، همواره دارندگان قدرت را در مظان اتهام بحق یا ناحق قرار داده است.

ازاین‌رو، به فرهنگ سیاسی ایرانی سرشتی ضدقدرت‌مدار بخشیده اما از آنجا که تشکل‌ها و سازمان‌های همبسته‌گر در قالب احزاب شکل نگرفته، امکان شکل‌گیری نداشته یا نتوانسته‌‌اند اعتماد حداکثری شهروندان را جلب کنند، نمودهای سیاسی این فرهنگ در قالب رخدادهای سیاسی توده‌وارِ پیش‌بینی‌ناپذیر نمود یافته‌‌اند که آن هم عمدتا در حمایت از نقادان بوده است. دراین‌میان، فرهنگ سیاسی حاکم بر شهروندان تهرانی را نمی‌توان جدای از چنین بسترهای جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی بررسی و تبیین کرد.

دست‌کم با واژگونی دودمان قاجار و برآمدن خاندان پهلوی و شکل‌گیری نظام سیاسی یکپارچه در ایران، شهر تهران تا به امروز کانون انباشت فزاینده قدرت و ثروت بوده است. طی این مدت همه راه‌ها به تهران ختم و این شهر گرانیگاه ایران شد به‌گونه‌ای که امروزه تهران محل تلاقی محورهای اصلی‏ ارتباطی کشور است، بر نواحی و کانون‏های سیاسی کشور موقعیت نظارتی دارد، بزرگ‌ترین کانون جمعیتی کشور است به‌گونه‌ای که اندک‌شمار هستند روستاهایی که در ایران باشند و در تهران یا پیرامون آن مهاجر و ساکن نداشته باشند.

همه نواحی سیاسی، فرهنگی ایران نقش کلانتری تهران در حوزه سیاسی، آموزشی، مالی، نظامی و فرهنگی را پذیرفته‌‌اند. طی یک سده اخیر همه تحولات سیاسی و فرهنگی فراگیر ملی با مرکزیت تهران رخ داده‌اند. اساسا نوع نگرش شهروندان تهرانی، ملی و ایران‌گرایانه است. در ادبیات جغرافیای سیاسی وزن ژئوپلیتیک ناظر بر قدرت و منزلت بازیگران سیاسی- جغرافیایی در مناسبات سیاسی و میزان تأثیرگذاری آنها بر رفتار دیگر کنشگران در مقیاس فروملی، ملی و فراملی است. همین جاذبه‌ها و قدرت‌آفرینی‌ها بوده که دست‌کم پس از انقلاب در پیدایش و نقش‌آفرینی جریان‌های سیاسی مختلف با مرکزیت تهران مؤثر بوده است.

دراین‌میان، کانون تمرکز و نشانی دفاتر مرکزی بیشتر احزاب سیاسی در صدسال اخیر تهران بوده و از طریق آن کوشیده‌‌اند شاخه‌ها یا شعبات خود را در دیگر شهرهای کشور بگسترانند و از رهگذر آن نامزدهای هم‌فکر یا نزدیک به خود را به مجلس گسیل دارند.

از بُعد رسانه‌ای نیز تقریبا همه خبرگزاری‌ها، نشریات، روزنامه‌ها و مطبوعات مطرح و مؤثر کشور در پایتخت مستقر هستند که دراین‌میان با پرداختن به نمایندگان تهران و مصاحبه با آنها از آنان چهره‌های پرآوازه‌ای خلق می‌کنند به‌گونه‌ای که شهرت آنها ملی است و تشکل‌های مختلف از مراکز استان‌ها برای سخنرانی و طرح دیدگاه و تفسیر به فراخور موضوع و مناسبت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی از آنها دعوت به عمل می‌آورند. گزاف نیست چنانچه گفته شود در بسیاری از مراکز استان‌ها نمایندگان تهران به‌مراتب از نمایندگان خود مرکز استان شناخته‌شده‌تر هستند. دراین‌بین کم نیستند نمایندگان دیگر حوزه‌های انتخابیه کشور که چه‌بسا از منظر علمی و تحلیلی نسبت به هم‌قطاران تهرانی خود توانمندی بالاتری داشته باشند اما کمتر در کانون توجه اهالی رسانه قرار داشته‌اند.

همین موضع رشک آنها را نیز برانگیخته که گاه بخت خود را برای نمایندگی در این شهر بیازمایند که البته چندان قرین کامیابی هم نبوده است و به قول حافظ بعدا از این شهر رخت خود را بیرون کشیده و به همان حوزه قبلی خود بازگشته‌اند.

