تحلیل مرتضی حاجی از رفتار انتخاباتی مردم
روز جمعه انتخابات دو مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی برگزار شد.
روزنامه اعتماد نوشت؛
با وجود اینکه تا ساعت تهیه این مطلب تخمین دقیقی از میزان آرای مشارکتکنندگان در انتخابات به دست نیامده اما اخبار کلی حاکی از مشارکت بالای مردم بوده است. مرتضی حاجی، عضو شورای مشورتی رییس دولت اصلاحات و عضو هیاتمدیره بنیاد باران در گفتوگو با «اعتماد» دلیل اصلی رشد مشارکت را شکلگیری جبهه مخالفان و موافقان برجام میداند. او همچنین چهرههای ناشناختهای که موفق به جلب اعتماد مردم شدهاند را پدیده این انتخابات میداند. اتفاقی که به دلیل نبود چهرههای شاخص و شناخته شده اصلاحطلب در انتخابات رخ داده است.
ارزیابی اولیه شما تا این ساعت (ساعت ١٧ روز گذشته) از میزان مشارکت در انتخابات روز جمعه چیست؟
به نظر میرسد حضور مردم در انتخابات چشمگیر بوده است. بر اساس آماری که تاکنون شنیدهایم بیش از ٣٣ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردهاند که این رقم با افزایش قابل پیش بینی احتمالا تغییر خواهد کرد. این به معنی این است که مشارکت مردم گستردهتر از دفعات قبل بوده است. از این جهت یک رکورد جدیدی اتفاق افتاده است.
چه دلایلی برای این اتفاق میتوان برشمرد؟
دلایل متعددی میتواند داشته باشد، از جمله اینکه شرایط ماههای اخیر که شاهد آن بودیم و موضوعاتی که در مجلس مورد بررسی بود و بهطور مشخص مذاکرات هستهای و نحوه موضعگیری برخی نمایندگان و هوادارانشان بیرون از مجلس توجه مردم را جلب کرده بود. در واقع مجموعه اتفاقات اخیر به ویژه مذاکرات مجلس در مورد بحث برجام چه در کمیسیون ویژه و چه در صحن علنی توجه مردم را به خود جلب کرد و آنها را برای ورود به عرصه انتخابات مجاب کرد. در واقع شرایطی ایجاد شد که مردم بتوانند نظر خودشان را له یا علیه مواضعی که شاهدش بودند ابراز کنند و این یکی از مهمترین دلایل بود.
حضور مردم در انتخابات معمولا در حوزه امنیت ملی نیز تاثیرگذار است. در واقع اگر این حضور را پشتوانهای برای نظام و ساختار سیاسی در نظر بگیریم، میتواند بخشی از معادلات را به نفع کشور تغییر دهد. آیا از این منظر نیز حضور روز جمعه دستاوردی برای ما داشته است؟
در موضوع انتخابات بیشتر از اینکه بخواهیم به دنبال پیام سیاسی به خارجیها و کشورهای دیگر باشیم، باید به آن به عنوان یک فرصت برای اینکه بعضی از مشکلات مزمن باقی مانده را از طریق نمایندگان حل و فصل کنیم، نگاه کنیم. انتظار از مجلس این است که به جای فرافکنی و انتقال مشکلات به توطئههای خارجی، با تدبیر و حوصله و موشکافی به علل اصلی وقوع مشکلات بپردازد و آنها را حل کند که اگر بعضی از آنها ناشی از دسیسههای خارجی باشد هم برایش چارهاندیشی شود. با این حال طبیعتا پیام وحدت ملی در هر رویداد مهم کشور میتواند انتشار پیدا کند که انتخابات یکی از آن موارد است. در عین حال این موضوع تجلیهای دیگری مانند راهپیمایی ٢٢ بهمن هم دارد. با وجود این برگزاری آرام و بیدغدغه انتخابات و حضور گسترده مردم حامل پیام همبستگی مردم با حاکمیت و دولت است. از طرفی انگیزه مردم برای اداره کشور با رای و نظر خودشان پیام برای دیگرانی دارد که نظر سوئی به کشور ما دارند. این پیام هم کاملا روشن است. مردم پای انقلاب و ارزشها و رهبری و مدل حکومت ایستادهاند و آن را میپسندند، به همین دلیل است که صحنه را همیشه زنده نگه داشتهاند. پیام خارجی این حضور انسجام مردم با نظام است و در عین حال نشاندهنده این مطلب است که مردم میخواهند مسائل را با تدبیر خودشان حل کنند و چشم به خارج ندارند.
