کاظم جلالی:میخواهند اصولگرایی را گروگان بگیرند
رئیس فراکسیون رهروان ولایت مجلس ظاهرا تصمیم گرفته روی از پشت پرده اتفاقات مجلس برکشد.
روزنامه آرمان نوشت؛
گناه او از نگاه اصولگرایانی که چندان با اعتدال رابطه خوبی ندارند این بود که در فهرست مشترک اصلاحطلبان و اعتدالیون قرار گرفت که البته اکنون نام «امید» دارد. هر آنچه از اعتدال کینه در دل داشتند نثار او کردند چنانکه رجانیوز سایت نزدیک به جبهه پایداری نوشت: «انتخابات مجلس دهم علاوه بر همه ویژگیهای خاصی که به دلیل موقعیت ویژه کشور در مناسبات بینالمللی و همچنین وضعیت اقتصادی مبهم دارد، یک دستاورد ویژه و منحصر به فرد نیز داشته که باید از آن به عنوان «سنگ محک عیار اصولگرایان واقعی و تقلبی» نام برد؛ محکی که هنوز انتخابات برگزار نشده، تکلیف بسیاری از فعالان سیاسی را روشن کرده است.» یا اینکه نبویان از اعضای جبهه پایداری گفته است: «یادم هست در ایامی که میان مردم بعد از سال ۹۲ سخنرانی میکردم، میگفتند مجلس که اصولگراست! هرچه داد میزدیم و میگفتیم مجلس اصولگرا نیست، میگفتند رهروان ولایت! الان روشن شده است. رئیس رهروان ولایت باید به لیست اصلاحطلبها برود!» کاظم جلالی تا مدتها سکوت کرد و پاسخی به این اظهارات و هجمهها از ناحیه طیف تندرو نداد. جلالی در اول اسفند در پاسخ به سوالی درباره انتقاداتی که به حضور وی در فهرست انتخاباتی ائتلاف اعتدال و توسعه، حامیان دولت و اصلاحطلبان شده است، گفت: «دوستانی که میگویند از حضور بنده در لیست حامیان دولت و اعتدالگرایان تعحب کرده و گفتهاند که ما شکار اصلاحطلبان شدهایم، چرا نمیگویند که خودشان شکار جبهه پایداری و تندروها شدهاند!» و اما دیروز...
آغاز افشاگری های مرد آرام مجلس؟
روز گذشته او در پاسخ به این سوال که نظرتان درباره مباحثی که این روزها درباره حضور شما در لیست انتخاباتی اصلاحطلبان مطرح شده از جمله صحبتهای اخیر آقای مصباحی مقدم چیست؟ گفت: اولا ایشان گفتهاند که «من تعجب میکنم که آقای جلالی و دوستانشان شکار اصلاحطلبان شدهاند»، ماهم تعجب میکنیم از اینکه حضرت آقای مصباحی مقدم شکار جبهه پایداری شدند! چگونه میشود که بزرگان جبهه اصولگرایی که خودشان همیشه بر مشی جدایی از برخی از تندرویها تاکید میکردند، در جبهه پایداری قرار گرفتند؟ اگر آیتا... مهدوی کنی و آقای عسگر اولادی بودند، چنین ائتلافی که دوستان با محوریت جبهه پایداری شکل دادند، شکل میگرفت؟ چطور میشود که لیستی را تنظیم میکنند که تمام کسانی که دور میز هستند خودشان کاندیدا هستند و اول اسم خودشان را مینویسند. خب میآمدند میگفتند جبهه اصولگرایی منحصر به همین آقایانی است که دور میز بودند!» خبرآنلاین نوشت؛ کاظم جلالی در بخشی دیگر از اظهاراتش تاکید کرد: «عدهای میخواهند اصولگرایی را برای رسیدن به اهداف خود به گروگان بگیرند. جریاناتی سیاسی که باید برای نظام و ملت باشد الان برای اشخاص و در خدمت آنها شدهاند، یعنی اصولگرایی با هدف اینکه فرد خاصی رئیس مجلس بشود! در حالی که ما به هیچوجه این موضوع را نمیپذیریم و آن را جفا و نوعی انحصارگرایی میدانیم. در دوره قبل هم که در ائتلاف اصولگرایی بودم، در جلساتشان بر سر این موضوع که چرا شما کل انتخابات و مجلس را به گروگان گرفتهاید تا از قبل مشخص کنید که چه کسی رئیس مجلس بشود یا نشود، چندین بار در این باره مشاجره داشتیم. مگر در همین تهران از افراد امضاء نگرفتند که اگر برخی از اینها بعد از اینکه در لیست نبودند انصراف بدهند، پس چرا انصراف ندادند؟»
دلواپسان اقتصادی چرا امروز دعوت به سکوت نمیکنند؟