از سوی دیگر، فرهنگ سیاسی شهروندان و رأی‌دهندگان کلان‌شهر تهران و حوزه انتخابیه چندمیلیونی آن به‌گونه‌ای است که عمدتا به فهرست‌های انتخاباتی متناسب با گرایش سیاسی آنها رأی می‌دهند و اساسا نامزدهای مستقل بخت اندکی برای حضور در مجلس دارند مگر آنکه چهره رسانه‌ای مطرح و نشان(مدال) آوری آن هم در رشته‌های ورزشی پُرطرفدار باشد مانند کسانی که امروز در شورای شهر تهران حضور دارند و از مزایای شُهرت‌کراسی(شهرت‌سالاری) برخوردار هستند تا دموکراسی. در انتخابات مجلس، حوزه انتخاباتی تهران شامل شهر تهران، ری، اسلامشهر، شمیرانات و پردیس است که به مرکزیت این شهر ٣٠ نفر نماینده دارد که تقریبا در بیشتر دوره‌ها رئیس مجلس از نمایندگان مردم تهران بوده ‌است.

از جاذبه‌ها و گیرایی‌های حوزه انتخابیه تهران برای جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح‌طلب یا اصولگرا این است که بتوانند اکثریت یا همه ٣٠ نفر نماینده هم‌فکر یا نزدیک به خود را در همان دور نخست به مجلس بفرستند تا به جهت‌گیری سیاسی اصلاح‌طلب یا اصولگرایانه مجلس جهت دهند.

زیرا در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه کشور پایگاه رأی‌آوری نمایندگان بیش از آنکه تابع جهت‌گیری سیاسی آنها باشد، این هویت‌های مکانی، آرای طایفه‌ای و نیازهای محلی است که در برآمدن آنها به‌عنوان نماینده مجلس مؤثر بوده است.

در نظام جمهوری اسلامی، به طور میانگین هر دوسال یک‌بار یک انتخابات برگزار می‌شود.

واکاوی دوره‌های مختلف انتخاباتی کشور نشان می‌دهد که این صرفا انتخابات ریاست‌جمهوری است که به‌واسطه سراسری‌بودن و حمایت‌ها و مخالفت‌های جریان‌های سیاسی فعال درون‌کشوری و برون‌کشوری، توان گفتمان‌سازی دارد و دیگر انتخابات به‌ویژه مجلس شورای اسلامی و شوراها از گفتمان یادشده متأثر هستند.

به طور مشخص از هفتمین دوره ریاست‌جمهوری در ایران تاکنون از شدت فرهنگ سیاسی حاکم بر جهت‌دهی به آرای رأی‌دهندگان از آرمان‌گرایی‌های عمدتا فراملی‌گرایانه نخستین انقلاب به سمت مسائل ملموس‌تر داخلی مانند آزادی بیان، مبارزه با فساد، عدالت، ایجاد اشتغال، کاهش رویکردهای امنیتی نسبت به مراکز فرهنگی و دانشگاهی، رفع بی‌کاری و تعامل با جهان گرایش یافته است.

انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ هفتم اسفند ١٣٩٤ با مشارکت ٣٤ میلیونی یا به یک معنا بیش از ٦٢ درصدی واجدان شرایط رأی‌دهی و حضور فعال و فزاینده جریان‌های سیاسی مختلف در قالب «ائتلاف بزرگ اصولگرایان» و «ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان: گام دوم» برگزار شد.

در تهران با حضور ٥٠ درصدی واجدان شرایط، نتیجه انتخابات کم‌نظیر بود به‌گونه‌ای که در این حوزه انتخابیه هر ٣٠ نفر «فهرست امید» وابسته به جریان حامیان دولت (اصلاح‌طلبان و اعتدال) راهی مجلس شدند. پیش از اینکه به دلایل و زمینه‌های پیروزی فهرست امید در تهران پرداخته شود، حضور ٦٢درصدی مردم پای صندوق‌های رأی در مقیاس ملی و فراملی چندین پیام داشت. نخست اینکه مردم تغییر و تحول در سرنوشت و امور جاری خود را در قالب رویه‌ای دموکراتیک از طریق انتخابات پی می‌گیرند نه حمایت از جریان‌های برانداز خارج‌نشین.

دیگر آنکه در منطقه بی‌ثبات و بحران‌زده خاورمیانه، ایران از معدود کشورهایی است که تغییر و تداوم نظام سیاسی در چارچوب انتخابات صورت می‌گیرد. دیگر آنکه نشان داد اصلاح‌طلبان به‌واسطه پایگاه گسترده اجتماعی و نمایندگی قشرها و طبقاتی از جامعه از آنچنان توانمندی‌ای برخوردار هستند که نمی‌توان آنها را حذف کرد. همچنین نشان داد ماهیت آرای رأی‌دهندگان در تهران کاملا سیاسی، فهرستی و سلبی است به‌گونه‌ای که تفاوت آرای نفر شصتم وابسته به ائتلاف اصولگرا با نفر شصت‌ویکم خارج از فهرست‌های اصلی بسیار معنادار است. واکاوی داده‌های موجود نشان می‌دهند که تهران عمدتا جهت‌گیری اصلاح‌طلبانه داشته است.