یکی از اتفاقاتی که به نظر میرسد در این انتخابات رخ داد، اقبال درصد بیشتری از رایدهندگان به لیستهای معرفی شده از سوی دو جریان سیاسی اصلی کشور بود. این رفتار سیاسی تا چه اندازه قابل اعتنا است و اگر رخداد مهمی ارزیابی میشود تحلیل آن چیست؟
البته نباید دور از ذهن داشته باشیم که این رویداد معطوف به شهرهای بزرگ است. در کل میتوان گفت وقتی کاندیداهایی منسوب به یکی از جریانهای شناخته شده باشند، علاوه بر مسائل منطقهای که بهطور طبیعی روی انتخاب تاثیرگذار است یک نگاه هم میتواند به حامیان سیاسی فرد باشد. در شهرستانهای کوچک و حوزههای تک نماینده عمدتا مساله حامیان سیاسی یک کاندیدا بهطور جدی تاثیرگذار نیست. اما در شهرهای بزرگ طی ماههای اخیر صفبندی مشخصی به وجود آمد. به خصوص بعد از طرح برجام در مجلس و موضعگیریهایی که صاحبان تفکرات سیاسی مختلف نشان دادند، میتوان گفت نوعی تقسیمبندی اتفاق افتاد و مخالفان برجام و موافقان آن صفبندی کردند. ادامه راه مخالفان برجام تقابل با دولتهای تاثیرگذار در عرصه بینالملل را میتوانست به دنبال داشته باشد. تحریم و تهدید و حفظ وضعیت پیش از برجام نیز از نتایج اعمال و کنشهای سیاسی آنان بود. عدهای هم موافق برجام بودند که همچنان مذاکرات را عزتمندانه میدانند و معتقدند دستاوردهای برجام ملی است و میتواند در معادلات آتی تاثیر بسزایی داشته باشد. این موضع کاملا مغایر مواضع گروه قبلی است. گروه سومی هم دیده میشود که رای و نظرشان بینابین است. آنها در ماههای اخیر نمیتوانسند موضع شفافی در برابر برجام اتخاذ کنند. این دستهبندی در جامعه هم اتفاق افتاد و یکی از انگیزههای مردم برای حضور و رای دادن به لیست گروههایی که این تفکرات را نمایندگی میکردند، ناشی از یک موضع مشخص گرفتن در قبال این سه نوع تفکر بوده است و نوعی بلوغ سیاسی را به دنبال خودش دارد. اما به نظر میرسد این بلوغ سیاسی گذرا است و باید تلاش کرد تا مردم برای همیشه به این باور برسند.
چرا باید تلاش کرد تا این باور همیشگی باشد؟
به دلیل اینکه حزب، گروه و جناحی که کاندیداها را معرفی میکند باید پاسخگوی عملکرد کاندیداهای خودش باشد اما اگر فردی بدون پشتوانه سیاسی و تنها به صفت فردی خود کاندیدا شود او پاسخگو نیست. در حالی که اگر بر اساس شناخت سیاسی و مواضع احزاب رای آورده باشد باید دایما اتفاقات تجزیه و تحلیل شود و احزاب از طریق نمایندههایشان مطالبات را در کمیسیونهای مجلس دنبال کنند و مردم هم عملکرد احزاب و جناحها را بررسی میکنند و در موعد بعدی انتخابات تصمیم خود را به نمایش میگذارند. آنچه اتفاق افتاده ماندگاریاش منوط به کار بیشتر احزاب است.
پیش از برگزاری انتخابات بخش قابلتوجهی از فعالین سیاسی اظهار میکردند مجلس دهم اشبه المجالس به مجلس پنجم خواهد بود. آیا میتوان در حال حاضر مقایسهای انجام داد؟
باید کمی صبر کرد تا آرایش مجلس آتی بهطور کامل شکل بگیرد. بنابراین از هماکنون نمیتوان مقایسهای داشت. اما به نظر میرسد این مجلس با کلیه ادوار قبل متفاوت باشد. وزن جناح دولت و اصلاحطلبان با اصولگرایان نسبتا معتدل تفاوت اندکی خواهد داشت و به نظر میرسد جناح دولت در مجلس تقویت میشود.
نظر سنجیهای پیش از انتخابات نشان میداد تا روزهای دو شنبه و سهشنبه هفته قبل هنوز موج مشارکت گسترده بلند نشده بود اما طی روزهای چهارشنبه تا جمعه این اتفاق رخ داد. چه عاملی باعث افزایش معنادار مشارکت شد؟
در انتخابات ادوار مختلف کمابیش همینگونه است. عدهای دیر تصمیم میگیرند تا در انتخابات شرکت کنند. عدهای هم همیشه آماده رای دادن هستند. عدهای هم که قابل توجه هستند مساله باید برایشان کاملا روشن باشد که تصمیم بگیرند لذا در نظرسنجیها نوعا میگویند هنوز تصمیم نگرفتهام. این نمیتواند ملاک برای تحلیل نظرسنجی باشد. در انتخابات ریاستجمهوری هم همین اتفاق افتاد. اگر میخواهیم برآورد درست داشته باشیم باید ٣٠ درصد از تصمیم نگرفتگان را جزو شرکتکنندگان قرار دهیم.
آیا این انتخابات پدیده خاصی که بتوان از آن به عنوان ویژگی شاخص نام برد، در خود داشت؟
پدیده این انتخابات برخی چهرههای جدید هستند که وارد لیستها شدند. به هر نحو بسیاری از افرادی که شناخته شدهتر بودند یا به اراده خودشان یا با نظر شورای نگهبان از دور خارج شدند و چهرههای جدید حضور یافتند. فکر میکنم استقبال از چهرههای جدید هم در بین مردم بد نبوده باشد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.