رئیس فراکسیون رهروان ولایت مجلس ظاهرا تصمیم گرفته روی از پشت پرده اتفاقات مجلس برکشد چرا که در ادامه اظهار داشت: «خیلی جالب است، کسانی که امروز مسائل اقتصادی را مطرح و بزرگ میکنند، دیروز تا از اقتصاد حرف میزدیم، با حربه تحریم همه را دعوت به سکوت میکردند. اما الان چه اتفاقی افتاده است؟ تازه یک ماه است تحریمها برداشته شده است. چطور در ظرف یک ماه انتظار دارند در کشور معجزه شود؟! آیا این برخورد با استانداردهای دوگانه نیست؟» نماینده شاهرود در مجلس ادامه داد: «این آقایان میگویند که تنها ما اصولگرا هستیم، همهچیز اصولگرایی هم متعلق به ماست و بقیه هم باید از ما اطاعت کنند، اگر در لیست بودید اطاعت کنید و اگر هم نبودید اطاعت کنید و انصراف دهید؛ چون همه معیارها را ما تعیین میکنیم. این چه فکری است؟ من از آقای مصباحی مقدم سوال میکنم، خودشان اگر در لیست نبودند الان چگونه موضعگیریای میکردند؟! جالب است که بدانید در لیست «اصلاحطلبان و حامیان دولت» برخلاف لیستهای دیگر نه از کسی تعهدی گرفتند که شما باید در لیست دیگری نباشید، نه تعهدی گرفتهاند که رئیس مجلس چه کسی باید باشد یا نباشد، نه تعهدی گرفتند که مواضع سیاسی چگونه باید باشد یا نباشد، حتی یک بار هم هیچ کس با بنده تماسی نگرفت و به بنده الزامی نکرد و کاملا یک لیست بر اساس یک نوع دریافت عقلانی و منطقی بود که عدهای را که فکر میکردند میتوانند به درد فضای فعلی کشور بخورند را در یک لیست کنار یکدیگر قرار دادند. البته از لیست اصولگرایان برخی به بنده زنگ زدند که اگر ما را در این لیست قرار بدهند حتی حاضر هستیم از آن لیست انصراف بدهیم. یا برخی از افراد حاضر در آن لیست را در مجامع دیدیم گفتند اینکه ما را در این لیست قرار دادهاند بیشتر به ما آسیب زدهاند. مشکل اصولگرایی در این است که عدهای خودشان را تام و تمام اصولگرا میدانند تاجایی که سند کامل اصولگرایی باید به نام آنها باشد.»
احمدینژاد محافظ فرستاد کسی فیلم فاضل لاریجانی را قبل از پخش نبیند
کاظم جلالی در ادامه به تشریح دلایل حضورش در یکشنبه معروف مجلس و مجادله لفظی لاریجانی و احمدینژاد پرداخت:
تلخترین روز مجلس نهم را چه روزی میدانید؟
۱۵بهمن ۹۱ که به نظرم رئیسجمهور وقت آمد و یک فیلمی را از برادر رئیس مجلس پخش کرد. اقدامی که کاملا غیراخلاقی بود و موجب یک درگیری شدید سیاسی شد.
ظاهرا آقای لاریجانی نیز آماده بودند؛ چون نطقی کردند و برخی نمایندگان مانند آقایان فرهنگی و جهانگیرزاده به نفع ایشان در صحن علنی شهادت دادند.
آقای دکتر لاریجانی ذهن قویای دارد. ایشان نوار را نشنیده بود. من صبح به مجلس رفتم و آقای فروزنده که معاون رئیسجمهور بود به آقای دکتر لاریجانی توصیه کرد شما کاری کنید که استیضاح در دستور کار مجلس قرار نگیرد. آقای دکتر لاریجانی بیان کرد که استیضاح دست من نیست. البته باید بیان کنم که شب قبل از آن نیز جلسهای میان آقای دکتر لاریجانی و آقای احمدینژاد و چند وزیر اقتصادی و چند رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در زمینه کمک عیدانه به ملت در آستانه نوروز ۹۲ برگزار شد. در این جلسه تنشی ایجاد شد و صبح فردای آن نیز آقای فروزنده نزد آقای دکتر لاریجانی آمد تا استیضاح را پس بگیرند و وقتی با مقاومت دکتر لاریجانی روبه رو شد بیان کرد که آقای احمدینژاد تهدید کردند که موضوعی را رو خواهند کرد ولی بعد شنیدیم که یک نواری را تحویل سمعی و بصری مجلس دادهاند اما به همراه محافظ تا کسی نوار را نبیند و در زمان خودش استفاده شود. کمکم بیان شد که این نوار مربوط به برادر ایشان است. هر کس ذهنیت متفاوتی در این خصوص داشت. تا اینکه آقای احمدینژاد صحبتهای خود را انجام دادند و بخشی از جلسه برای بعدازظهر ماند و طبیعتا آقای دکتر لاریجانی از ظهر تا بعدازظهر برخی جمعبندیها را داشتند و آمادگی ذهنی ایشان برای پاسخگویی معمولا خوب است.
به نظرتان بهتر نبود که زودتر با احمدینژاد برخورد قاطعانهتری صورت میگرفت؟
ایشان برخورد قاطعی کرد. دکتر لاریجانی در دبیرخانه شورای امنیت ملی حضور داشت و در مذاکرات هستهای بود. ببینید چطور شد که ایشان استعفا داد و این استعفا توأم با دعوا و برخورد بود. در عین حال نمیشود که روسای قوا با هم جنگ داشته باشند. بالاخره ملاحظات دیگری هم وجود دارد و از طرفی هم همیشه توصیه بحق مقام معظم رهبری این بود که روسای قوا با یکدیگر تعامل داشته باشند و با یکدیگر همکاری کنند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.