به دیگر سخن، دهمین دوره انتخابات مجلس و به‌قدرت‌رسیدن طیف اصلاح‌طلب- اعتدال باید در سال ١٣٩٠ رخ می‌داد اما به‌واسطه رنجیدگی شهروندان تهرانی به علت مسائل پس از انتخابات ١٣٨٨، مشارکت در سال ١٣٩٠ به همان دلایل به‌شدت فروکاست و عملا اصولگرایان با کمینه مشارکت برای سومین‌بار اکثریت مجلس را در اختیار گرفتند.

تجربیات گذشته نشان داده بی‌تفاوتی و قهر از صندوق‌های رأی و انتخابات عملا به سود جریان رقیب است؛ رقیبی که عملکردش به بروز نابسامانی‌های اجتماعی در قالب افزایش طلاق، کاهش ازدواج، افزایش اعتیاد، گسترش انواع بزهکاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی، افزایش تورم، تشدید شکاف طبقاتی، فساد سیستماتیک، حجم بالای بی‌کاری، شمار زیاد پرونده‌های قضائی، افزایش تنش در سیاست خارجی و محکومیت‌های پیاپی ایران در شورای امنیت و تشدید تحریم‌ها انجامیده است. کشمکش‌های درونی طیف اصولگرای حاکم در قالب مسائل یادشده، خط پایانی بر مقبولیت آنان کشیده بود و دیگر توجیهات فرافکنانه برای مخاطبان ناراضی از وضع موجود، قانع‌کننده نمی‌نمود.

برایند سیاسی این وضعیت در گام نخست با پیروزی حسن روحانی با حمایت پایگاه اصلاح‌طلبی در تهران و دیگر شهرها نمود یافت. این در حالی بود که هنوز لایه‌هایی از هواداران اصلاح‌طلبی در وضعیت قهر قرار داشتند. پیروزی حسن روحانی جریان‌های اصلاح‌طلبی را به کنشگری و عمل‌گرایی در عرصه انتخابات بعدی متمایل کرد. برایند تحلیل موضع‌گیری‌های جریان‌ها و تحولات سیاسی نشان می‌داد که عملا مجلس آینده اکثریت اصلاح‌طلب خواهد داشت و نگرانی‌هایی در بین برخی افراد و نهادها برانگیخت و بخش عمده‌ای از جهت‌گیری آنها، بر ایجاد موانع روانی در برابر سیل استقبال رأی‌دهندگان و داوطلبان مجلس شورای اسلامی به سود جریان اصلاح‌طلبی متمرکز بود.

طی یک هفته زمان برای نام‌نویسی بیش از ١٢ هزار داوطلب ثبت‌نام کردند؛ رقمی بی‌سابقه در انتخابات مجلس که با اظهار نگرانی برخی مقامات همراه شد. در نهایت پس از بررسی صلاحیت نامزدهای انتخاباتی حدود ٦٠ درصد ردصلاحیت شدند که شمار زیادی از رد‌صلاحیت‌شدگان وابسته به جریان اصلاح‌طلبی بودند. روندی که انتظار می‌رفت سرخوردگی هواداران اصلاح‌طلبی را در پی داشته باشد. در تهران بیش از نیمی از دوهزار و ٣٠٠ نامزد انتخاباتی ردصلاحیت شدند که شمار زیادی از آنها چهره‌های رسانه‌ای مطرح و رأی‌آور اصلاح‌طلب بودند و پیگیری‌های آنها از مراجع قانونی هم به نتیجه نرسید.

در نهایت اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان (حامیان دولت) به رهبری محمدرضا عارف با حمایت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، حسن روحانی، حسن خمینی و رئیس‌جمهور دوران اصلاحات، با فهرستی با عنوان «لیست امید» پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشتند؛ فهرستی که جز چندنفر نخست، بقیه کمتر شناخته‌شده بودند؛ فهرستی که «انگلیسی» نامیده‌شدن آن برخلاف تصور، در برانگیختن رأی‌دهندگان تهرانی‌ مؤثر واقع شد.

عملکرد ١٢ساله اصولگرایان در مجالس هفتم، هشتم و نهم و در دولت‌های نهم و دهم به همراهی برخی نهادها در گذشته و روزهای نزدیک به انتخابات، عملا به دوقطبی‌شدن فضای انتخاباتی انجامید و شهروندان تهرانی را به این نتیجه رساند راهی که در سال ٩٢ آغاز کرده‌‌اند را باید به سرانجام برسانند.

به سخن دیگر، بیشینه رأی‌دهندگان تهرانی به اتاق فکر و حامیان جریان اصلاح‌طلبی اعتماد کردند و به «لیست امید» رأی ایجابی دادند. براین‌اساس، ستاره اقبال اصولگرایان از چندسال پیش کم‌فروغ شده بود و در هفتم اسفند ٩٤ در برابر رأی شهروندان سلبی تهرانی‌ها دست‌کم برای چهارسال غروب کرد. شکست شورای ائتلاف اصولگرایان در تهران الزاما ناشی از هنر و کاردانی اصلاح‌طلبان نبود بلکه این ائتلاف نتیجه را به عملکرد ١٢ساله خود در مجلس و دولت و فشار بر کانون‌ها و جریان‌های منتقد باخت.

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن